شهید علی کبیری در 16/7/1340 در خلنواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود پدرش از علاقه زیادی که به اسلام مخصوصاٌ مولای متقیان داشت نامش را علی گذاشت. علی در دامان پدری که دستهایش از زحمت های روزگار پینه بسته بود و دسترنجش از کارگری و مقدار کمی کشاورزی و مادری که با وجود زحمات زیاد خانه داری اوقات فراغتش را قالی می بافت بزرگ شد.
دوران طفولیتش گذشت و در سن 7 سالگی اماده رفتن به مدرسه و کسب علم و دانش شد دوران دبستان را در مدرسه نواب صفوی (هاتف سابق) و با موفقیت تمام کردو وارد دوره راهنمایی شد. درس خواندن شهیدهمراه با کاربرای کمک به هزینهخانواده بود. در دوران دبیرستان که در قمشه سپری می کرد در تظاهرات و اعتصابات علیه رژیم پهلوی شرکت می کرد.
او از همان ابتدا قلبش برای اسلام می تپید وی در سال 1362 موفق به اخذ دیپلم از دبیرستان شهید طاهرپور اسفرجان گردید و در 15/9/1362 به خدمت سربازی اعزام گردید. او از دوران آموزشی نمونه بود در تیراندازی رتبه اول و در عقیدتی سیاسی رتبه دوم را کسب و به درجه گروهبان دومی نائل آمد.
در تقسیم داوطلبانه به کردستان لشکر 28 سنندج رفته و بعد از مدتی بصورت مءموریت به جنوب اعزام شد در عملیات خیبر و بدر شرکت کرئد و بعد از مدتی به کردستان برگشت؛ که در همین اثنا در مورخه 24/4/1364 در اشنویه یکی از مناطق کردستان توسط بمباران هواپیماهای بعثی به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
بسم رب الشهداء و صدیقین
سلام بر مهدی مصلح جهان و سلام بر نایبش خمینی بت شکن زمان سلام بر قهرمان پرور ایران سلام بر خانواده عزیزم.
بنام الله که تمام هستی جهان از اوست و روشن گر تمام دلهاست و با سلام بر حضرتمهدی (عج) منجی بشریت که با آمدن خود تمام جهان را پر از عدل وداد می کند.و با سلام به امام خمینی بت شکن که با آمدنش ما را از منجلاب فساد و خواری بیرون کشید و سلام بر شهدای راه حق و آزادی و بالاخص سالار شهیدام امام حسین و شهید مظلوم دکتر بهشتی که با خون خود خط ایثار و مقاومت و شهادت را به ما آموختند.
پدر و مادرعزیزم حالا در این وضعیتزمانی که ایران در حالت جنگ بسر می برد احتیاج به من و شما دارد که با خون خود حتی یک قدم از خاک عزیزمان زیر چنگال دژخیمان جون آمریکا و اسرائیل و حتی صدام نباشد پس شما باید صبر و استقامت کنید و نگذارید هیچ نیرویی به این انقلاب ضربه ای وارد کند. از شما می خواهم که به هیچ عنوان برای من گریه نکنید که ضد انقلاب از این کارها سود می برد. پس صبر کنید که خداوند متعال با صابران است و از شما خواهران عزیزم می خواهم همانگونه که زینب وار زندگی می کردید و حجاب اسلامی را رعایت می کردید رعایت کنید چون حجاب شما سنگر محکمی در برابر ضد انقلاب استو شما پدر عزیزم چگونه طلب بخشش کنم چون اگر بخواهم بنویسم زحماتی که کشیده اید شبها و روزها طول می کشد پس از شما طلب بخشش و عفو می کنم. برادرم چون شما نوجوان این مملکت هستید و در حالی که مملکت به شما احتیاج دارد تا می توانید کاری کنید که به صرف مملکت اسلامی باشد در پایان مرا در گلستان شهدا خاک کنید.