|
|
|
|
|||
لبخند آخرپنجشنبه 11 دی 1348
در دوران جنگ، ایت الله جوادی آملی به جبهه میآمدند و به بچه ها سری میزدند و به قول معروف به رزمندهها روحیه میدادند و از آنان روحیه میگرفتند. در یکی از این سفرها با یک…
افطاری با طعم صابون که40نفر را شهید کردپنجشنبه 11 دی 1348
در ماه رمضان در اردوگاه اسرای ایرانی از یک استکان «شوربا» گرفته تا فروش سیگار برای گرفتن سهیمه بیشتر قرائت قرآن معمول بود، اما نحوه برخورد بعثیها با اعتراض اسرا…
راه نا تمام -شاعر:مرحوم قیصر امین پورپنجشنبه 11 دی 1348
آن روز
بگشوده بال و پر
با سر به سوی وادی خون رفتی
گفتی:
"دیگر به خانه باز نمی گردم
امروز من به پای خود رفتم
فردا
شاید مرا به شهر بیارند
-بر روی دستها-"
اما
حتی تو را به شهر…
حدیثی در خانه(سردار شهید مهدی زین الدین)پنجشنبه 11 دی 1348
گاهی یک حدیث یا یک جمله قشنگ که پیدا می کرد،با ماژیک می نوشت روی کاغذ و می زد به دیوار؛ بعد راجع بهش با هم حرف می زدیم. هر کدام، هر چه فهمیده بودیم می گفتیم و جمله می…
نوجوانی شهید محمود پایدارپنجشنبه 11 دی 1348
هم خوب درس می خواند و هم کار میکرد. خیلی از هم سن وسالهایش ،بدون توجه به اوضاع مالی خوانواده شان، خج می کردند؛ درس هم نمی خواندند. طوری بود که بچه های سال دوم-سوم…
خواب با وضوپنجشنبه 11 دی 1348
آخر شب بود. لب حوض داشت وضو می گرفت. باورم نمی شد! با تعجب گفتم: پسرم توکه اهل نماز اول وقت بودی؛ چرا الان؟ البته خدا کریم است و بخشنده. یک بار اشکالی نداره . حتما ً کار…
شکنجه و استقامتپنجشنبه 11 دی 1348
حسین را به بند نوجوانان بزهکار انداختند. صبوری به خرج داد. چند روز صدای نماز و تلاوت قرآن از بند بلند بود. ماموران حسین را گرفتند زیر مشت ولگد. می گفتند: تو به اینها…
کراواتپنجشنبه 11 دی 1348
یه استاد داشتیم که گیر داده بود همه دانشجوها باید کراوات بزنن! کلی هم تهدید کرده بود که اگه سر امتحان کراوات نزده باشین ازتون نمره کم می کنم. ولی مصطفی(شهید مصطفی…
چند خاطره خواندنی از جبههپنجشنبه 11 دی 1348
1)هوالباقی :هرچه میگفتی چیزی دیگر جواب میداد. غیر ممکن بود مثل همه صریح وساده و همه فهم حرف بزند. بعد از عملیات بود، سراغ یکی از دوستان را از اوگرفتم چون احتمال…
چند خاطره از شهید ابراهیم همتپنجشنبه 11 دی 1348
1)به سنگر تكيه زده بودم و به خاكها پا ميكشيدم. حاجي اجازه نداده بود بروم عمليات. مرا باش با ذوق و شوق روي لباسم شعار نوشته بودم. فكر كرده بودم رفتني هستم.داشت رد…
|
|||||
|