طلیعه ی وجود فتح الله در اولین روز تیرماه سال ۱۳۳۲ در آن هنگام که گرمای تموز و تلألؤ درخشان اشعه ی خورشید همه جا را فرا گرفته بود در میان خانواده ای زحمتکش آشکار گشت.
با فرارسیدن زمان فراگیری علم و دانش در محضر آموزگار حاضر شد اما به علت شرایط مالی خانواده تنها توانست تا ششم ابتدایی همراه با قافله ی دانش آموزان بماند.
با گذشت سالیانی به پیروی از سنت پیامبر۶ ازدواج نمود و ثمره ی آن چهار فرزند شد.
با نواخته شدن شیپور انقلاب در سراسر ایران به مجمع فعالان مردمی پیوست و دستان خود را به مشت های گره خورده ی مردم متصل کرد و برای در هم شکستن رژیم پهلوی و پیروزی خمینی کبیر در تمام صحنه ها حضور یافت و در این بین چند باری مورد حمله ی عوامل رژیم طاغوت قرار گرفت.
با پرواز کبوتر آزادی در سرزمین اسلامی در جمع بسیجیان حضور یافت و به فعالیت های انقلابی خود از جمله تشکیل هیئت عزاداری انصارالمهدی شهرضا، تأسیس صندوق قرض الحسنه ی ابوذر هونجان و انجمن مددکاری هونجان تداوم بخشید.
به دنبال آن برای تباهی سوداگران ستم با ردای سبز بسیجی به جمع جوانمردان لشکر امام حسین۷ پیوست و تحت لوای گردان یا مهدی در جبهه حضور یافت و سرانجام پس از رشادت ها و از جان گذشتگی های فراوان در منطقه ی شرق بصره با اصابت گلوله ی خصم جامه سرخ شهادت بر تن کرد و جنازه ی مطهرش پس از ۱۳ سال میهمانی خاک و آفتاب به آغوش خانواده بازگشت.
بسم الله الرحمن الرحیم
هر نفسی طعم مرگ را میچشد پس چه بهتر است که این مرگ، مرگی آگاهانه و در راه خدا باشد.
اینجانب ضمن درود بر رهبر عظیم الشان خمینی کبیر و با درود به ملت قهرمان و شهید پرور ایران چند کلمه ای را به عنوان وصیت نامه انشا میکنم . امید است بتواند ما را در انتخاب راه مان مصمم تر گرداند.
بنده این راه را خودم آگاهانه انتخاب کرده و هیچ کس و هیچ چیز به جز رهنمودهای امام و خون شهدا محرک اینجانب برای اعزام به جبهه نبوده است . در این راه هدفم یاری اسلام ، قرآن و دفاع از میهن اسلامی میباشد و از خدا می خواهم که همه را در این راه موفق بگرداند. چون طبق آیه قرآن که میفرماید : مومنین کسانی هستند که به حق و صبر توصیه میکنند (وتواصو بالحق و تواصو بالصبر) من هم به نوبه خود به برادران و خواهران دینی توصیه میکنم .
دست از امام امت و روحانیت مبارز و متعهد برندارید و تمام هم خود را صرف یاری اسلام کنید، که به فرمایش امام؛ دشمنان از اسلام سیلی خورده، هدفشان فقط از بین بردن اسلام است. بنابراین وظیفه یک به یک ماست از همه چیز حتی جانمان گذشته، در نگهداری اسلام و قرآن از کوشش و فداکاری دریغ نداریم .
سفارش دیگر که حتی الامکان در حق همدیگر به خصوص درحق مستضعفین نیکی و مساعدت نموده و مخصوصاً فروشندگان از اجحاف و گرانفروشی دست بردارند که ضد انقلاب داخلی از این برنامه ها سو استفاده نکنند .
همه مردم بخصوص خانواده ام را به صبر و شکیبایی در مقابل مشکلات و ناملایمات دعوت می نمایم .
که خدا در قرآن به صابرین وعده پیروزی و نصرت میدهد. اگر خداوند لیاقت شهیدشدن در راهش را به من داد از خانوادهام و سایر بستگانم میخواهم که در شهادت من گریه نکنند که شهید گریه ندارد و بهتر است برای مصائب سرور شهدا بر امام حسین (ع) گریه کنند.
مرا در امامزاده شاهرضا دفن کنید .
از همسرم میخواهم که در تربیت فرزندانم کوشش نماید و از همه دوستان و آشنایان می خواهم که برای من طلب مغفرت نمایند.
والسلام علیک و رحمه الله و برکاته
فتح اله ضیائی
۲۳/۲/۱۳۶۱