|
|
|
|
|||
از جنس زخم
اي آن که بال بال تو را آسمان کم است
مطلب بعدی »
وصف تو عاشقانهترين وصف عالم است بي سايهي عنايت تو اي بزرگوار! « کار جهان و خلق جهان جمله درهم است » اين نبض بيقرار به ياد تو ميتپد هر گوشهاي که سفرهي زخمي فراهم است سر ميبرم به چاه، به ياد تو گاهگاه زيرا به نالههايي از اين دست محرم است از جنس زخم هر چه که گويم از آن توست هر چند دستهاي تو از جنس مرهم است بيسو و بينهايتي و وصفناپذير آه از دلي که حجم حضور تو را کم است من، سيب زندگي و بهشت خيال تو اين قصهي هميشهي فرزند آدم است منبع: مجله شاهد شماره 275 صفحه 76 فروردين 77 |
|||||
|