صفحه اصلی
loading...
 
 
 

بوسه بر خاک راه شهدا

من سرخی خاک جبهه ها را بوسم

خاک ره مردان خدا را بوسم
بوسد چو امام دست و بازوی مرا
من خاک شوم دست امام مقتدا را بوسم


دو چشم تیز بینم را مبندید
که تا مردم ببینند چشم بازم
که هرگز کورکورانه نرفتم
بسوی جبهه تا جان را ببازم


شیون مکن مادر در مرگ خونبارم
بگذر ز من دیگر شوق خدا دارم
گر کشته گردیدم در جبهه ها مادر
بهرم مکن زاری بهرم مزن بر سر
یک پرچم سبزی بر خانه زن مادر
بهرم چراغان کن این کوچه را یک سر



خوش جبهه ایست حیف که گلچین روزگار
فرصت نداد که ریشه ی کفار برکنیم


شهید راه وطن این منم که در خاکم
ز دهر دیده فرو بسته ام در افلاکم
بامر حق بخروش آمدم سوی باطل
بجنگ کفر من آن حق پرست بی باکم
طمع به خاک وطن داشت خصم و غافل بود
که در برابر او سخت کوش و چالاکم
اگر چه کشته آزادی وطن گشتم
کنون بخاک سیه سر نهاده صد چاکم
ز خون من پس از این لاله روید و گوید
به تربتم چه نشستی مجو که غمناکم
شهید راه وطن مست عشق حق باشم
که بی نیاز بتابوت و چوبه تاکم


دوست ندارم که در حجله بختم به سعادت برسم
دوست دارم که در سنگر عشقم به شهادت برسم
مطلب بعدی »