محمدیار خدادادی، ششمین فرزند الله یار و خانم بیگم جان خدادادی، در سوم تیر ماه سال 1342 در روستای سفید دیوان از توابع فارسان به دنیا آمد.
دوره ابتدایی را در روستا گذراند و برای ادامه تحصیل به مسجد سلیمان رفت، دوران متوسطه را در زرین شهر ادامه داد.
وی در 19 سالگی ازدواج کرد و مدت زندگی مشترک آنها سه ونیم سال بود.
مسئولیت های وی در جبهه، معاون عملیاتی سپاه پاسداران لنجان، مسئول تیپ در لشکر قمربنی هاشم و مسئول محور عملیاتی منطقه شلمچه بود.
ایشان بیشتر اوقات به مطالعه کتا ب های مذهبی، دینی، مخصوصاً کتاب های استاد مطهری و شهید بهشتی می پرداخت.
وی عضو سپاه بود و کارهای فرهنگی انجام می داد. به دلیل اخلاق خوب ورزشی که داشت، تعدادی از جوانان رزمنده جذب او شده بودند . با کمک جوانان تیم تشکیل می داد و هر روز عصر مسابقه می گذاشت.
او زمانی هم جزو گشت سپاه بود و در شهر با ماشین مشغول گشت زنی می شد بعضی از افراد منحرف و خلاف کار را بازداشت می کرد و بدون اینکه پرونده سازی کند آنها را راهنمایی و ارشاد می نمود و آنها هم پی به اشتباه خود می بردند.
علاقه زیادی به ورزش، مخصوصاً فوتبال داشتند و به نظر می رسید مسئول امور فرهنگی ورزشی سپاه است چو ن اسامی بازیکنان فوتبال و والیبال و درخواست هایی که جهت خرید لوازم ورزشی برای تیم سپاه نموده است، با امضای ایشان در نوشته هایش موجود است.
محمدیار خدادادی در 9 اسفند ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.
پیکر شهید محمدیار خدادادی را در استان اصفهان در گلستان شهدای شهرستان زرین شهر به خاک سپردند
محمدیار خدادادی در جبهه چنین سروده است:
گفتم: گنه ببخشا گفتا : بیا بسویم
گفتم : که توبه کردم گفتا: گنه بشویم
گفتم : که پا ندارم تا طی کنم ره عشق
گفتا : به بال عشقم پرواز کن به سویم
گفتم : شکسته قلبم از بس نمودم زاری
گفتا : شکسته دل را باز است در به سویم
گفتم : اسیر نفس و در قید تن گرفتار
گفتا : مشام جان را پرکن زه وا و بویم
فرازی از وصیتنامه شهید:
همسر عزیزم، امیدوارم که خداوند صبر و شکیبایی به تو عطا کند.
فرزندانم را- که یادگاری از من هستند- به خوبی مواظبت کن و اخلاق اسلامی به آنها بیاموز. در طول این مدت همچون مادر برای من و فرزندانم زحمت کشیدی، مرا حلال کن و هر وقت سرمزارم آمدید حمد وسوره برایم بخوانید.