خردادماه سال ۱۳۴۱ تولد یافت و با زمزمه ی اذان و اقامه ی پدر در گوشش سر در آغوش مهر خداوندی نهاد و در زیر باران محبت مادر درون را مصفا ساخت و با معجزات عیسایی نهفته در کلام پدر گرد و غبار بیهوده زیستن را از دل زدود.با علاقه ی فراوان قدم در راه تحصیل علم گذاشت و نه سالی مقیم بزم علم آموزان بود.با مهر و عطوفت اطرافیان را مهمان خویش می کرد و با فروغ دل و خلوص نیّت در ضیافت خانه ی عشق قدم می نهاد. او که گذشت و جوانمردی را سرلوحه ی عمل خویش قرار داده بود دراحترام به پدر و مادر بسیار کوشا بود.
در طلیعه ی انقلاب که زائران کاروان عشق دستان سبز خورشید را فشردند او هم با آنان همنوا شد و فعالانه در تظاهرات شرکت می کرد و برای روشنگری افکار مردم به پخش اعلامیه ها و عکس های امام می پرداخت.
پس از پیروزی انقلاب که نیروهای ضد انقلاب نواختن ساز مخالفت را آغاز کردند کوه های استوار کردستان بود که زمزمه ی عشق و حماسه ی پنجعلی را مشاهده کرد و او در یگان ویژه تکاور دلاوری ها کرد.
و سرانجام در عملیات والفجر ۳ آسمان کردستان به سوگ مردی از تبار نور نشست و او تا بیست و یک سال بعد شهر را در انتظار بازگشت پیکرش نشاند.