صفحه اصلی
loading...
 
 
 

آه… بابا

علي سليماني/ همدان
دردي از جنس غريبي هاي شب
در ميان كوچه هاي شهر بود
آه بابا، چشم خيس پنجره
بعد تو با كوچه هامان قهر بود
آه بابا! غربت اينجا قد كشيد
از غروب آسمان لبريز گشت
فصل كوچت با پرستوهاي عشق
زرد و نارنجي تر از پاييز گشت
بوي غربت در هوا پيچيده است هيچ كس از درد من آگاه نيست
روزهايم بي تو پرپر مي شوند
روزهاي با شما در راه نيست
مهربان باباي من! با رفتنت
روزهايم شب زده، زنداني است
روي بال آسمان بايد نوشت
سمت چشمان خدا باراني است

علي سليماني
نام كتاب: هروله به كوشش
مطلب بعدی »