|
|
|
|
|||
هذیان یا رؤی
بيدار مي شويم
مطلب بعدی »
به هيئت مرگ سرگردان به سپيده اي ابري چشم گردان آفتابي كه گم شده است كجاي جغرافياي من است آسماني كه نمي گريد ابرهاي پياپي را؟ گيج مي خورم ـ هروله ي هذيان و رؤيا در من ـ «ستاره هاي سهيل در راهند» هيچ شب پره اي صداي نور را نمي شنود آهاي! در كجاي زمين ايستاده ام كه زبانم را نمي دانند؟ عاري نيست هر روز همه ي لبخندها را بالا مي آورم بگذار هيچ هتلي يا قهوه خانه اي جراحتم را نشنود شعرهايم را در جشنواره ي كدامين اندوه تكثير مي شوم آسمان همه ي ابرهايش را مي گريد خيابان ها از هروله ي هذيان رؤيا خالي ست ستاره هاي سهيل آمده اند پرستويي در من گريانِ فرشتگاني ست كه در همهمه ي خفاش ها گم شده اند سيد علي شفيعي كتاب كنار چشم خدا، مجموعه شعر دفاع مقدس/شاعران استان گيلان، به كوشش فرامرز محمدي پور،ص54 |
|||||
|