حماسه شهادت
حماسه ها جاودان کربلا به یاد خون پاک آن مجاهد راه دین ، که در کنار فرات ، بر روی سنگ ریزه ها و خاک های گرم ریخت و بستر زبان و چهره فرات را به رنگ سرخ ، رنگ کرد به پهن دشت کربلا زخونشان پر از شقایق و گل نهان انقلاب شد دوباره زنده می شود . به یاد آن دلاوران عصر شب به دل تعیین به جان توان به خلق ایده می دهد به ایده های هر جهت گسسته ، شکل میدهد.
حسن بود آنکه این حماسه شکوهمند را آفرید، حماسه ای که با خط جوان ناپذیر سرخ خون به صفحه زمین کربلا نوشت ، حسین بود که گفت زندگی عقیده است و یک جهاد دائمی به راه آن . حسین بود آنکه گفت : مرگ در چنین زمان که ظلم چیره گشته است و حق ، عدل ، داد، دین در آستانه زوال است و هرکس به گوشه ای خزیده است و سر به زیر لاک خویش برده است برترین سعادت است و برترین سعادتی که می توان به آن رسید در چنین زمانه ای «شهادت» است .
حسین بود آنکه گفت: یا که من و یا یزید و مادوتن که مظهر دو مسلکیم و مادوتن که سنبل دو مکتب مخالفیم نمی شود کنار هم قدم به راه واحدی نهیم . یزید بی شرافت و قمار باز حیله گر شعار جاهلیت است و من شعار مذهبم شعار مذهب عدالت جهاد منم. امام راستین عصاره تمام جلوه های دین ، عصاره تمام انقلابها و ننگ بیعت یزید هرزه را نمی خرم و دست دوستی به او نمی دهم.
حسین آنکه نام او و یاد او و یاد کربلای او و پرچمی که بر فراز بارگاه او به اهتراز است، جوششی به خون خفته می دهد و هر نسیم جان که از فراز بارگاه کبریائیش عبور می کند قیام جنبش امید به خلقهای بسته می دهد .
حسین بود آنکه مشعلی برای افتخار بر فروخت و عاقبت به راه دین درون آتشی که برافروخت سوخت و در نگاه واپسین به چشم خون گرفته را به آسمان کردگار خویش دوخت و چهره پرالتهاب خویش را که شعله های عشق بود را به سوی آسمان پرغبار دوخت که ای خدا گواه باش، گواه باش؛ ایزدا که با انقلاب را به دوش خود کشیده ام و هرچه را و هر که را که داشتم فدای دین پاک تو نموده ام.
کنون محرم است و ماه درسها و یاد آن حماسه های جاودان، حماسه شهادت حسین و یاوران او ، دوباره زنده می شود و درس تازه ای به شیعه می دهد، حسین بود .
« شهید حاج سید نجف بلادیان»