شهید مجتبی فرجی در سال 1337 دیده به جهان گشود . او پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه اصفهان شد و مدت 4 سال در دانشگاه به تحصیل اشتغال داشت . پس از پیروزی انقلاب ، در سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی گلپایگان انجام وظیفه کرد و سپس به اهواز رفت و د ر آنجا در سپاه پاسداران مشغول به کار شد. او در حمله فتح المبین که با رمز یا زهرا شروع شد، در عملیات شرکت کرد و در روز چهارم فروردین 1361 در جبهه رقابیه به درجه شهادت رسید.
در مورد فعالیتهای این شهید در دوران انقلاب اسلامی باید گفت که او از فعالان در زمینة پخش و تکثیر نوارها و اعلامیه های حضرت امام در سطح شهر و دانشگاه بود و در این مورد نقش بسزایی داشت. او نسبت به اسلام و امام سفارش می کرد و بسیار پایبند به شئونات مذهبی بود و به قرائت قرآن ونه جالبلاغه اهتمام داشت و به آن عشق می ورزید و دیگران را تشویق به این امر می کر د. وی در زمان حیات کتاب های زیادی از شخصیت های انقلاب را مطالعه می کرد؛ از جمله پیام های حضرت امام را در خانه به صورت کتابخانه ای شخصی در آورده بود و آن ها را مرور می کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا! تو را شکر که به ما در مرحله ای از زمان نعمت حیات بخشیدی که علی گونه ای از سلاله رسول الله پیشوا و زعیم امت اسلام است. همان کسی که از سال ها پیش یک تنه بر جنایت کاران جهانی شوریدن آغاز کرد و با کلام زیبا و ملکوت ی اش وجدان های خفته و خاموش مستضعفان را سراسر تبدیل به شور و عصیان و حماسه کرد و به این طریق به اسلام عزت و آبرو داد. همان که نایب مهدی(عج) بوده و پایه گذار دولت اسلامی است، که با یاری خدا مقدمه دولت کریمه امام زمان (عج) است. بله، امام خمینی را می گویم . پیر مجاهدی که مردم را به حق فرا خواند و فریاد" هل من ناصر ینصرنی" امام حسیین(ع) را در 1400 سال بعد، لبیک گفت.
از کلیه برادران و خواهران م یخواهم که اسلام را که ابتدا غریب بود و اکنون نیز غریب است با جان و مال یاری نمایید. امروز شیاطین بزرگ و کوچک در کمین اسلام نشسته ونظاره گرند تا به هر طریق ممکن آن را شکست دهند. امروز روزی است که باید این امانت الهی، یعنی اسلام را حمایت کنیم. مبادا روزی بیاید که ما از انقلاب طلب کار شویم؛ که خدای ناکرده به سرنوشت قوم بنی اسراییل دچار خواهیم شد.
اسلام بود که به ما عزت و شرافت داد و ما را در دنیا سربلند کرد؛اکنون به حکم شرع و وجدان باید آن را حفظ کرد و حفظ آن بسته به دنبال کردن خط گلگونی تحت رهبری ولایت فقیه است، که سرخی آن از قطرات خون شهیدان تشکیل شده و طراوت و تازگی آن را باید آنان که در انتظار شهادتند، تضمین نمایند.
در این روزها همه رزمندگان، منتظر حمله سراسری و منتظر اهدای جانشان می باشند، تا در دل تاریخ ثبت شود که یاران خمینی ولایت ایشان را نه در حرف و شعار، بلکه با اهدای جانشان گواهی می دهند و دادند. خداوندا! مرا از یاران حضرت مهدی(عج) در زمان ظهور حضرتش قرار ده.
خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار.
سخنی با پدر و مادرم: عذر می خواهم از این که فرزند خوبی برای شما نبوده ام. اگر خطایی از من دید هاید، ببخشید. تقاضایی که از شما دارم، این است که برای امام دعا کنید و از این که فرزندتان را به ظاهر از دست داده اید اندوهگین نباشید، زیرا مال و جان و تمام چیزها امانتی از جانب خداست و همه به سوی او برمی گردند. دوست ندارم که در مرگم گریه کنید که مبادا باعث شادی دشمنان اسلام شود، بلکه افتخار کنید که خداوند فرزندتان را به جانب خود پذیرفته است. باشد که مصداق آیه شریفه" فبشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون " قرار گیرید. پس بشارت باد بر صابران؛ آنان که هنگامی که مصیبتی به آنها رسد، گویند: همه از خداییم و به سوی او بر م ی گردیم . برادران عزیزم ناصر،جواد، مجید و خواهر عزیزم اعظم! امیدورام که همگی افراد شایسته ای برای اسلام و قرآن باشید.
والسلام علیکم و رحم ةالله و برکاته
مجتبی فرجی
60/12/24