صفحه اصلی
loading...
 
 
 

گلچین عالم

خوش بنال اي دل كه شمع بزم ما از دست رفت
باز در غربت غريبي آشنا از دست رفت
زين هزاران گل، گلي گلچين عالم باز چيد
آه! عادل زاده آن محمود ما از دست رفت
خسته نايي چون من و با ناله نايي همچو ني
رفت و از ناي و ني ام نال و نوا از دست رفت
هم دمي، هم سنگري، هم ناله اي از جمع ما
رنج نُه ساله كشيد و زان رها از دست رفت
چون حسن مسموم زهر كوزهء ظلم زمان
چون حسين خونين گلوي كربلا از دست رفت
آر ي او مخلص شد و جام شهادت سر كشيد
پر گشود از عشق و در راه خدا از دست رفت
كودك و همسر به ره چشم انتظار مقدمش
بي خبر از آنكه بابا بي صدا از دست رفت
دوستان در هجر آن رزمنده جانباز شهيد
ديده را مهر و مه و نور و صفا از دست رفت
دست و پا گيرم شد اندوه و زبان سوزد ز حزن
چون بگويم چون شد و ما را چه ها از دست رفت
نوبت ما كي رسد ياران پياپي مي روند
مهرزاد و فيضي و محمود ما از دست رفت
آنچه رف تاز دست كي آيد به دست «خسته» باز
غم مخور كان دوست، با صدق و رضا از دست رفت

به ياد شهيد عادل زاده
عنايت اله مالكي


كتاب: جهان بي چشم هاي من
مطلب بعدی »