صفحه اصلی
loading...
 
 
 

بازوي متبرك

پنجشنبه 11 دی 1348
نزديك شروع عمليات، سيدمحسن حسني قصد رفتن به رودخانه را كرد تا غسل شهادت كند. مانع او شدم. در حالي‌كه چشمانش از شادي مي‌درخشيد، گفت: «خواب امام‌حسين (ع) را ديدم كه…

بازگشت از ديدار

پنجشنبه 11 دی 1348
يك شب كه در جبهه‌ي غرب در سنگر خوابيده بودم، يكي از دوستانم كه در عمليات بيت‌المقدس (فتح خرمشهر) شهيد شده بود، به خوابم آمد. بعد از احوالپرسي گفت: «آقا محمود…

پلاک

پنجشنبه 11 دی 1348
و ناگهان خبري دردناك آوردند ز رد پاي تو يك مشك خاك آوردند هنوز باورم اين بود باز مي گردي براي باورم اما پلاك آوردند تو زنده بودي و آن ها ز مردنت گفتند پلاك يخ زده اي…

عروسک های بی مادر

پنجشنبه 11 دی 1348
خانه هاي آوار شده شهرهاي ويران ميدان هاي آتش كلاهخودهاي سرخ قهقهه هاي سوراخ و دريايي كه عطش جنون را سيراب نمي كند با كه بايد گفت؟ حكايت غنچه هايي را كه در خواب پرپر…

گلچین عالم

پنجشنبه 11 دی 1348
خوش بنال اي دل كه شمع بزم ما از دست رفت باز در غربت غريبي آشنا از دست رفت زين هزاران گل، گلي گلچين عالم باز چيد آه! عادل زاده آن محمود ما از دست رفت خسته نايي چون من و…

هذیان یا رؤی

پنجشنبه 11 دی 1348
بيدار مي شويم به هيئت مرگ سرگردان به سپيده اي ابري چشم گردان آفتابي كه گم شده است كجاي جغرافياي من است آسماني كه نمي گريد ابرهاي پياپي را؟ گيج مي خورم ـ هروله ي هذيان و…

آه… بابا

پنجشنبه 11 دی 1348
علي سليماني/ همدان دردي از جنس غريبي هاي شب در ميان كوچه هاي شهر بود آه بابا، چشم خيس پنجره بعد تو با كوچه هامان قهر بود آه بابا! غربت اينجا قد كشيد از غروب آسمان…

نخل های جنوب

پنجشنبه 11 دی 1348
دمي كه حنجر سرخ ات بريدني شده است چقدر قصه ي دردت شنيدني شده است؟ اي آسمان سياهي، به احتمال قوي كبوتر قفس تن پريدني شده است دلي كه در تب اين لحظه سال ها مانده ست درون…

شعری شبیه تو

پنجشنبه 11 دی 1348
مادر گريست بي تو خودش را كنار تاك بر قامت شكسته ي يك مرد چاك چاك محرم شدي، زمين به طوافت قيام كرد دنيا گذاشت روي تنت بوسه بوسه خاك تسبيح شعرهاي تو افتاد و پاره شد بي…

لاله پرپر

پنجشنبه 11 دی 1348
بیا ای دل از اینجا پر بگیریمره کاشانه دیگر بگیریمبیا گمگشته دیرین خود راسراغ از لاله پرپر بگیریمبیا ای دل از اینجا پر بگیریمره کاشانه دیگر بگیریم بیا گمگشته دیرین…