محمد سنجری شهرضائی، فرزند رضاقلی و ربابه تیموریان، بیست وهفتم تیر ماه سال 1338 در شهرضا به دنیا آمد.
دوره ابتدایی را در سال 1344 در مدرسه 17 شهریور (فعلی) آغاز نمود. در انجام تکالیف درسی کوشا بود و همیشه در ردیف ممتازین کلاس بود.
طرفدار بچه های یتیم بود، وقتی که پدر یکی از همکلاسی هایش بر اثر تصادف فوت کرد، می کوشید تا او را در تأمین لوازم التحریر یاری دهد.
حضوری مستمر در مسجد داشت و مکبر مسجد بود . به پدر و مادر احترام می گذاشت و هر کاری را بدون عذر و بهانه انجام می داد.
دوره متوسطه را از سال 1350 تا 1356 در دبیرستان شهید رجائی (فعلی) گذراند و سپس در هنرستان صاحب الزمان در رشته مکانیک مشغول به تحصیل شد.
از گفتن سخنان بیهوده بیزار بود و در محافلی که بوی غیبت و تهمت می داد، شرکت نمی کرد . مثل پدرش از اعضای فعال هیئت حضرت علی اکبر(ع) شهرضا بود و مقلد و پیرو حضرت امام خمینی(ره) بود.
اوایل سال 1359 بود که در بسیج شهرضا مشغول خدمت شد. در شهریور ماه سال 1359 با حمله ی نیروهای بعثی به داوطلبین اعزام به جبهه پیوست.
او جزو اولین نیروهای اعزامی به منطقه پاوه بود . بیست روز بعد از حضور در پاوه آن ها را مسلح و به مرز ایران و عراق منتقل نمودند.
در این عملیات جزو تک تیراندازها بود که مهمات او فقط چهار خشاب فشنگ بود. به علت هوای سرد کردستان محمد بر اثر سرما دو- سه انگشت پایش را از دست داد.
بعد از بهبودی نسبی به خط مقدم نوسود منتقل گشت و پس از اتمام مأموریت به شهرضا بازگشت. به دلیل رشادت هایش از او درخواست کردند که دوباره به پاوه بازگردد.
اواخر سال 1360 به عنوان پاسدار ثابت سپاه شهرضا پذیرفته گردی د و به جبهه اعزام شد و در تیپ امام حسین(ع) مشغول شد.
عملیات فتح المبین در پیش بود. گروه بیست نفری اعزامی از شهرضا به همراه دو دسته از نیروهای اعزامی از اصفهان گردان امام محمدباقر (ع) را تشکیل دادند.
عملیات در منطقه تنگه رقابیه لو رفته بود . عراق عده ای از نیروهای گردان هوابرد را شهید و عده ای را اسیر کرد . محمد در این عملیات فرماندهی نیروها را بر عهده داشت و از ناحیه صورت مورد اصابت ترکش قرار گرفت که بعد از پانسمان بلافاصله به جمع نیروها پیوست.
بعد از عملیات، نیروها چند روز به مرخصی رفتند. محمد وقتی برگشت با توجه به نیاز واحد اطلاعات سپاه در آن جا مشغول به همکاری شد.
با اعلام نیاز از منطقه غرب به بوکان اعزام و در اطلاعات سپاه آن جا مشغول به خدمت گردید. بعد از اتمام مأموریت در غرب، به عنوان معاون گردان المهدی(عج) در تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) مشغول انجام وظیفه شد.
به اصرار مادر و اطرافیان با دختری متین و مذهبی ازدواج کرد و مراسم عقد آن ها ساده برگزار شد.
مدتی بعد جهت آماده سازی نیروها در انجام عملیات والفجر 4 به عنوان فرمانده گردان المهدی(عج) برگزیده شد.
در تمامی مراحل آموزش همراه نیروهایش بود و به مسائل رفاهی گردان بسیار اهمیت می داد.
ایشان در عملیات والفجر 4 و عملیات خیبر حضوری فعال داشت و به عنوان فرمانده گردان انجام وظیفه کرد.
قبل از انجام هر عملیات به مرخصی می رفت و از خانواده خود خداحافظی می نمود. در انجام فرائض دینی آن قدر مقید بود که در سال 1363 یک ماه تمام در خط پدافندی زید ماند و با گرمای 50 درجه خوزستان روزه خود را گرفت و همیشه دوشنبه و پنج شنبه روزه بود.
عملیات بدر در پیش بود و محمد این بار نیز جهت خداحافظی اقدام نمود ولی این بار با دفعات قبل فرق میکرد.
بهمن ماه سال 1363 عملیات بدر آغاز گردید . هدف گردان المهدی(عج) تصرف روستای جوِیبِر و رسیدن به پل تدارکاتی دشمن به روی رودخانه دجله و انهدام آن بود.
سرانجام محمد سنجری شهرضائی در 22 اسفند ماه سال 1363 بر اثر اصابت گلوله در عملیات بدر، در منطقه جزایر مجنون به شهادت رسید.
پیکر پاکش را بعد از تشییع در گلزار شهدای شهرضا به خاک
سپردند.
قدرت اسلام در حال نمایش است. ابرقدرتها دست به دست یکدیگر داده تا اسلام را نابودکنند، زهی خیال باطل. اسلامی که چنین ملتی و چنان شجاعان و این گونه رهبری دارد و تنها یاورش امام زمان (عج) است، هیچ گاه شکستی نخواهد داشت. به وصیت های شهدا عمل کنید. به دعا اهمیت دهید که جامعه بی دعا مانند شخصی است که در شب تاریک در میان دریای طوفانی در دام موج خروشان جان می دهد.
این جا محل دیدار است محلِ لقاء الله. محل ملاقات با امام زمان (عج).
خواهران عزیز، سیاهی چادر شما کوبنده تر از خون س رخ من است .حجاب خودرا حفظ کنید و دیگران را به حفظ حجاب تشویق کنید.