صفحه اصلی
loading...
 
 
 

در انتظار...

پنجشنبه 11 دی 1348
هنوز بر لب‌ سرخ‌ تو ردّ لبخند است‌ بخند چون‌ که‌ برای‌ دلم‌ خوشایند است‌ چقدر جاذبه‌ دارد نگاه‌ گیرایت‌ هنوز عکس‌ نگاهت‌ به‌ قاب‌ دل‌ بند است‌ چنان‌ عکس‌…

گنج‌

پنجشنبه 11 دی 1348
شبی‌ راهی‌ شدی‌ تا با غریبی‌ همسفر باشی‌ بدون‌ اینکه‌ حتی‌ لحظه‌ای‌ فکر خطر باشی‌ سواری‌ آمد و پیغامی‌ از سرگشتگی‌ آورد به‌ صحرا سر سپردی‌ تا همیشه‌…

هزار منقل و اسفند

پنجشنبه 11 دی 1348
درخت ها به نماز ایستاده‌اند تنت را و بارهای مسافر شمیم پیرهنت را به انتظار نشسته‌اند کاسبان تهی‌دست عزیزوار به بازار مصر آمدنت را چنان سبک شده‌اند بی‌پلاک و نام و…

سکوت و فاصله

پنجشنبه 11 دی 1348
یا هیچ گاه، حس کبوتر نداشتم یا خواستم پرنده شوم، پر نداشتم تو، بال و پر زدی و رسیدی به آسمان من، دست از حضیض زمین بر نداشتم تو، جز جنون و عشق و خطر در سرت نبود من، جز…

گمشدگان

پنجشنبه 11 دی 1348
این غنچه گل از چمن گمشدگان است آلاله ی سرخ دمن گمشدگان است هر برگ گل سرخ که افتاده در این باغ تن پاره ای از باغ تن گمشدگان است صبحی که از آن روح فلق سرخ برآید آئینه…

زخم کهنه

پنجشنبه 11 دی 1348
باز امشب دفتر من پاره‌پاره باز امشب شعر من شد نيمه‌کاره باز امشب با تو خلوت مي‌کنم من يک نگاهي بر وصيت‌نامه مي‌کنم من زخم کهنه در دلم سر باز کرد اشک در من قصه‌ها…

آئینه جنگ

پنجشنبه 11 دی 1348
اي جماعت جنگ يک آئينه است هفتة تاريخ را آدينه است لحظه‌اي از اين هميشه بگذريد اندرين آئينه خود را بنگريد داغ بود و اشک بود و سوز بود آه ! گويي اين همه ديروز بود اينک…

از جنس زخم

پنجشنبه 11 دی 1348
اي آن که بال بال تو را آسمان کم است وصف تو عاشقانه‌ترين وصف عالم است بي سايه‌ي عنايت تو اي بزرگوار! « کار جهان و خلق جهان جمله درهم است » اين نبض بي‌قرار به ياد تو…

آهنگ حماسه

پنجشنبه 11 دی 1348
در تو آواز مي‌شود تنها، مهتاب در انديشه‌ي روي تو نيست گاهي باغچه در فصل نارنج بر چشم‌هاي منتظر شبنم تار مي‌زند ياد تو را بر شانه‌هاي برهنه شهر آهنگ حماسه‌ي تو…

آئینه جنگ

پنجشنبه 11 دی 1348
اي جماعت جنگ يک آئينه است هفتة تاريخ را آدينه است لحظه‌اي از اين هميشه بگذريد اندرين آئينه خود را بنگريد داغ بود و اشک بود و سوز بود آه ! گويي اين همه ديروز بود اينک…