صفحه اصلی
loading...
 
 
 

باقري-محمدعلي (شهيد)

مهربان بود و مؤدب و بسيار خوش‌برخورد. اهل حجب و حيا بود. حتي در شوخي‌هايش هم حيا داشت. وقتي كه خبر شهادتش را دادند، مشتاقانه براي زيارت پيكرش رفتم. خواستم پيشاني‌اش را ببوسم، اما با پيكر بي‌سرش روبرو شدم. خم شدم قلبش را بوسيدم، ديدم بدنش سوخته است. گفتم: بابا تو كه هيچ‌گاه دل من را اين‌گونه نمي‌شكستي! بعد كه وصيت‌نامه‌اش را خواندم، ديدم در وصيت‌نامه‌اش نحوه‌ي شهادتش را نوشته و اشاره كرده بود كه با بدني سوزان و بي‌سر به ديدار خدا مي‌روم.

منبع :كتاب كرامات شهدا   -  صفحه: 61  راوي : پدرشهيد 
مطلب بعدی »