|
|
|
|
|||
دیروز درد حقیقی، امروز درد زمینی
بهروزهم رفت ممد! با آخرین لاله چینی
مطلب بعدی »
آزادی شهر ما را، ممد! نبودی ببینی ممد نبودی و بودند آنان كه هرگز نبودند عاشق تر از تو كسی نیست، ممد! تو عاشقترینی محو كدام آستانی، غیر هوالهو هوالهو مانند تو عارفی كو، با روح قرآن قرینی؟ آتش شدی، میشدی، می، خالی شدی، نی شدی، نی بیرون شدی – دف شدی، دف ـ بیپوست، بیپوستینی گفتی بمیریم در عشق، در عشق باید بمیریم مردید، مردید، مردید، با مرگ زیباترینی در من رسوب درختان، در من غروب زمستان ممد !كجایی كه امروز، پایان من را ببینی دیروز، شبهای سنگر، امروز، شبهای دربند دیروز، درد حقیقی، امروز، درد زمینی از قله پایین بیایید! ای عارفان دروغین دیدم كه صبحی ندارد، پایان این شبنشینی علیرضا قزوه |
|||||
|