سیدولی الله رضوی زاده، فرزند سید اسماعیل و گل آبتون رجائیان ، در هفتم مرداد ماه سال 1339 در روستای هونجان متولد شد.
دوره ابتدایی را در مدرسه ابوذر (فعلی) روستای هونجان از سال 1347 شروع و در سال 1353 به پایان رساند. تکالیف درسی اش را به نحو احسن انجام می داد و یک مرتبه هم مردود و یا تجدید نشد.
مقطع راهنمایی را از سال 1353 تا 1356 در مدرسه حضرت جواد الائمه(ع) همان روستا و دوره دبیرستان را از سال 1356 تا 1359 در مدرسه نشاط، شهرستان اصفهان سپری نمود.
او در رشته علوم انسانی، موفق به اخذ دیپلم شد. در دانشگاه ثبت نام کرد، قبول هم شد ولی نرفت و عضو سپاه گردید.
خدمت سربازی را در ارومیه گذراند . او در مواقع عصبانیت سکوت اختیار می کرد.
بعد از پیروزی انقلاب، نسبت به مسائل انقلاب و روند آن حساس بود . در ایجادپایگاه بسیج در روستا فعالیت می کرد. در خدماتی که بسیج برای کمک به محرومین انجام می داد، حضور داشت. رابطه خوبی با مردم برقرار می کرد. اکثر اوقات در پایگاه بسیج بود.
در سال 1361 عضو سپاه پاسدران انقلاب اسلامی گردید و مشغول خدمت به انقلاب شد.او پاسدار شد، چون می خواست با این لباس بهتر به اسلام خدمت کند.
پس از مدتی مسئول پایگاه بسیج روستاهای هونجان و اسفرجان شد. با شروع جنگ تحمیلی، در بیس ت سالگی از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی راهی جبهه های حق علیه باطل شد.
حدود بیست و سه ماه در جبهه حضور داشت.
به خاطر شجاعت و مدیریت خوب، مدتی معاون گردان بود . و سپس فرمانده گردان امام حسین(ع) تیپ 44 قمر بنی هاشم(ع) گردید.
به نیروهای گردان آموزش می داد. در پشت جبهه در پایگاه بسیج حضور داشت و به جمع آوری کمک های مردمی به جبهه و اعزام نیرو می پرداخت. مسجد را سنگر می دانست. از طریق مسجد برای رزمندگان کمک مالی جمع آوری می نمود. اکثر اوقات مرخصی را در پایگاه می گذراند.
سیدولی الله رضوی زاده در 65/12/9 در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید و جسدش تا سال 1374 در منطقه باقی ماند.
وصیتنامه شهید سید ولی الله رضوی زاده
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
مپندارید که شهیدان راه خدا مردند بلکه زنده و حیات ابدی شدند و در نزد پروردگارتان متعنم خواهند بود.
با سلام بر مهدی صاحب الزمان (عج) و نایب برحقش خمینی روح الله حجت عالم بشریت، پیرجماران، یاور مستضعفان و با درود به روان پاک کلیه شهیدان به خون خفته مان از صدر اسلام و تا به امروز این گلگون کفنان ایران. این پاک باختگانی که تمام هستیشان را فقط به عشق امام حسین(ع) و تمام وجودشان و تمام قلبشان فقط به خاطر حرمت اسلام است.
این جان برکفان تا آخرین لحظه و تا آخرین قطره خونشان ایستادگی کردند و این مسئولیت سنگین را بر دوش ما گذاشتند و اینکه ای خدای تمام بندگان روی زمین، اکنون که من روسیاه و معصیت کار را میخواهی به خود نزدیک کنی، اکنون که لیاقت جبهه آمدن را به من دادی و اکنون که می دانم فقط آمدنم به خاطر اسلام و پیروی از رهبرم و ادامه دهنده راه کلیه شهیدان –اسیران- مفقودان و گمنامان میباشد، (امیدوارم) تا آخرین لحظه و تا آخرین قطره خونی که از بدنم میچکد فقط به خاطر رضای تو باشد و بتوانم این مسئولیتی که بر یک یک ما میباشد دینم را ادا نماییم و اگر لیاقت شهید شدن را به من عطا نمودی همچون شهیدانی که بدنشان قطعه قطعه شد و امام حسین(ع) گونه شهید شدند به من نیز عطا نمایی تا شاید که در قیامت شرمنده ی امام حسینم(ع) نباشم که آن گونه فدا شد.
و اما ای پدرم- اگرچه می دانم که شهید شدن من باعث افتخار شماست چون که با آن همه زحمات زیادی که برای من کشیدی و من نیز نتوانستم جبران نمایم. امیدوارم اگر می خواهی روحم شاد شود فقط راهم را ادامه دهید و فقط پیرو خط امام و ولایت فقیه باشد . اگر خواستید گریه کنید فقط اسلام را در نظر بگیرید و برای غریبی و مظلومی امام حسین(ع) گریه کنید. امیدوارم که مرا ببخشید و همیشه طرفدار حق و مستضعفین باشید.
و تو ای مادرم که از کوچکی مرا شیر دادی، چه شبهایی که نخفتهای و مرا بزرگ نمودی و درس شهادت را در قلبم رشد دادی که اکنون بتوانم از اسلام یاری نمایم و هستیام را در راه خدا و جانم را فقط به خاطر اسلام فدا کنم و اگر دلت سوخت و گریه کردی بخاطر من گریه نکن چون من راهی را رفتم که تمام انبیا رفتند تمام شهدا رفتند. فقط مظلومیت امام حسین (ع) را در نظر بگیرید و برای او گریه نمایید . مادرم اگر می خواهی راهم را ادامه دهی همانگونه که حضرت زینب(س) بعد از آن همه رنج اسارتش چنان درسی را به تمام یاوهگویان آن زمان داد که تا ابد هم خواهد ماند و تو نیز آن چنان صبور، با استقامت باش تا که اسلام را به تمام جهانیان رسانیم.
و اما ای بردارانم دلم میخواهد راهم را ادامه دهید و خدای نکرده اسلحهام را بر زمین نگذارید. بسیج و سپاه را ترک نکنید و همیشه و تا آنجایی که وقت دارید به بسیج و سپاه کمک کنید. سنگر را خالی ننمایید، جبههها را فراموش نکنید. نمازتان فراموش نشود، در دعاها شرکت کنید، در گفتارتان همیشه سخن حق بیرون بیاید، امام را دعا کنید.
و اما توی ای خواهرم تو نیز درس حجابت و پاکدامنیات همچون حضرت سکینه ی امام حسین(ع) و حضرت رقیه ی امام حسین(ع) باشد و آن گونه باشی در الگوی خواهران دینی ات تا بتوانی اسلام را با روش و با عزمی راسخ تر استوار گردانید.
و اما ای برادران و خواهران روستاییام از شما میخواهم که وحدت خودتان را بیشتر نمایید و فقط کارتان به خاطر رضای خدا باشد و دیگر نگذارید کسانی که میخواهند، تفرقه و یا خدای نکرده نفاق بیاندازند ، نگذارید که دیگر ریشه آن خوانین در روستای ستم کشیده رواج پیدا کند چون همگی شما و ما مسئولیتی بس سنگین بر دوشمان هست که بایست آن را به بهترین وجه انجام وظیفه نماییم.
در آخر از برادران و خواهران می خواهم اگر چنانچه من خطایی یا برخوردی بد داشتم مرا ببخشند و همچنین از فامیلهایم نیز می خواهم اگر کوچکترین اشتباهی داشته ام و یا خدمتی که نتوانستم به آنها انجام دهم ، باز به بزرگی خدای تعالی مرا ببخشند. امام را همیشه دعا کنید.
ولایت فقیه یادتان نرود
(اگر درست نتوانستم از نظر ترکیب بندی جملات را اصلاح کنم خودتان صاحب اجازه هستید که اشکالات را برطرف نمائید.
سید ولی اله رضوی زاده
والسلام علیکم ورحمه الله و برکاه
مورخه 9/10/62
اموال:
1- مقدار 3500 تومان در صندوق قرض الحسنه دارم که خمس آن را درآورید و بقیه اش را به جبهه بدهید
2- برای مدت چهار سال روزه بگوئید بگیرند
3- یک دعای کمیل و دعای توسل برایم بگیرید