|
|
|
|
|||
شکنجه و استقامت
حسین را به بند نوجوانان بزهکار انداختند. صبوری به خرج داد. چند روز صدای نماز و تلاوت قرآن از بند بلند بود. ماموران حسین را گرفتند زیر مشت ولگد. می گفتند: تو به اینها چیکار داری؟! از آن به بعد،شکنجه ی حسین، کار هر روز ماموران شده بود. یک با هم نشد که زیر شکنجه، اطلاعات را لو بدهد. نوجوان شانزده ساله را می نشاندند روی صندلی الکتریکی، یا اینکه از سقف آویزان می کردند.
مطلب بعدی »
(شهید حسین علم الهدی،«امتداد 3و4» ،ص23) امیر المومنین علی (ع): هیچ چیزی مانند صبر و شکیبایی، فرجامی نیک و پایانی دل پذیر ندارد، بی ادبی را دفع می کند و در رسیدن به مقصود یاری می رساند. میزان الحکمه؛ج1،ص106،ح396 (غررالحکم،ح6354) |
|||||
|