شهید قدمعلی شجاعی واجنانی، فرزند عباسعلی، متولد 1339 در واجنان از توابع شهرضا پا به عرصه وجود گذاشت. وی از همان ابتدای ورود به مدرسه، به اولیای مدرسه ثابت کرد که از / دانش آموزی مستعد و ساعی است؛ به طوی که دیپلم خود را با معدل 18/19 گرفت و پس از شرکت در کنکور سراسری، در رشته علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل شد. دوران دبیرستان او مقارن بود با حرک تهای مردمی بر علیه رژیم ستم شاهی . قدمعلی نیز چون موجی از این دریای خروشان با مردم به حرکت درآمد و بعد از انقلاب نیز با فعالیت در بسیج و مساجد به انقلاب و مردم خدمت م یکرد و با شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران، از طریق بسیج ثبت نام کرد و چون مولایش حسین(ع)همسر و فرزندش را به خدایش سپرد و راهی جبهه جنوب شد و سرانجام در منطقه دزفول ، در عملیات خیبر، در تاریخ 4/12/62 به درجه رفیع شهادت نایل شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله و الحمد حقه کما یستحقه حمدا کثیرا و اعوذ به من شر نفسی ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی و اعوذ به من شر الشیطان الذی یزیدنی ذنبا الی ذنبی. اللهم اجعلنی من جندک فأن جندک هم الغالبون و اجعلنی من حزبک ف أن حزبک هم المفلحون و اجعلنی من اولیائک فأن اولیائک لاخوف علیهم و لا هم یحزنون . اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد. اللهم ادخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمد و آل محمد و اخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمد و آل محمد.
به نام خداوند بخشنده مهربان. سپاس خدا راست؛ سپاس حق اوست، چنانچه شایسته اوست سپاس فراوان. از شر نفسم به او پناه می برم که به راستی نفس هر آینه به بدی امر می کند مگر آنچه پروردگارم رحم کند، و به او پناه می برم از شر شیطانی که گناه بر گناهانم می افزاید . پروردگارا! مرا از سربازانت قرار ده، چرا که سربازانت پیروزند و از حزبت قرار ده ، چرا که حزبت رستگارند و از دوستانت قرار ده ، چرا که ترسی بر آنها نیست و اندوهگین نشوند . پروردگارا! زندگی ام را زندگی محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد قرار ده. پروردگارا! مرا از هر چیزی که محمد و آل محمد را به آن وارد کردی ، وارد گردان و مرا از هر بدی که محمد و آل محمد را از آن خارج ساخته ای، خارج ساز
با درود فراوان بر انبیای عظام و پیامبران عظیم الشأن تا محمد (ص) و با سلام و تحیات بر ائمه اطهار سلا مالله علیهم اجمعین، خصوصاً امام زمان(عج) و نایب بر حقش، سلاله پاک رسول و قلب تپنده مستضعفان جهان، امام خمینی، بت شکن قرن و امید امت و امام و آیینه خمینی نمای عصر و دومین شخصیت جهان اسلام در عصر حاضر، فقیه عالی قدر، حضرت آیت الله العظمی منتظری، و با درود فراوان به ارواح طیبه شهیدان شاهدی که با ایثار خون مطهر خویش نهال اسلام را آبیاری کردند و برای امت اسلام استقلال ، آزادی و حکومت عدل علی را به ارمغان آوردند و با سلام بر جندالله ؛ آن راهیان نور و زاهدان شب و شیران غرنده روز که وحشت بر کاخ های ستم انداخته و خواب راحت را از ظالمین گرفته اند.
در این شرایط حساس چند کلامی به عنوان وصیت نامه می نگارم و از همه بندگان صالح خدا التماس دعا دارم. خدایا، پروردگارا، معبودا! می دانم که در طول حیات نتوانستم، عبادات تو را به جای آورم و به اسلام و قرآنت خدمت کنم و عمری را در معصیت و گناه و تباهی طی کرده و چون انسانی سرگردان و روسیاه زندگی کرده ام و هدف های عالی انسانی و خدایی خود را فراموش کرده و غرق در شهوات و خود خواه یها و معاصی بود هام و به نفس خود ظلم کرده و خود را از مسیر معنویت و روحانیت و انسانیت محروم نموده ام. اینک که با قلبی مملو از عشق و ایمان و اخلاص رو به تو آورده ام و به تمام گناهان خود پشت پا زده ام و در میان عاشقان لقائت آماده کارزار با شیطان درون و برون گشته و مهیای جهاد در راهت هستم، مرا در جرگه بندگان صالحت بپذیر و اگر در این راه شهادت را نصیبم کرد ی، مرا با محمد (ص) و اهل بیتش محشور گردان.
گرچه حیاتم برای اسلام و مسلمین مفید نبود؛ امیدوارم با مرگم که در راه خداست، خدمتی به اسلام کرده باشم. من به عنوان یک فرد حقیر از این امت به پا خاسته و شهید پرور، با بصیرت و آگاهی کامل راه خود را انتخاب کرد ه ام و بر ای دفاع از اسلام و پاسداری از دست آوردهای خون هزاران هزار شهیدی که برای حفظ این مکتب انسان ساز الهی فدا شدند ، راهی جبهه، این دانشگاه حسینی شدم. راهی که پیامبر عظیم الشأن و امیر مؤمنان و حسین (ع) فدای آن شده و اهل بیت حسین برای آن اسارت ها کشیده اند و زینب این آموزگار صبر و استقامت، در راه خدا و فرزندان حسین برای حفظ این مکتب سیلی خورد هاند. اسلامی که از همان آغاز مورد هجوم بوجهل ها، ابوسفیان ها، معاویه ها،یزیدها و اخلاف تبهکار ظالمشان بوده و لحظه ای از جور سلاطین و فجور جباران و کید دشمنان در امان نبوده است . اسلامی که حسین(ع) فرمود:" ان کان دین جدی محمد(ص) لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی ". اگر دین جدم محمد(ص) جز با کشته شدن من (از انحرافات) راست نمی شود ، پس ای شمشیرها مرا دریابید. و دشمنان خواسته اند با مکر و نیرنگ خود که قرآن به باد دهان تعبیر کرده، این نور خدا را خاموش کنند؛ غافل از اینکه خداوند خود فرموده است :" هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون "( صف/9). او کسی است که رسول خدارا با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند ؛ هر چند مشرکان خوش ندارند و یا " یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون "( توبه/33). می خواهند نور خدا را با دهان های خود خاموش کنند، ولی خدا کامل کننده نور خویش است، هر چند کافران خوش نداشته باشند (و تمام نیرن گ های گونه گون آنها را علیه خودشان برگرداند). و خلاصه این که نبرد حق و باطل از ابتدای خلقت از هایبل و قابیل گرفته تا حال و تا قیام حضرت مهدی ادامه دارد و کسی در این میدان پیروز می شود که حق را شناخته و در راه اعتلای آن کوشیده باشد و در محو باطل فداکاری کند، که باطل نابود شدنی است.
و اسلام همیشه گرفتار کفر و شرک و نفاق بوده و لحظ ه ای قاسطین و ناکثین و مارقین ، اسلام را رها نکرده اند و مطمئنم که اگر در این مسیر کشته شوم و یا بکشم، در هر صورت به فوز عظیم نایل گشته ام و احدی الحسنیین را در آغوش گرفته ام. مرا همین بس که لبیک گوی فرزند رسول خدا و اولی الأمر زمان، خمینی روح خدا باشم و راهش را که همان صراط مستقیم الهی است بپویم. امامی که ما را دوباره حیات بخشید و از منجلاب فساد و تباهی نجات داده و از مراکز فساد به جبهه نبردمان رهنمون گشته است.
و شما ای امت شهید پرور! من خود را کوچ کتر از آن می دانم که برای ش ما پیامی داشته باشم. به خاطر داشته باشید که رمز پیروزی شما و انقلابتان چیزی جز ایمان به خدا، تقوی، زهد، پیروی از احکام اسلام و رهنمو ن های پیامبر گونه امام، وحدت و یکپارچگی و مجاهده و ایثارگری در راه اسلام چیزی نبوده، و اگر بخواهید این نهضت همچنان ادامه یابد، باید روز به روز این عوامل را تقویت کنید و لحظه ای نعمت های خدا را فراموش نکنید. مبادا امام این قلب تپنده مستضعفان را فراموش کنید و او را تنها بگذارید . به رهنمودهای او و یاران راستینش گوش فرا دهید و برای طول عمر امام دعا کنید که خداوند او را تا انقلاب حض رت مهدی محافظت بفرماید.
عزیزان! این انقلاب رایگان به دست من و شما نرسیده؛ بلکه حاصل خون هزاران شهید و تلاش های پی گیر و ب یامان مردانی چون امام بوده است. اگر م یخواهید عزت و شرافت شما حفظ شود، این انقلاب را حفظ و نگهداری کنید.
سخنی کوتاه با خانواده ام؛ در لحظاتی این مطالب را می نویسم که وقت زیادی به عملیات نمانده است و آماده گشت هایم که به وظیفه خود جامه عمل بپوشانیم، و نمی دانم چگونه زحمات شما را قدردانی کنم و چگونه زحمات فراوان و طاقت فرسایی را که برای پرورش من کشیده اید جبران کنم. اعتراف م یکنم که نتوانستم زحمات شما را پاس دارم و از همه شما طلب حلالیت می کنم و امیدوارم که مرا حلال کنید. پدر عزیز و مادر ارجمندم ! امیدو ارم اگر خداوند مرا پذیرفت و امانت شما را قبول کرد، صبر و استقامت پیشه کنید و مصداق آیه " الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انالله و اناالیه راجعون " باشید.
برادران عزیزم! تقوی را؛ تقوی را؛ تقوی را نصب العین خود قرار دهید.برای سفر آخرت زاد و توشه تهیه کنید که بهترین ره توشه برای آخرت تقوی است. دنیا محل عبور است ؛ مال و منال دنیا شما را نفریبد و دنبال تجملات دنیوی نباشید. همه ما مسافری هستیم که باید ا ز این پل عبور کنیم. درهمه اعمال خدا را شاهد و ناظر خود داشته و بدانید دنیا محضر خداست ؛ در محضر خدا معصیت نکنید. دنیا فانی است و زندگی دنیوی موقت؛ خانه آخرت را با عبادات و طاعات خداوند آباد کنید. درهمه امور بر خداوند توکل کنید ؛ اخلاق اسلامی را حفظ و آخرت را؛ آخرت را؛ آخرت را از یاد نبرید.
و تو ای همسرم، عزیزم و نور چشمم! چگونه از تو حلالیت بطلبم که نتوانستم وظیفه خود را در قبال شما انجام دهم. در این آخرین لحظات با تو خداحافظی می کنم و همه شما را به خدا می سپارم. اگر خداوند توفیق لقایش را نصیبم کرد، مرا در گل زار شهدای براآن به خاک بسپارید.
خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار
پدر و مادر عزیزم سه ماه روزه و دو سال نماز برای اینجانب بگویید، بخوانند.
حلالم کنید؛ کتابهایم را وقتی سعید بزرگ شد، بدهید به او و خسرو.
والسلام علی عبادالله الصالحین.
62/11/30
دار خوئین