دهم مرداد 1346، در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش سیدحسن، کوره گچ پزی بود و مادرش بیگم نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. کارگر بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هجدهم بهمن 1361، در چزابه شهید شد. تا کنون اثری از پیکرش بدست نیامده است.
و لا تحسبن الذین قتلوا فی السبیل الله امواتا بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون
گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مردگانند آنها زنده اند و نزد پروردگار خویش روزی می خورند.
با درود بر منجی عالم بشریت حجه ابن الحسن العسکری و نایب برحقش امید مستضعفان جهان امام خمینی و با درود بر امید امام و امت فقیه عالی قدر آیت الله منتظری و با درود بر رزمندگان جبهه های غرب و جنوب که می روند تا تمام ملل مستضعف جهان را از زیر جنگ ابرقدرتها آزاد سازند و راه کربلا را برای تمام خانواده های شهدا و ملت قهرمان همیشه در صحنه ایران بازسازند.
درود بر شهیدان از صدر تاریخ تا شهدای کربلا از کربلاهای ایران آنها که به جز عشق خدا به چیزی دل نمی بندند و راهشان را جز برای رسیدن به الله مشخص نمی کنند و جزء برای رضای خدا به پیکار نمی ایستند و عاقبت با قلبی آکنده از عشق با سینه ای خونین و سری شکافته به سوی معبودشان می شتابند و از رسیدن به مقصود برایشان چه آسان است که خود می توانند خداگونه شدن چه لذتی دارد و من چون شهیدان زیاد بر ما حق دارند و بر ما است که این عزیزان به خون خفته خویش را ارج نهاده و در راه تحقق آرمان و ایده شان از پای ننشینیم و در بجا آوردن رسالت سنگینی که این عزیزان بدوش ما گذارده اند وقتی دیدم مسئولیت خیلی بر دوشم سنگینی افکنده و باید راه این عزیزان را ادامه بدهیم راهی را انتخاب کردم و برآن شدم که به جبهه بروم چون کاری دیگری از دستم بر نمی آمد اینجا محل امتحان و آزمایش است اینجا انسان سعی بر این دارد که اعمال خود را خالصانه و بدون ریاء انجام دهد اینجا متوجه می شود که چقدر در خواب غفلت فرو رفته و از همه واقعیت ها و حقیقت ها بی خبر بوده است اینجا است که سورۀ ولعصر برای ما مفهوم مشخصتری پیدا می کند ای کاش شما هم اینجا بودید تا ببینید که ملاکها و معیارها چقدر با آن وصایای مادی که در آن زندگی می کنیم متفاوت است اما کاری که اکنون شما می توانید انجام دهید این است که دست به دعا بردارید اول دعا کنید که خدا، اسلام و امام را یاری دهد و بعد رزمندگان اسلام را پیروز کند و سپس اگر ما کشته شدیم به عنوان شهید قبول نمائید و اگر سعادت شهادت را نیافتیم بعد از آن مرتکب گناه نشویم که ما بسیار گناهکار هستیم و عمری را به نفس خود ظلم کرده ایم. دعا کنید که خداوند از تقصیرات ما در گذرد و ما را به سوی پاکیها هدایت کند پدر و مادرم اگر من لیاقت شهادت را پیدا کردم هیچ ناراحت نباشید و افتخار کنید که چنین فرزندی تربیت کرده اید آفرین بر شما و امیدوارم که مرا ببخشید چون نتوانستیم هیچ کاری برای شما انجام دهم از شما می خواهم که قطره ای اشک از ضعف نریزید چون دشمن سوء استفاده می کند از گریه های شما. در آخر می خواهم که مرا در گلستان شهدا در کنار شهدای دیگر دفن نمائید و اگر جنازۀ من به دستتان نرسید به مزار شهدا بروید و فاتحه بخوانید اگر لیاقت داشته باشم.
خداحافظ دیدار روز قیامت
مورخ 1/11/61 سید محسن طباطبائی