|
|
|
|
|||
پاسخ نامه اسير ايرانى در عراق
مکان: تهران، جماران
مخاطب: حمزه اى، محمد
مطلب بعدی »
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اللهم اياک نعبد و اياک نستعين.
مادرم سلام.اين نامه مخصوص پدر بزرگوارم هست.
پدر عزيز و هادى ام و مايه دانايى ام و داراى روح خدايى ام، سلام عليکم.
گرچه مشکل است معرفت قدر تو، اما اين جملاتى است تقديم به قلب تو.
وصفت را از چند چيز پرسيدم.
از کوه ، گفت از من استوارتر.
از دريا، گفت از من خروشانتر.
از خورشيد، گفت از من تابانتر.
گاهى که سر انقياد به حال تحقير بردامنت گذاشتيم، به ما فرزندانت فرمودى: اگر لايق باشم، دست و بازويتان را مى بوسم.
دانى چرا چنين شاعرانه مى گويم.
ديده اى پروانه را گرد شمع مجنونوار فقط سر سوداى وصال نور دارد.
من الان چنينم و ياد وصال در خاطرم هست که از او دورم، اما عيان مى بينم که اگر مولايت بخواهد، بزودى شايد تو را ببينم، وگر نبينم وعده ما بر سر حوض با مادرت.
انشاءاللّه.
خداحافظ - التماس دعا (پدر، ما را حلال کن) - 22/4/66
به نام خدا
عزيزم ما سلامت هستيم و به شما و ساير دوستان دربند دعا مى کنم.
شما نگران نباش.
اين نحو گرفتاريها براى دوستان خدا هميشه بوده و موجب بلندى مقام و رحمت خدا هست.
اميدوارم بزودى همگى با سلامت به وطن خود باز گرديد.
به دوستانتان سلام مرا برسانيد.
خداوند به شماها صبر و اجر عنايت کند.عبد ...(1)
پی نوشت:
1- براى رعايت مسائل حفاظتى، امام خمينى به صورت مستعار امضا کرده اند
فرزند عزيزم، نامه شما که از سلامت مزاجتان بحمداللّه خبر داد، واصل شد و موجب خرسندى از اين جهت، و افسردگى از جهات ديگر شد.
|
|||||
|