صفحه اصلی
loading...
 
 
 

نوبتی باشد اگر...

پنجشنبه 11 دی 1348
سنگ بردارو بزن این شب آویزان را تا که بر هم بزنی خواب خوش شیطان را سنگ " قانون " دهان کوب زمین است ، بزن ! آه ، موسیقی خشم تو همین است ، بزن زندگی زیر لگد های هیولا سخت…

بسم رب الشهدا

پنجشنبه 11 دی 1348
بسم رب الشهدا از شهدا باید گفت از فداکارترین قوم خدا باید گفت عشق در دایره ی بسته ی آتش بس نیست از دل سوخته ی اهل صفا باید گفت افق شرعی احساس من و ساعت هشت آری از…

آنان که گم شدند سحرها یکی یکی

پنجشنبه 11 دی 1348
هی دست می‌رود به کمرها یکی یکی وقتی که می‌رسند خبرها یکی یکی خم گشته است قد پدرها دوتا دوتا وقتی که می‌رسند پسرها یکی یکی باب نیاز باب شهادت درِ بهشت روی تو باز شد…

برادران غیور

پنجشنبه 11 دی 1348
اینک که شهر شعله ور بی خیالی است جای برادران غیورم چه خالی است جای برادران غیوری که بعدشان این شهر در محاصره خشکسالی است بی ادعا ز خویش گذشتند و پل شدند رد عبور…

ای کاش رنگ شهر بازیم نمی داد !

پنجشنبه 11 دی 1348
ای کاش در دل ذره ای شور و نوا بود احوال ما با حالت نی ها هم صدا بود ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد این نامرادی شیوه مردم نمی شد ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد در جبهه…

مرد و خنجر

پنجشنبه 11 دی 1348
گذشت مرد و گذشت از برابرش خنجر شهاب و صاعقه و رقص آتش و اخگر ستون قامت مرد از ستاره گلباران و دست های بلندش، ستاره باران تر ! حضور سرمدیش در هزاره ها جاری شراره های…

سوگ لاله

پنجشنبه 11 دی 1348
به سوگ لاله، گر این مایه داغ خواهم دید به عمر کوته گل، مرگ باغ خواهم دید کم از دو هفته ، نه من دیدم عاشقان دیدند که رهروان تفرج، هزار گل چیدند زنای تار، به یک زخمه…

سواران مشرقی

پنجشنبه 11 دی 1348
رفتند روی گرده طوفان ، سوار ها ما مانده ایم و فاصله ها و غبارها یادش به خیر شور سواران مشرقی تنگ غروب بود و تب شوره زارها خورشید در کرانه ی باران …

مثنوی شرمساری

پنجشنبه 11 دی 1348
شب است و سكوت است و ماه است و من فغان و غم اشك و آه است و من شب و خلوت و بغض نشكفته‌ام شب و مثنوي‌هاي ناگفته‌ام شب و ناله‌هاي نهان در گلو …

مسافر قبر حسین(ع)

پنجشنبه 11 دی 1348
در مسیر عشق سوی دشت کربلا چون که بگذشتم از کنار تنگه مرصاد چشم های خسته ام را لحظه ای بستم و چون بستم بدیدم ناگهان صد هزاران صد هزاران عاشق دیوانه را که به تن…