قبل از انقلاب با هم سن و سالانش گروهی را تشکیل داده بود و تظاهرات و راهپیمایی می کردند. آنها بیشتر اهل عمل بودند . اعلامیه های امام را چاپ و توزیع می کردند . با امام آشنایی کامل داشت . در جایی مأمورین او را گیر آورده بودند که به خواست خدا نجات پیدا کرد . اوقات فراغتش را به مسجد می رفت و نماز می خواند.
در 19 سالگی ازدواج کرد . زندگی مشترک آنها چهار سال و نیم ادامه داشت که حاصل این زندگی مشترک 2 فرزند به نام های مریم و محمد است.
عبدالله در زمان جنگ سالی 6 ماه در جنگ بود. در یکی از عملیات ها فرمانده گردان امام محمدباقر (ع) و یک بار معاون آقای احترامی بود . در عملیات کربلای 4 در بخش تعاون فعالیت و به خانواده های اسرا و شهدا و رزمندگان رسیدگی می کرد.
عبدالله معاون گردان و فرمانده گردان امام محمدباقر (ع) بود و دو بار مجروح شد.
فرازی از وصیتنامه شهید:
هر وقت مشکلی پیش آمد، یا ناراحت شدید، به یاد خدا باشید. قرآن بخوانید که آرامش دهنده ی دل است . قرآن بخوانید و با عمل کردن به بچ هها یاد دهید.