احمد روحانی در تیرماه سال 1344 در خانواده متوسطی در اصفهان چشم به جهان گشود او از همان اوان کودکی علاقه زیادی به خواندن قرآن و مسائل دینی و مذهبی داشت و علاقه زیادی به نماز داشت و از همان دوران کودکی از نماز غافل نبود و اغلب در مساجد بسر میبرد. در سن 6 سالگی پا به دبستان گذاشت و بعد از دوره دبستان ، دوره راهنمایی و با شروع شدن انقلاب درس را رها کرد و به فعالیت و اعلامیه های امام خمینی را در اختیار همه می گذاشت ناگفته نماند که در دوره راهنمایی در تظاهرات مدرسه شرکت می کرد و بچه ها را به تظاهرات دعوت می کرد و با دادن کتابهای مفید به خانواده خود و اطرافیانش آنها را با انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب امام خمینی آشنا مینمود و با پیروزی انقلاب اسلامی او وارد دبیرستان شد ولی چون علاقه زیادی به انقلاب داشت درس را باز هم رها کرد و روزها به کار صافکاری مشغول بود و شبها را بنا به فرمان امام خمینی در بسیج مستضعفین به یادگیری اسلحه و همینطور کلاسهای عقیدتی میپرداخت و پس از مدتی مربی بسیج شد و در چند مسجد شروع به یاد دادن فنون نظامی و کلاسهای عقیدتی نمود و چون فعالیت های زیادی در بسیج داشت در سن 16 سالگی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و در حین فعالیتی که در سپاه داشت در یکی از مدرسه های علمیه اصفهان شروع به فرا گرفتن درس طلبگی کرد و از آنجا که میلی به خود نمایی نداشت حتی خانواده او هم مطلع نبودند که او در چه مدرسه ای تدریس می کند و چه فعالیتهایی دارد و همینطور اخلاق او در خانواده و در بین دوستان و خویشاوندان بسیار خوب بود و اغلب کم به خانه می آمد و بیشتر وقت خود را در امور مربوط به مساجد میگذراند و چون انقلاب را بسیار دوست داشت دشمنان انقلاب این منافقان کوردل او را تهدید به مرگ می کردند وقتی به او می گفتیم حواس خود را جمع کن او می گفت من از هیچکس هراسی ندارم جز خدا ، و اما وقتی به خانه می آمد با اینکه بیشتر شبها حتی بیشتر از چند ساعت نمی خوابید اما بسیار خوش اخلاق بود و اما از خصوصیات شهید این بود که همه را به تقوی و پرهیزکاری و عبادت برای خداوند و همینطور وحدت کلمه و ایجاد رابطه با روحانیت تشویق مینمود او از نظراینکه اخلاق اسلامی داشت حاضرنبود که مثلا وسیله ای را که برای انجام کارهای سپاه در اختیار او قرار داده بود در کارهای شخصی استفاده نمیبرد و نمی خواست شغلش را به رخ کسی بکشد و خانواده و خویشاوندان او اصلا مطلع نبودند که او چه کاری انجام میدهد و همینطور اغلب اوقات فراغت خود را در مسجد میگذراند و با خدا راز و نیاز میکرد و از خدا میخواست که شهادت را نصیب او بنماید و در حمله محرم داوطلبانه به جبهه رفت و اینطور که خودش تعریف میکرد در این حمله وقتی باران شدیدی باریده بود تا گردنش را آب گرفته بود اما خداوند شهادت را نصیب او ننمود و او بسیار ناراحت دوباره به اصفهان برگشت به ما گفت من لیاقت شهادت را نداشتم و امسال آمده ام تا خودسازی کنم تا انشاء الله خدا مرا بطلبد و همینطور هرگاه به او گفته میشد که کمی استراحت کن یا در خانه بمان میگفت ما بدنمان را در راه خدا وقف کرده ایم و ما باید در راه تداوم انقلاب هر چه بیشتر بکوشیم و همینطور اغلب که مادرش به او میگفت یکوقت روی مین نروی او جواب میداد هرچه تکه تکه تر شوم اجرم بیشتر است و وقتی او به اردویی رفته بود در قرعه کشی اسم او برای رفتن به جبهه بیرون زده شد و هنگامیکه دوستان او از این موضوع مطلع شدند بسیار ناراحت بودند وقتی سپاه به او اجازه داد بود که در اصفهان بماند و به فعالیت بپردازد او از آنجایی که خودش میدانست که شهادت سرانجام نصیب او خواهد شد به جبهه رفت و اینقدر تلاش در راه خدا کرد تا بالاخره درعملیات والفجر 4 در خاک عراق شربت شهادت نوشید.
بسم الله الرحمن الرحیم
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدرسول الله و اشهد ان علیا و اولاده المعصومین حج الله.
شکر ذات پاک باری تعالی ، که این توفیق را نصیب ما نموده و ما را این چنین رهبریت و موقعیت (زمانی-مکانی و مذهبی) حساسی عطا فرموده و محبت تمامی زرق و برقهای دنیایی کاذب را از صفحه دل ما بیرون کرده و بجای آن نور عشق شهادت طلبی جایگزین نموده و ما را لیاقت عطا فرمود که زیر سایه چنین مکتبی تا بحال پرورش داده و با قوانین آسمانی آن آشنا کرده و بعد از امتحانات (سختیها) اگر با روسفیدی از این امتحانات بیرون آییم ما را به فیض عظمای شهادت نائل گرداند و گاهی تا حدی این خصلت بالا میرود که از انس با حق لذتی بی نظیر میبرند که بی تحمل لباس رنگارنگ و فریبای دنیا را از تن بدر کرده و در این مسیر سعادت سبقتها گرفته و جانبازیهایی میکنند تا مرز شهادت. و با ایثار خون خود جامعه را آماده میکنند برای ظهور مولایشان که ایشان بیایند و جهان را نورانی کرده و مطهر از کلیه ظلمتها بنمایند و اما بعد از شکر خدای لاشریک له سلام به پیشگاه قلب دائره امکان و در هم کوبنده همه طاغوتها این آقایی که همه جهان اسلام منتظر اویند و به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و پیر نورانی جماران ، عصاره اسلام راستین و شخصی که با الهام از مولایش صراط صریح اسلام را پیش گرفته و همچون شیری می غرد و بی چون و چرا میپیماید و سلام به همه رزمندگان (رهبان اللیل و اسدالنهار) که فرامین رهبر را به جان میخرند و با اهدای خون مطهر خود به پای درخت زنو شکفته اسلام جامه عمل به آن پوشانیده و این لاله هایی که با عبادتهایشان و ناله های نیمه شبشان خوی شهادت را در جامعه و جبهه زنده نگاه داشته و همچنین سلام به خانواده های شهدا و ...........
و اما ای والدین عزیزی که با زحمت زیاد مرا تا به این زمان پروراندید و حال که متوجه شدید اسلام احتیاج دارد ابراهیم وار اسماعیل خود را حاضر شدید قربانی کنید و این مسیر خود امتحانات سختی دارد. و حال یکی از آنها سر رسیده بخصوص برای شما ای مادربزرگم و ذات باری تعالی در این مورد می فرماید : و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و النفس و الثمرات و بشر الصابرین الیقین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون.
و انشاء الله که همگی مسلمانان به خصوص شما خانواده عزیزم در راه مستحکم باشید و با ایمان و وحدت به طرف اهداف عالیه بشتابید. و ای پدرم شما خیلی زحمات زیادی در راه پرورش من کشیده ای و من قدرانی نکرده ام من را ببخشید و حلال نمایید و هر گونه خطایی از من سر زده و همه فکر خود را جمع اهداف عالیه خلقت که رشد است کنید و گام به گام بدنبال امام باشید چونکه اوست چراغ هدایت و رشد و همه قوانین اسلام را در این مسیر پیش گیرند هر چه زودتر از این امتحانات خارج گردید با پیروزی کامل.
و ای خواهرانم حجاب اسلامی را فراموش ننمایید و فرزندان خود را آکنده با قوانین روح افزای اسلام پرورش دهید و همسرانتان را به همچنین که این اعلای وظیفه شماست و معصوم می فرماید : من کاد لعیاله کالمججاهد فی سبیل الله. و ای برادرم من سفارشاتی به تو میکنم ولی به عنوان یادگاری از من بپذیر و خود و امنعدبه انوا والهیه کن و قلب خود را مانوس با احکام و اخلاق اسلامی کن و تقوی را پیشه کن که بهترین کارهاست و ای دوستانی که مثل برادرم شما راا دوست داشتم انشاء الله که همه اشتباهات مرا ببخشید و آنها را تبدیل به نیکوییهای مقابلش نمایید و این محسنات را سرلوحه خود قرار دهید و مواظب نفس اماره خود باشید که هر لحظه تیری بسوی شما پرتاب میکند و انی از شما غافل نیست و شما هم باید همینطور با او عمل کنید که یک لحظه غفلت ضربه مهلکی به شخص و در نتیجه به اسلام میزند و امام زمان (عج) و نماینده و پیامهای آنها را فراموش ننمایید که هر دو لرزاننده طاغوتهای جهانی هستند مرا از دعای خیر خود بی بهره نگذارید خانواده عزیزم در شهادت من نکند شیون و ناله بلند کنید که دشمن خوشحال شود و مرا ببخشید که فرزند بحقی برای شما نبودم. (طلب مغفرت برای من و تمامی شهدا یادتان نرود چونکه گناهان زیادی کرده ام و دستم از دنیا کوتاه است به همه آشنایان بگویید مرا ببخشند و حلال نمایند.
والسلام علی من اتبع الهدی
احمد روحانی – 12 محرم الحرام 12/7/1362