جنس شهادت از توالى نور است، نورى در پى نور... و به همين خاطر بود كه پس از شهادت
برادرش كه در عمليات رمضان اتفاق افتاد، عزم ديار نور كرد. اول به كردستان رفت و پس از مدتى
سرماى تاقت فرساى كردستان پاهايش را بى حس ساخت، براى مداوا به اصفهان آمد و بعد از بهبود
نسبى عازم عمليات والفجر 4 شد و در رزمى دلاورانه در منطقه پنجوين بر اثر تركش و موج انفجار ،
عروجى خونين كرد و بر سفره بى كران رزق الهى متنعّم گرديد.
شهيد مهديان و برادر شهيدش در همان اوان نو جوانى سايه پدر را از دست دادند و كانون
زندگيشان از شمع پدر محروم ماند. شهيد اصغر مهديان با همان سن كم در مسير حركت امام(ره) قرار
گرفت و شخصيت خويش را با صفاى باطن و معنويت و عبادت ساخت.
...و تو اى مادر! مانند كوه استوار باش، اگر خواستى براى من گريه كنى، براى حسين و براى زينب گريه كن، براى على اصغر و براى على اكبر حسين گريه كن.