«شهيدجعفر حجازي» نمونهي كاملي از اخلاص
بود.
او ميگفت روزي از پلههاي دبيرستان ابن سينا _ همدان _ كه بالا ميرفتم لحظهاي
ترديد مرا فرا گرفت. نميدانم به خاطر چه بود. گفتم خدايا اگر ميگويند قادري و
بدون اذن تو هيچ كاري انجام نميشود، همين الآن نگذار كه از اين پلهها بالا بروم.
در همان موقع بود كه پاهايم بر زمين ميخكوب شد و توان كوچكترين حركتي را در خود
نديدم.
پس از شهادت او بچهها دفتر خاطراتش را از كوله پشتياش بيرون آوردند، در آن نوشته
بود: «خدايا مرا مثل علياصغر امام حسين (ع) بپذير.»
سرانجام در عمليات صاحبالزمان (عج) (ارديبهشت 65 ) تركشي گلويش را دريد و دعايش
را مستجاب كرد.
منبع :كتاب كرامات شهدا - صفحه: 76