صفحه اصلی
loading...
 
 
 

برای شیمیایی ها که بیصدا می میرند

پنجشنبه 11 دی 1348
ماهیای سرخ عاشق ، توی حوضی از اسیدن دلشون یه دریا درده ،کی می دونه چی کشیدن ؟! می دونی چه دردی داره ،بی صدا ترانه خوندن ؟! می دونی چه سوزی داره ،تو آتیش نفس کشیدن ؟! …

هرچه گفتم صبرکن نشنید و رفت

پنجشنبه 11 دی 1348
هرچه گفتم صبرکن نشنید و رفت برخیال خام من خندید و رفت پنجه زد بر روی وجدانش زمان یک سخن از مثنوی پرسید و رفت شعله می زد در درونش آفتاب در پی ایثار دل رقصید و رفت …

هدیه ای از جنس پلاک

پنجشنبه 11 دی 1348
پوتین به پا و خنده به لب، چفیه‌ای به دوش بوسید دست مادر و آن شب غریب رفت باغ بهشت منتظرش بود، عاقبت «احمد» برای چیدن یک دانه سیب رفت • او رفت و رفت پشت سرش درد بود و…

پلاک گم شده

پنجشنبه 11 دی 1348
پلاک گم شده پشت سرت آب می ریزم کلمات پس و پیش شده ،به دنبال تو را از میان کوچه بر می دارم و شمع روشن می کنم شعر تازه ام را برای تو گرم تر از جنوب به راه می افتی و…

چفیه ها بوی شهادت می دهند

پنجشنبه 11 دی 1348
چفیه یعنی باز گمنامی شهید از شهیدستان گمنامی رسید گرچه نامش از زبانها دور بود استخوان پیکرش پر نور بود چفیه را سنگر نشینان دیده اند چفیه را گلها به خود پیچیده…

این چفیه هنوز بوی بابا دارد

پنجشنبه 11 دی 1348
خون... سرفه خشک... درد... بیمارستان... آیینه‌ای از نبرد... بیمارستان... پیچید صدای ضج‍ه شیرزنی! یک خط کشیده!... م‍رد... بیمارستان... در باد نشانه‌های بال و پر توست …

رسم شهادت بجاست

پنجشنبه 11 دی 1348
به نام خداوند مردان جنگ دلیران چون شیر و ببر و پلنگ به نام خداوند مردان دین ز شک رفته مردان اهل یقین به نام یلان محمد نژاد که شد شورشان غبطه گردباد علی…

من و جنگ

پنجشنبه 11 دی 1348
من و جنگ، یاران دیرینه ایم کمربسته در هشت وادی خطر سپر ساخته سینه بر تیرها شنا کرده در شط خون جگر به کارون و اروند تا پل زدیم گذشتیم از خویش تا رزمگاه در…

همه از بی نشانی ات رنجورند

پنجشنبه 11 دی 1348
مرد آزاده را بسی سهل است کز همه چیز بگذرد جز نام از سر جاه و مال برخیزد جان دهد نیز در ره اسلام جان عزیز است و دین عزیز تر است وآنچه از جان گذشته جانان است آن که…

نامه های بی جواب

پنجشنبه 11 دی 1348
چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم برای آمدنت شب به شب ستاره شمردم چقدر گرد گرفتم من از اتاق تو مادر برای باور مردم قسم به جان تو خوردم در انتظار تو و قاصدی كه هیچ…