صفحه اصلی
loading...
 
 
 

پنجم جمادی الاولی، سالروز میلاد حضرت زینب(س) زینب علیهاالسلام، مظهر شهادت طلبی

پنجم جمادی الاولی، سالروز میلاد حضرت زینب(س)  زینب علیهاالسلام، مظهر شهادت طلبی
حضرت زينب عليهاالسلام در خانواده وحي متولد شد. پدر بزرگوارش حضرت علي عليه السلام شجاع ترين مردان در صحنه نبرد و پيروز هميشه ميدان بود و مادرش حضرت زهرا عليهاالسلام نيز شجاعت را به كمال دارا بود. امام علي عليه السلام نه تنها آرزوي شهادت داشت بلكه از اينكه در جنگ احد به شهادت نرسيد، ناراحت بود، كه با مژده رسول خدا به او، شكرگزاري كرد و سرانجام در 21 رمضان سال چهلم هجري به آرزوي ديرينه خود نايل گشت.

حضرت زهرا عليهاالسلام نيز در هنگام دفاع از موضع ولايت، در حالي كه هنوز بانويي جوان بود، به شهادت رسيد.

آري! حضرت زينب عليهاالسلام دختر علي و فاطمه عليهماالسلام است و مسلماً صفات و ويژگيهاي اين دو معصوم را به ارث خواهد برد. او از كودكي با شهادت آشنا گشت. قطعاً اين انس به شهادت، ريشه شهادت طلبي اين بانوي مكرمه است و به همين دليل در محرم سال شصت هجري، با كاروان شهادت همراه گرديد، هر چند اين همراهي به شهادت ايشان منجر نگرديد، لكن در جايگاههاي مختلف آمادگي خود را براي كشته شدن در راه خدا اظهار داشت.

پس از شهادت امام حسين عليه السلام، سپاه عمرسعد براي غارت خيمه هاي اهل بيت هجوم بردند. گروهي از آنان به امام سجاد عليه السلام رسيدند. امام در آن حال از شدت ضعف و بيماري نمي توانست از جاي خود برخيزد. وقتي سپاه عمرسعد به امام سجاد عليه السلام رسيد، يكي فرياد برآورد: به صغير و كبير آنها رحم نكنيد و احدي از آنان را باقي نگذاريد! ديگري گفت: شتاب نكنيد تا با امير عمر سعد در اين باره مشورت كنيم! شمر شمشير كشيد و قصد جان امام را نمود. حميدبن مسلم گفت: سبحان الله ! آيا كودكان كشته مي شوند؟ همانا او كودكي مريض است! شمر گفت: ابن زياد دستور كشتن فرزندان حسين را صادر كرده است.

حضرت زينب عليهاالسلام با مشاهده اين منظره به امام سجاد عليه السلام نزديك شد و گفت: او كشته نخواهد شد تا من در دفاع از او كشته شوم.

سخن حضرت زينب عليهاالسلام سبب شد تا عمرسعد شمر را از تصميم خود منصرف سازد.
هر چند حضرت زينب عليهاالسلام همراه ساير شهدا به شهادت نرسيد(كه البته از مهمترين دلايل آن مي توان به پيام رساني عاشورا، دفاع از جان بازماندگان خاندان حسين عليه السلام و سرپرستي كاروان اسيران اشاره نمود)، لكن در راه حفظ دين خدا از همه چيز گذشت و مصايب زيادي را تحمل نمود و به جرأت مي توان گفت در خاندان شهيدان كربلا از نظر تعداد بستگان شهيد، الگوست

حضرت زينب عليهاالسلام در اينجا و در مواضع ديگري با جرأت و شجاعتي كه به ارث برده بود، همچون مادرش از مقام"ولايت" دفاع نمود، بدون اينكه از شهادت در راه خدا واهمه اي داشته باشد.

هر چند حضرت زينب عليهاالسلام همراه ساير شهدا به شهادت نرسيد(كه البته از مهمترين دلايل آن مي توان به پيام رساني عاشورا، دفاع از جان بازماندگان خاندان حسين عليه السلام و سرپرستي كاروان اسيران اشاره نمود)، لكن در راه حفظ دين خدا از همه چيز گذشت و مصايب زيادي را تحمل نمود و به جرأت مي توان گفت در خاندان شهيدان كربلا از نظر تعداد بستگان شهيد، الگوست.


فرزند شهيد

حضرت زهرا عليهاالسلام مدتي بعد از رحلت رسول اكرم بنا بر روايات مشهور در سن هجده سالگي و حضرت علي عليه السلام نيز در سال 40 هجري به شهادت رسيدند. زينب عليهاالسلام در زماني كه نياز به محبت مادر و پدر داشت، از اين موهبت الهي محروم گشت؛ لكن به دليل تعليمات وحياني و تربيت الهي، با ارزش و جايگاه والاي شهيد و شهادت آشنايي داشت و لذا اين مصايب براي او قابل تحمل بود.
عاشورا

خواهر شهيد

قبل از واقعه عاشورا پس از شهادت پدر و مادر، معصوم سوم و پيشواي دوم شيعيان، امام حسن مجتبي عليه السلام در سال پنجاهم هجري به شهادت رسيد.

امام مجتبي عليه السلام بر اثر زهر به شدت در رنج بود. نيمه هاي شب، امام حسن عليه السلام كه ديگر نمي توانست درد را تحمل كند، يگانه مونس و غمخوارش، حضرت زينب عليهاالسلام را صدا زد. زينب عليهاالسلام برخاست و به بالين برادر آمد و او را به گونه اي ديد كه چون مارگزيده به خود مي پيچد. سرانجام زينب عليهاالسلام با شهادت برادرش امام مجتبي عليه السلام مواجه شد، و اين پايان ماجرا نبود.

بعد از آن در واقعه كربلا، برادران خود عبدالله، جعفر، عثمان، حضرت ابوالفضل العباس بن علي، فرزندان ام البنين و جعفر بن علي، عثمان بن علي و ابوبكر بن علي و در رأس همه آنها سيدالشهداء، امام حسين عليه السلام را از دست داد و همگي به درجه رفيع شهادت نايل گشتند.

در برخي روايات آمده است كه وقتي زينب عليهاالسلام كنار جسد برادر آمد، توقف كرد و با خلوصي خاص متوجه خدا گرديد و عرض كرد: "خدايا اين اندك قرباني را از ما قبول كن".

اين جمله به خوبي بيانگر انديشه، تفكر و ديدگاه حضرت زينب عليهاالسلام در خصوص شهادت مي باشد و همين ديدگاه باعث شده است كه ايشان در همه مصائب صبر پيشه كنند.


مادر شهيد

حضرت زينب عليهاالسلام علاوه بر مواجهه با شهادت برادران، در راه دفاع از اسلام، فرزندان خود را نيز به عنوان ياور برادر به ميدان نبرد فرستاد. آنها نيز پس از اينكه شجاعانه به مبارزه پرداختند، به شهادت رسيدند.
با مقايسه روايتهايي كه در مورد شهادت فرزندان حضرت زينب عليه السلام و فرزند برادرش نقل شده است، ميزان محبت حضرت زينب عليهاالسلام نسبت به امام زمان خويش روشن تر مي گردد و همين محبت بي شائبه، موجب همراهي او با كاروان حسين عليه السلام و شركتش با امام در جريان كربلا و مصائب و شدايد آن و ابقاي دين مبين اسلام است؛ چنانكه او را "شريكة الحسين" مي نامند

"روز عاشورا، حضرت زينب عليهاالسلام لباس نو بر تن عون و محمد(فرزندان خود) كرد و آنها را از گرد و غبار پاكيزه نمود و شمشير به دستشان داد و آماده شهادت ساخت. سپس آن دو را به حضور برادرش حسين عليه السلام آورد و اجازه خواست كه آنها به ميدان بروند. امام حسين عليه السلام نخست اجازه نمي داد ولي زينب عليهاالسلام بيشتر اصرار كرد. تا اينكه امام اجازه داد. اما سرانجام آن دو نوگل باغ طهارت پس از رزمي غيورانه، به شهادت رسيدند و امام حسين عليه السلام پيكر پاك آن دو نوجوان را به بغل گرفت و در حالي كه پاهايشان به زمين كشيده مي شد، آنها را به سوي خيمه آورد. عجيب اينكه بانوان به استقبال جنازه هاي آنها آمدند. هميشه زينب عليهاالسلام در پيشاپيش بانوان بود، ولي اين بار زينب عليهاالسلام ديده نمي شد. او از خيمه بيرون نيامده بود تا مبادا چشمش به پيكرهاي به خون تپيده پسرانش بيفتد و بي تابي كند و از پاداشش كم شود و شايد از اين رو كه مبادا برادرش او را در اين حال بنگرد و در برابر خواهر شرمنده يا بي جواب بماند. زينب عليهاالسلام در اين هنگام بيرون نيامد."


عمه شهيدان

در ماجراي كربلا، عده زيادي از خاندان امام حسين عليه السلام به شهادت رسيدند. فرزندان امام حسن عليه السلام به نامهاي قاسم، عبدالله، ابوبكر و فرزندان امام حسين عليه السلام به نامهاي علي اكبر و علي اصغر نيز همچون ساير شهدا با آگاهي، شناخت، انديشه و آرمان و اراده به شهادت رسيدند.

روايت شده است پس از شهادت حضرت علي اكبر، حضرت زينب عليهاالسلام زودتر از برادرش حسين عليه السلام به بالين علي اكبر رفت، زيرا مي دانست كه امام علاقه زيادي به علي اكبر عليه السلام دارد. اگر او را كشته ببيند، ممكن است روح از بدنش مفارقت نمايد. از اين رو زينب عليهاالسلام با اين عمل خويش، مثل هميشه امام را تنها نگذاشت.

بنابراين، با مقايسه روايتهايي كه در مورد شهادت فرزندان حضرت زينب عليهاالسلام و فرزند برادرش نقل شده است، ميزان محبت حضرت زينب عليه السلام نسبت به امام زمان خويش روشن تر مي گردد و همين محبت بي شائبه، موجب همراهي او با كاروان حسين عليه السلام و شركتش با امام در جريان كربلا و مصائب و شدايد آن و ابقاي دين مبين اسلام است؛ چنانكه او را "شريكة الحسين" مي نامند.

پس از پايان يافتن واقعه عاشورا و شهادت امام حسين عليه السلام رسالت خطير و سنگين زينب كبري عليهاالسلام آغاز شد. او در سخت ترين شرايط جسمي و روحي، بزرگترين و خطيرترين مسؤوليتها را برعهده گرفت. تصور عظمت و بزرگي كاري كه زينب عليهاالسلام انجام داد، هر انسان منصف و حق جويي را در برابر شخصيت و بزرگي اين بانوي باعظمت، به كرنش و تحسين و ستايش وا مي دارد.
« خبر قبلیخبر بعدی »