بسم الله الرحمن الرحیم گویند که با نام تو مجنون گم شد در چشم تو آفتاب گردون گم شد من میگویم که ستارهای بود شهید پیدا شدوچرخی زدودرخونگمشد بسیج قبلة اعمال همه کسانی است که حقیقت انتظار موعود را دریافتهاند ولی میدانند که جز این راه، هر چه هست، نقش خیال بر آب باطل زدن است، چرا که به گفته امام بت شکن، بسیج شجره طیبهای است که میوه عشق مولود اوست و یکی از این بسیجیان دلباخته و شیدا شهید محمدعلی عربپور بود که در سال 1342 آن زمان که خمینی آن سلاله پاک آل رسول(ص) نهضت انقلابی خود را آغاز کرده بود، در یک خانواده کشاورز اما عاشق و دلباخته حسین(ع) پا به عرصه گیتی نهاد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در شهرستان نجف آباد به پایان رسانید و با عشق و علاقهای که به اسلام و روحانیت داشت، تصمیم گرفت قدم در سلک طلبگی بگذارد و خود را به عنوان سرباز آقا امام زمان(عج) قرار دهد. لذا وارد حوزه علمیه نجف آباد گشت و بعد از مدتی روح پر تب و تاب ایشان برای تکاملی بهتر راهی شهر مقدس قم شد و در جوار خاتون دنیا و آخرت حضرت فاطمه معصومه(س) بر سفره پرکرامت علوم اهل بیت(ع) نشست. با اوجگیری جنگ تحمیلی درسها را رها نموده و عازم جبهه شد و چندینمرتبه و سالیانی از عمرش را در خدمت اسلام و در کنار سنگر نشینان جبهه توحید گذراند. او بزرگ بود و عشق در دلش زبانه میکشید. روح بُرّانی داشت که غبار تعلق را با ظهور یک سپیده، با طلوع یک خورشید، با پژواک یک اذان، با مژههای بلندش جارو کرد. او جبهه را برگزید..... میآمد ولی بی تابانه و دوباره میرفت. او ماندن را سرکوب میکرد و میرفت تا مسیحای عشق را مصلوب سازد، میرفت تا سپاهیان کفر را مغلوب رشادتهای خود نماید و چنین بود که کبوتر سفید جانش، خونین بال و شکسته سر تا به بام دوست به پرواز در آمد و در هفتم دی ماه سال 1362 در بانه و مریوان بر بلندای برج عشق نشست. «روحش شاد و راهش پر رهرو باد»