صفحه اصلی
loading...
 
 
 

آقا مارو می گویی

بچه ها سراپا گوش بودند و منتظر شنيدن بقيه ماجرا و او همين طور كه داستان را به پايان مي برد سعي مي كرد توجه همه را به نقطه آخر قضيه جلب كند. مرتب راه را باريك مي كرد، كار را به جايي رسانده بود كه بچه ها تندتند بپرسند: «بعد بعد، بعد چه شد. تو چه كار كردي؟خب خب.» خلاصه همه با هول و هراس به او خيره شده بودند و نگران پايان كار بودند كه او گفت: «آقا مارو مي گويي؟ نيش مي زند!»

منبع: نوید شاهد
مطلب بعدی »