از همان کودکی صمیمیت و مظلومیت در چهره او نمایان بود. او در 7 سالگی به دبستان رفت و 4 سال در مدرسه خواجه نصیر در نجف آباد از توابع اصفهان به تحصیل ادامه داد.
محمد حسین با اینکه کوچک بود ولی اوقات فراغتش را در بیرون از منزل به کار مشغول می شد، تا اینکه بتواند مخارج تحصیل خود را تأمین کند. وی به خاطر فقر مالی مجبور به ترک تحصیل شد و به کار دوچرخه سازی مشغول شد تا بتواند کمکی به خانواده باشد . او خیلی صرفه جو و قانع بود.
پس از شغل دوچرخه سازی به شغل بنایی رو آورد . در سال 1355 به خدمت سربازی اعزام شد که در حین خدمت پدر خود را از دست داد .
وی سعی می کرد هیچوقت نمازش ترک نشود. همیشه شب ه ادر هر کجا که بود، بر می خاست و نماز شبش را می خواند.
همیشه روزهای جمعه به نماز جمعه می رفت و هیچگاه این کار را ترک نمی کرد.
محمدحسین مانند سایر اقشار جامعه علاقمند دفاع از مملکت خود بود و به همین منظور به صورت داوطلب وارد بسیج شد و مدتی در قسمت مهندسی به کار مشغول شد . در اعزام های بعدی در رسته های رزمی مشغول خدمت شد، چون از پشتکار و توان فوق العاده ای برخوردار بود به عنوان کادر رسمی سپاه، به خدمت در جبهه های نبرد حق علیه باطل مشغول شد.
او در عملیات های زیادی شرکت کرد. از جمله عملیات های رمضان، محرم و بدر و مسئولیت گردان را بر عهده داشت.
در ابتدا آرپی جی زن بود.
یگان خدمتی او در جبهه، لشکر 8 نجف الشرف بود.
محمدحسین چاوشی نجف آبادی در عملیات بدر در جزیره مجنون، در تاریخ 63/12/24 به دلیل اصابت گلوله به ناحیه نخاع شهید شد.
پیکر مطهر شهید محمدحسین چاوشی نجف آبادی در شهرستان نجف آباد استان اصفهان به خاک سپرده شد.
با سلام و درود بر منجی عالم بشریت، حضرت مهدی صاحب الزمان (عج ) و با آرزوی سلامت و
توفیق برای رهبر کبیر انقلاب و بهبودی مجروحین و موفقیت و پیروزی برای همه ملت ایران.
اما خانواده عزیزم، مادرم، مفتخر باش که چنین فرزندی تربیت نموده و از اینکه در راه خدا مرا کشته ببینی، همچون مادران صدر اسلام غم و رنجی به تو دست نخواهد داد.
و اما شما همسر عزیزم، می دانی که بازگشت همه به سوی اوست. از تو می خواهم که در تربیت فرزندم کوشا باشی و او را آنگونه پرورش بدهی که باعث افتخار تو و منشأ خیر و برکت باشد.
و از شما برادرانم می خواهم کاری کنید که تلاش ما بی ثمر نباشد.