دوران کودکی حسین با قیام مردم انقلابی علیه رژیم غاصب پهلوی مصادف بود و روح مبارزه و حماسه ای که در خانواده او بود در این فرزند نیز نیرو گرفت و با وجود کمی سن با شور و شوق در تظاهرات شرکت می کرد. حس دینی و مذهبی او را برانگیخت تا بر سر سفره اهل بیت علیهم السلام بنشیند و از معارف حوزه برخوردار گردد و بتواند مبلغ دین خدا باشد. چنین بود که به حوزه علمیه قم رفت و در جوار کریمه اهل بیت علیها سلام از زلال معارف بهره ور گردید. از طرفی پدر عزیزش در سال 60 با صدامیان کافر در حال جهاد بود و به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
حسین پس از شهادت پدر، تحصیلاتش را با جدیت تمام و تا پایه چهار ارتقاء داد؛ اما نتوانست ببیند سلاح پدرش بر زمین افتاده است. بنابراین در سال 65 عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و پس از یک سال رزمی بی امان و مجاهدتی عظیم در کربلای 10 در غرب کشور بر اثر اصابت تیر و پارگی قلب و عروق، چلچراغ شهادت را در شبستان وجودش روشن ساخت.
پدر چگونه بگویم کمی دلم تنگ است
برای من همه دنیای رنگ، بی رنگ است
پدر ستاره واگویه های دلتنگی
من و سکوت و دل و های های دلتنگی