مرداد ماه سال ۱۳۳۲ ترانه ی هستی را در میان خانواده ای پر محبت خواندن آغاز کرد.
به سن نوجوانی رسیده بود که مادر بار سفر بست و فضای پرشور خانه را غم و ماتمی بسیار پوشاند. او که نبود مادر در خانه برایش سخت بود به اصفهان هجرت کرد و با انتخاب حرفه ی سنگ تراشی وارد محیط کار و تلاش شد و از آنجا که علاقه ی زیادی به فراگیری علم داشت شبانه به یادگیری دانش پرداخت و تا مقطع دبیرستان به همین شکل ادامه تحصیل داد.
با شروع انقلاب مردم علیه رژیم فاسد شاهنشاهی او نیز به جمع پرشور مردم پیوست تا نقشی در براندازی نظام ظلم ایفا کرده باشد.
پس از پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران به عضویت سپاه درآمد و از همان طریق به جبهه های حق علیه باطل اعزام گشت.
او که وجودش را آراسته به صفات خوب اخلاقی کرده بود در برخورد با دیگران رعایت کامل ادب را می نمود و به صله ی رحم علاقه ی زیادی داشت.
چند ماهی بیشتر از شروع جنگ تحمیلی نگذشته بود که امان الله لایق پوشیدن ردای سرخ شهادت گشت و در عملیات فرمانده ی کل قوا در اثر اصابت گلوله به بدن به لقاء الله پیوست.