شهید میرشفیعى، جایگاه والایى درمیان معاشران و دوستانش داشت و فردى عاطفى و مقید به امور اجتماعى شمرده مى شد، جاذبه اش عجیب بود و بسیار با هوش و مهربان! او در کار دامدارى و کشاورزى پدر را تنها نمى گذاشت. پس از دوره راهنمایى به حوزه خوانسار رفت و در مدرسه علمیه حضرت ولى عصر(عج) به خواندن مقدمات علوم حوزه پرداخت امّا شور و حال وصف ناشدنى او، مقدمات بزم ربّانى را برایش فراهم ساخت؛ به ویژه با شهادت عمو زاده اش «سیّد تقى میرشفیعى»، تاب ماندن را از دست داد و به سوى جبهه هاى نور علیه ظلمت شتافت.
آرى! رفتن به جبهه شرهانى در خاک عراق و غلتیدن در خاک و خون با پیکرى پاره پاره... و هم اکنون او میهمان خاک هاى گرم جنوب است تا میراث دار رزمندگانى باشد که برهه اى از تاریخ
شکوهمند دفاع مقدس را در آن منطقه سپرى کردند.