غلامرضا در تاریخ 1348/10/20 در خانوادهای مذهبی در ابوزید آباد متولّد شد. خانوادهاش او را با سختی و مشقّت بزرگ کردند و به مدرسه ابتدایی فرستادند و او با توجّه به مشکلات اقتصادی فقط توانست تا مقطع ابتدایی درس بخواند و پس از آن به کار کشاورزی مشغول شد تا توانسته باشد کمکی برای والدینش باشد.
با پیروزی انقلاب اسلامی چون از سنّ کمی برخوردار بود ، برای ابراز علاقه خود به نهضتی که حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رسانده بود، در بسیج شرکت و حضوری فعّال داشت .
غلامرضا با شروع جنگ تحمیلی حدود دوازده سال داشت و به علّت صِغر سن نمیتوانست به جبهه اعزام شود تا این که از نظر جسمی رشد کرد و در سال 1364 به جبهه اعزام و در عملیات کربلای 4 شرکت کرد و در آن عملیات به شهادت رسید
فرازی از وصیّت نامه شهید
در این دنیای فانی هیچ کس باقی نخواهد ماند و همه رفتنی هستیم و روز حساب برای همه هست و به قول شهید بهشتی، بهشت را به بها دهند نه به بهانه. باید در این دنیا سختی بکشیم تا در عقبا راحت باشیم. صفوف نماز جماعت ، دعاها و پایگاه بسیج را پر کنید که خاری بر چشم دشمنان است. همیشه در دو جبهه مبارزه با نفس ( جهاد اکبر ) و مبارزه با خصم زبون ( جهاد اصغر ) مبارزه کنید تا پیروز شوید . برای یکبار هم که شده به جبهههای جنگ بروید که در آنجا نور خدا را به عین خواهید دید.
خدایا ! تو شاهدی که من با عشق به تو و اسلام و قرآن و آرزوی پیروزی اسلام به مبارزه با کفر برخاستم.
اگر قرار است که این تن در آخر کار بمیرد و دفن شود ، بهتر است که با رگبار گلوله دشمن سوراخ سوراخ شود و به ملاقات خدا برود ، همان طور که حسین بن علی (ع) می فرماید : « ان کان دین محمّد لم یستقم الّا بقتلی فیا سیوف خذینی »
بدانید که این انقلاب عزیز است که با خونهای صدها هزار شهید پاک به دست آمده ، در صدد حفظ آن بیشتر برآیید که آینده اسلام چشم امیدش به این انقلاب است . اگر قصور کردید نه تنها به امام زمان (عج) و خطّ امام خیانت کردهاید ، بلکه به آینده جهان اسلام نیز خیانت خواهید کرد.
سلام بر تو ای پدری که در این دنیا برای من خیلی زحمت کشیدی ! امیدوارم که مرا حلال کنی و در مرگم صبر پیشه کنی که خداوند با صابران است.
سلام بر تو ای مادر عزیزتر از جانم که برای من خیلی زحمت کشیدی ! در مرگ من ناراحت نباش که در عقبا نزد حضرت زهرا (س) رو سفید خواهی بود.
خداوندا ! نمیخواهم در بستر بمیرم . خدایا یاری ام کن تا در راهت ، در دل سنگر بمیرم.