|
|
|
|
|||
سوگ لالهبه سوگ لاله، گر این مایه داغ خواهم دید به عمر کوته گل، مرگ باغ خواهم دید کم از دو هفته ، نه من دیدم عاشقان دیدند که رهروان تفرج، هزار گل چیدند زنای تار، به یک زخمه ناله می روید ز دشت خشک، به یک داغ لاله می روید تو را به صحبت یک گل هزار دل بند است هزار گل ، تو چه دانی هزار گل چند است هزار مرغ در این عرصه زار می خوانند از این هزار ، یکی را هزار می خوانند هزار قصه مرموز باغ می داند شب از شمیم سحر روز باغ می داند هزار را دل پر مهر و جان پر کینه است هزار را طرب آب و طبع آئینه است به لاله داغ بهار از بهار باید جست غم عشیره باغ از هزار باید جست منبع : حماسه های همیشه |
|||||
|