پاسدار شهید سید محمود حقانی در سال 1347 در روستای اسفرجان در یک خانواده مذهبی و متوسط دیده به جهان گشود. وی از همان دوران کودکی در تحت نظر خانواده با اصول و عقاید اسلامی آشنا شد. شهید حقانی در سن 6 سالگی وارد دبستان شده و در سن 11 سالگی تحصیلات راهنمایی را آغاز کرده که این زمان با تظاهرات و راهپیماییهای مردم انقلابی مصادف بود.
شهید سید محمود در این زمان علی رغم سن کم در راهپیماییها شرکت گسترده و فعال داشت. لذا در اواسط سال دوم راهنمایی بود که ترک تحصیل کرده و به علت علاقه اش به اسلام در سال 1360 به همراه یکی از دوستانش به بسیج رفته اما به علت اینکه به سن تکلیف نرسیده بودند در بسیج پذیرفته نشدند. لذا به اصفهان رفته و پس از دوسال که به کار مشغول بود، برای بار دوم به سپاه منطقه 2 رفت و ثبت نام نمود. ذکر این نکته ضروری است که سید محمود از اخلاق و فضائل اخلاقی بابلایی برخوردار بود. شهید سید محمود علاوه بر منزل در بیرون از خانه نیز خوش رفتار بود و خصوصیات اخلاقی وی زبان زد خاص و عام بود.
پس از ثبت نام در سپاه منطقه2 در تاریخ 22/12/1363 در کربلای خونین خوزستان در عملیات ظفرمند بدر مانند سرور شهیدان حضرت سیدالشهدا (ع) در خون سرخ خود غلطید و شهد شیرین شهادت را نوش جان کرد.
مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.
با نام الله قوه دهندهدله و تسکین دهنده قلبها و با درود و سلام بر امام زمان (عج) و با درود و سلام به خدمت رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران وصیتنامه خود را به عنوان پیامی به ملت شهید پرور ایران آغاز می کنم.
اولین پیامی که بنده برای شما دارم این است که تا جان در بدنتان هست و خون در رگهایتان جریان دارد باید پشتیبان انقلاب باشید. که ولایت علی بن ابیطالب(ع) است و ولایت علی(ع) هم دنباله ولایت رسول الله (ص) و آن هم دنباله ولایت الله است.
لذا باید کسانی که می خواهند رو در روی ولایت فقیه بایستند مبارزه کنید. دیگر اینکه جنگ در رأس همه امر امور بدانید زیرا اسلام همیشه باید تا رفع فتنه از عالم در حال جنگ با کفار باشد. سعی کنید وحدتتان حفظ شود که اگر نفاق و اختلاف میان مسلمانان بیفتد باید فاتحه اسلام را خواند. اما دیگر وصیتم این است که سعی کنید ریشه فساد و بی حجابی را ازمیان برطرف کنیدکه من سبب این فساد را در بی عفتی می دانم و این مسئله به نظر بنده با خود خواهران است که با آنها مبارزه کنند و مواظب باشند که حرمت شهیدان پایمال نشود. و در پایان هم باید چند جمله ای با پدر و مادرم و خانواده ام صحبت بنمایم: از شما می خواهم که پیرو راه شهیدان باشید و سعی کنید از نماز جماعت و نماز جمعه غافل نشوید. درضمن از شماها می خواهم آشکارا برای من گریه نکنید که دشمنان اسلام بر ما شاد شوند بلکه از شماها می خواهم که اگر من لیاقت شهید شدن در راه خدا را پیدا کردم اگر خواستید برایم گریه کنید بیاد مظلومیت حسین (ع) و علی اصغر حسین (ع) گریه کنید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.