پاسدار شهید محمود ناطقیان در سال 1344 در روستای اسفرجان در یک خانواده مذهبی و فقیر به دنیا آمدپدرش کارگر بود و با وجود فقر مالی سعی بسیاری در تحصیل فرزندانش داشت شهید ناطقیان دوران تحصیلات راهنمایی در روستای اسفرجان به پایان رسانید و با پیروزی انقلاب اسلامی و با تشکیل سپاه پاسداران وارد بسیج سپاه پاسداران روستای اسفرجان شد و پس از مدتی کوتاه وارد سپاه پاسدارانقمشه شد و عازم جبهه جنوب گردید پس از برگشت از عضویت سپاه پاسداران لردگان درآمد و با کوشش که در سپاه لردگان داشت به فرماندهی سپاه انتخاب شد و بلافاصله عازم جبهه غرب گردید پس از مدت زیادی مبارزه با صدامیان کافر در مرحله مقدماتی والفجر زخمی شد و پس از مدتی بستری در بیمارستان در حالی که هنوز گلوله در بدنش باقی مانده بود به صورت داوطلب عازم جبهه کردستان شد و مدت 3ماه با بعثیون کافر مبارزه کردو پس از 10 روز مرخصی به روستای خود، اسفرجان آمد و مدت 3 روز اقامت کرد. درصورتیکه 7 روز از مرخص اش باقی مانده بود به جبهه کردستان عزیمت کرد پس از چند روز مبارزه در تاریخ هشتم آبان 1362 در مرحله عملیات والفجر 4 به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
فرازهایی از وصیت نامه شهید محمود ناطقیان
باسلام ودرود برروان پاک شهیدان از صدر اسلام تا شهدای کربلای حسینی و از کربلای حسینی تا 72 تن از شهدای کربلای ایران و با درود وسلام به رهبر انقلاب امام خمینی و با درود بر امت شهید پرور ایران که هرچه داشتند درراه این انقلاب فدا کردند. ابتدا سپاس بیکران خداوند یکتا را که جان همه در دست اوست که چنین نعمتی در این برهه از زمان به ما عنایت فرمود چنین رهبر آگاه، چنین رهبر بت شکن که در این زمان که جهان می رفت در کثافت و آلودگی غوطه ور شود و ننگ دامنگیر جهان شود خداوند بر سر این ملت منت نهاد و به ما عنایت فرمود و این امت مظلوم را زیر یوغ بندگی ابرقدرتها نجات داد اینجانب خدا را شکر می کنم که توانستم در این زمان به ندای 0 هل من ناصراٌ ینصرنی) حسین زمان لبیک بگویم این تنها آرزوی من بود که در خط سرخ شهادت حرکت کنم ای برادران آگاه باشید در این زمان تمام ابرقدرتهای زمان و تمام جباران زمان علیه انقلاب اسلامی ما قیام کرده اند بپا خیزید و ندای حسین زمان را لبیک بگویید و نگذارید دشمن شاد شود. اگر خدای ناکرده این انقلاب شکست بخورد دیگر از اسلام خبری نیست و من با خدای خود عهد بسته ام تا آخرین قطره خون خود را در راه انقلاب اسلامی فدا کنم. پدر و مادر عزیزم از اینکه شما برای من زحمت کشیدید و مرا بزرگ کردید و در راه خدا هدیه کردید بی نهایت سپاسگزارم و اگر نتوانستم آنطور که شاید و باید حق فرزندی را ادا کنم مرا ببخشید و افتخار کنید که چنین فرزندی را در راه خدا قربانی کردید. چنان صبور و بردبار باشید که برای تمام مردم سرمشق باشید و همیشه این آیه را در نظر داشته باشید که ( انا الله و انا الیه راجعون) پدر و مادر عزیز من یک ماه روزه و یک سال نماز بدرگاه باری تعالی بدهکارم از شما می خواهم این بار را از روی دوشم بردارید. اگر مقداری پول از پولهیم زیاد آمد آن را به جبهه یا حساب 100امام بپردازید. انشاءالله خداوند توفیق خدمت به اسلام را به شما عطا بفرماید.