صفحه اصلی
loading...
 
 
 

عقل باید که پشت در باشد...

پنجشنبه 11 دی 1348
دیده ای یک نفر پرنده شود پر بگیرد ،بدون سر باشد سایه گستر شود درختی که تنه اش زخمی تبر باشد دیده ای تا کنون پرستویی روی مین آشیانه بگذارد استخوانی بیاید ومثل…

آژیر پیروزی در خیابان آزادی

پنجشنبه 11 دی 1348
مژده فتح خرمشهر در ساعت چهار بعدازظهر در خیابان آزادی غریو شادی در توفان حنجره‌ها و زلال اشک شوق در سپیده چشمان شهر شهر در التهابی دیگر گونه جعبه‌های شیرینی از…

زخیل عاشقان جا مانده‌ام من

پنجشنبه 11 دی 1348
رفیقان می‌روند نوبت به نوبت خدایا نوبتم کی خواهد آمد الهی من بدم اما تو خوبی یقین دارم که ستارالعیوبی حمید ناصری از دست ما رفت خدایا گل بود و هست ما…

یادش بخیر اون روزا

پنجشنبه 11 دی 1348
یــــادش بـخیر اون روزا بـابـا عـجب حــالــی داشت با زهــرا بـــازی مـی کرد سر به سرش هی می ذاشت قــایم موشک بـــازی رو زهرا که خیلی دوس داشت امّا اونوقت کوچیـک…

ما نباختیم‌

پنجشنبه 11 دی 1348
ما نباختیم‌، چون‌ پشیمان‌ نیستیم‌، و پشیمان‌ نیستیم‌ چون‌ نباختیم‌. ما بردیم‌، چون‌ دفاع‌ كردیم‌، و دفاع‌ كردیم‌ چون‌ مَردیم‌. ما جنگیدیم‌…

فکه‌ مثل‌ هیچ‌ جا نیست‌! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائیه‌، نه‌...

پنجشنبه 11 دی 1348
فكه‌ مثل‌ هیچ‌ جا نیست‌! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائیه‌، نه‌... فكه‌ فقط‌ فكه‌ است‌! با قتلگاه‌ و كانال هایش‌، با تپه‌ ماهور و…

جـــنگ کجـائی ؟ که دلم تنـگ توست

پنجشنبه 11 دی 1348
جـــنگ کجـائی ؟ که دلم تنـگ توست رقـص جنون تشـنه ی آهنـگ توســت جنگ کجائی؟که دلم خون شد است زاده ی لیـلای تو مجـنون شــد است جنــــگ شـهـیـــدان تــــو را…

شکوه ماندگار

پنجشنبه 11 دی 1348
بسیجی‌‌ای شکوه ماندگار عاشقی که می‌تراود از دلت بهار عاشقی به من نشانی هزار لاله را بده به من کلید کوچه باغ ناله را بده بگو که عشق از دم تو سربلند شد سری شکست…

بهار است و هنگام گل چیدن من

پنجشنبه 11 دی 1348
به خون گر كشی خاك من، دشمن من بجوشد گل اندر گل از گلشن من تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی جدا سازی ای خصم، سر از تن من كجا می‌توانی، ز قلبم ربایی تو عشق میان من و میهن…

به مناسبت سالروز ورود آزادگان سرفراز به میهن اسلامی

پنجشنبه 11 دی 1348
بی مرگ سواران شب حادثه هایید خورشید نگاهید و در آفاق رهایید مرداب كجا فرصت پیدا شدنش هست آنگاه كه چون موج از این بحر برآیید چون صخره صبورید شب شیطنت باد رنجوریتان…