شهید علی جعفری در سال 1339 در یک خانواده مستضعف کارگری در شهر آبادان دیده به جهان گشود و پس از طی دوران کودکی به اصفهان عزیمت نموده و در این شهر مسکن گزید. در اوان نوجوانی پدر خود را از دست داد و مانند بسیاری از مردان خود ساخته تاریخ که از ابتدا خود سرپرست خویشند طعم تلخ این واقعه را چشید. با اوج گیری انقلاب و حساس شدن اوضاع سیاسی کشور شرایطی فراهم شد که شهید بزرگوار در قبال آنچه در جلسات فرهنگی و کوه رفتنها و نماز و مناجاتهای خویش کسب کرده بود باز داشته باشد و لذا فعالیتهای خویش را با شرکت در سخنرانیها، پخش اعلامیه های امام (ره)، تخریب مراکز دولتی و اماکن فساد گسترش داد. در بسیاری از درگیری های خطرناک مثل حمله به ساواک اصفهان، پایین کشیدن مجسمه شاه درگیریهای هفتم محرم و تخریب بسیاری از بانکها، سینماها و ... در مرکز شهر، تلاش زائد الوصفی از خود نشان داد.
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی تنها پس از 12 روز از شروع جنگ تحمیلی کوله بار خویش برگرفت و عزم سفر کرد، کوله باری از امید، عشق و خشم، امید به اینکه چکامه شیوای حیات خویش را کامل کند، و عشق به فتح و شهادت و خشم از متجاوز. شهید علی جعفری به دنبال تجربیات گرانبهایی که در طول یک ماهه جنگ کسب کرده بود و به علت بالا بودن کارائی نظامی، مسئول آموزش جبهه دارخویین شد و نیروهای بسیج بوسیله ایشان با نحوه کاربرد سلاحهای مکانیزه و تاکتیک های رزم آشنا شده و سپس راهی خطوط مقدم نبرد می شدند لذا پس از مدتی علی در واحد خمپاره انداز در جبهه محمدیه مشغول به کار شد پس از مدتی که مسئولیت خمپاره انداز در جبهه محمدیه داشت، فرماندهی گردان حضرت سجاد(ع) لشکر مقدس امام حسین (ع) به برادر علی جعفری سپرده شد ومتعاقب آن ماموریت یافت پادگان عین خوش را فتح و محورهای مواصلاتی مهم دزفول- دهلران و پس از آن استقرار در ارتفاعات عین خوش خط مقدم و شهر را در هم بشکنند.
برادر علی جعفری در عملیات بیت المقدس به سمت فرماندهی اطلاعات عملیات قرارگاه فتح مرکزی وهدایت و فرماندهی یگانهای عمل کننده در محور زید منصوب شد و علی رغم علاقه وافر به کار اطلاعاتی از پذیرفتن مستقیم آن خودداری می کرد و بارها می گفت: آرزو می کنم کارها بر عهده من باشد ولی مسئولیت به عهده دیگران باشد.
در جبهه ظفر نشان محرم، مسئولیت اطلاعات عملیات سپاه سوم صاحب الزمان که وظیفه خطیر هماهنگ کردن شبکه های اطلاعاتی لشکر های فجر، امام حسین، علی ابن ابیطالب، نجف اشرف و لشکر 25 کربلا و چند تیپ مستقل را به عهده داشت، به عهده شهید علی جعفری واگذار گردید.
درعملیات والفجر مقدماتی برادر علی جعفری از ناحیه پشت مورد اصابت ترکش قرار گرفت و مجروح شد. در عملیات والفجر 4 هنگامی که علی از بازدید مواضع فتح شده مراجعت می کرد سه نفر از نیرو های عراقی که هنگام پیشروی نیروهای اسلام مخفی شده بودند به طرف او تیراندازی می کنند و علی از قسمتهای کتف و پا مورد اصابت گلوله های دشمن قرار می گیرد.
شهید علی جعفری با آرزوی شهادت بدون اینکه پس از سه ماه عملیات در غرب بسوی جبهه های جنوب رهسپار شد و به زودی مشغول شناسایی معابر نفوذی در باتلاقها و بیابانهای منطقه عملیاتی خیبر شد و بر اثر اصابت ترکش به سر باعث متلاشی شدن سر وی شد و به شهادت رسید. روحش شاد و راهش مستدام باد.