صفحه اصلی
loading...
 
 
 

آمدنم یادت هست؟

پنجشنبه 11 دی 1348
آخرین دفعه باز آمدنم یادت هست؟ بوی باروت و غبار بدنم یادت هست؟ وقتی از پنجره بر چشم تو خندیدم حالت ساحل دریا شدنم یادت هست؟ روزی از کوچه به تو دست تکان می دادم دست…

مسافر

پنجشنبه 11 دی 1348
و آتش چنان سوخت بال و پرت را، كه حتّی ندیدیم خاكسترت را به دنبال دفترچه ی خاطراتت دلم گشت هر گوشه ی سنگرت را و پیدا نكردم در آن كنج غربت به جز آخرین صفحه ی دفترت…

یاد شهیدان

پنجشنبه 11 دی 1348
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود اینك به یمن یاد شما جان گرفته است در آسمان سینه ی من ابر بغض خفت …

حسین جان عاشقانت پر کشیدند

پنجشنبه 11 دی 1348
حسین (ع) جان عاشقانت پر كشیدند همه جام بلایت سر كشیدند به خاك جبهه غوغایی نمودند كه نقش كربلایت بركشیدند تو با دل های عشاقت چه كردی كه دست از هر چه جز دلبر…

زمان کربلای پنج آمد

پنجشنبه 11 دی 1348
به گوش دل رسد این نغمه بر ما كه شد در خاك جبهه شور و غوغا شبی یاران درون خیمه بودند همه آهنگ حمله می سرودند كه فرمان آمد ای یاران بیایید برای حمله ای آماده باشید به…

صدای فاطمه(س) از جبهه آید

پنجشنبه 11 دی 1348
زمین و آسمان در ناله باشند كه پیغام آور صد لاله باشند به گوش جان دوباره نغمه آید صدای فاطمه (س) از جبهه آید كه یاران من پهلو شكسته بین یا رب به خاك و خون نشسته شبی…

بوی خرمشهر

پنجشنبه 11 دی 1348
مرا شهری است بی سامان و برباد سواد اندوده چون مینوی شدار خدایش ناخدایی بی سرانجام زمینش آسمانی دام در دام كج اندیشانه خورشیدش شراری است مهش اسب چموش بی سواری…

پرچمدار

پنجشنبه 11 دی 1348
بیا ، ای دوست با هم یار باشیم شقایق وار پرچمدار باشیم برای حفظ قرآن محمد(ص) میان صحنه پیکار باشیم رحیم زریان برانکار برای خودش گفتم «می ری جلو، این برانکار را هم…

سرفه می کند و طعم جبهه را، در هوای کوچه، می پراکند...

پنجشنبه 11 دی 1348
سرفه کرد و از کنار من گذشت، چفیه پوش آشنای این محل او هنوز سر به زیر و ساده است، مردِ با خدای این محل می توانی از نگاه زرد او، خوشه هایی درد را دروکنی با عبور او چه…

برق پلاک و چفیه

پنجشنبه 11 دی 1348
در برق پلاك و چفيه تصوير شدند مردانه، حقيقي جهانگير شدند گمانم، قلندر صفتان عاشق شايسته و بي مدال تقدير شدند رضوان امدادي (1352-اردستان)