زهره بحرینیان در قبل از پیروزی انقلاب فعالیتهای زیادی داشت و هر کجا که بود به آگاه کردن مردم می پرداخت. در زمانی که خفقان حاکم بر کشور بود او افرادی را که می دید در خط اسلام و انقلاب نیستند دعوت می کرد و برای آنها سخنرانی می کرد و آنها را از وظایف سنگینی که بر دوششان بود آگاه می کرد تا آنها نیز به راه راستهدایت شوند.
زمانی که در مدرسه راهنمایی تحصیل می کرد برای بچه ها کلاس قرآن و نهج البلاغه می گذاشت و همیشه آنها را تشویق می کرد که نماز و قرآن بخوانند و روزه بگیرند. به مسئله حجاب نیز اهمیت زیادی می داد و می دانست که بی حجابی منشاء تمام فسادها در جامعه است. چون از نظر اخلاقی و درسی فرد لایقی بود دوستان زیادی داشت. او به نماز شب و خواندن دعا نیز اهمیت می داد و می گفت: «دعا وسیله نزدیکی به خداست.» او در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت فعالانه داشت و دیگران را نیز تشویق به اینکار می کرد و به خاطر روحیه ای که داشت و بچه ها را با مسائل آشنامی کرد ساواک او را مرتبا مورد تهدید قرار می داد.
یازدهم محرم 57 موقعی که شهید بحرینیان مشغول راز و نیاز با خدا بود عده ای از سربازان عمدا به طرف خانه آنها تیراندازی می کنند. پدرش می گوید که هنگام تیراندازی دیدم که سقف اتاق رنگین شد وقتی برگشتم به زهره بگویم که سقف اتاق را ببین دیدم که او دست بر سر گرفته و در حال لبخند زدن جان بهجان آفرین تسلیم نموده است.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
فرازی از نیایش شهید زهره بحرینیان چند روز قبل از شهادتش:
خدایا اکنون که جوانه های آگاهی یکی پس از دیگری می شکفند و هر روز ابعاد وسیعتری می یابند و غنچه های نشکفته وجود جوانان ما به دنبال هم پر پر می شوند و بر خاک می ریزند، روزی نیست که خبر شهادت گروهی از عزیزانمان را نشنویم. اکنون ثار شهیدانمان شب و روز بر بالای سرمان ضجه می زنند و از ما انتقام خونشان را می خواهند.
اکنون هزاران دست برای بازگرداندنمان و هزاران مغز برای متوقف کردنمان و هزاران دسیسه برای منحرف کردنمان از مسیر اصلی در کارند، که اگر نمی توانند بازمان دارند لااقل منحرفمان کنند.
اکنون تمامشان در تلاشند که از ما عروسکهای کوکی بسازند (چنانچه ساخته بودند و از قدت خود بیخبرند و از مذهب خود بی اطلاع و وابسته به آنها، چنانچه که کرده بودند.)
و اکنون که ماه خون فرا می رسد ماهی که رسواکنده ستمگران است و نمایش دهنده تمام شاهکارهای خلقت، خدایا، یاریمان کن تا در راهی که آغاز شده است تا آنجا که توان داریم تلاش کنیم.
خدایا تواناییمان ده که کلام تو را، قرآن تو را، تنها کتابی که از 14 قرن پیش تا کنون و تا آخر بشریت، راهنمای خلق برای رستگاری بوده و هست، و تنها محرک آنها برای قیام در برابر ظلم و مبارزه با استضعاف و استکبار و تنها نجاتبخششان و تنها مایه امیدشان که هر چه می کشیم و هر چه به روزمان آمده از نفهمیدن و نشناختن هم اوست، خدایا ما را توفیق ده کلامت را دریابیم. ما را که نسبت به آیات کور و کریم و بر قلبهایمان مهر زدهاند و از پشت رومان پرده هایی نامرئی کشیده اند تا کلامت را نبینیم و پیامت را نشنویم و تو را به قلب در نیابیم. خدایا، پرده ها را بدر و پرتوی از انوار تابناک سخنانت بر مغزمان بتابان و با نورش چشمانمان را بینایی بخش و با بینائیش راه را بنمایان. خدایا نور ایمان را در قلبهای ما برافروز و وجودمانرا با شعله عشقت شعله ور ساز که تا مومن به راه نباشیم و تا عاشق نباشیم هیچ کاری نمی توانیم کرد. خدایا، به ما صدق در گفتار، اخلاص در عمل و بصیرت در دین عطا فرما...