شهید علی نیلچان در سال 1327 در خانواده ای مذهبی و زحمتکش در شهر اصفهان چشم به جهان گشودند و پس از دوران کودکی پا به مدرسه گذاشتند و دوران ابتدایی و دبیرستان را در همین شهر به اتمام رسانیدند دوران دبیرستان را شبانه خواندند و روزها کمک پدرشان می کردند پس از اتمام دوران دبیرستان در دانشکده فنی تهران دوره ی کارشناسی در شته ی مهندسی معدن را به اتمام رسانیدند و در کارخانه ی ذوب آهن اصفهان مشغول به کار شدند سپس ازدواج کردند با شروع مبارزات انقلاب ایشان نیز در مبارزه با رژیم شاهنشاهی بسیار فعال بودند ولی تمام فعالیت هایشان به صورت مخفیانه انجام می شد بعد از مدتی از کارخانه ی ذوب آهن به معدن دو پلان منتقل شدند در آنجا اعلام کرده بودند که برای جبهه داوطلب می خواهند که کسی در معدن داوطلب نشده بود و ایشان گفته بودند حالال نیست من می روم که بعد از ایشان کارگرهای زیادی به صورت داوطلب رفتند یک مدتی در جبهه بودند که زخمی شدند و یکی از دست هایشان بی حس شد بعد برای کار به زرند کرمان رفتند آنجا اعلام کرده بودند در جبهه ها نیاز به نیرو داریم که ایشان در خواست مرخصی کرده بودند ولی با در خواستشان موافقت نشده بود ولی ایشان گفته بودند من حاضرم استیفا بدهم و بروم که بالاخره به جبهه رفتند و در عملیات فتح المبین در منطقه ی عین خودش در اثر اصابت خمپاره به شکمشان در تاریخ 2/1/1361 به درجه ی رفیع شهادت نائل شدند.
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه شهید علی نیلچیان
انا لله و انا الیه راجعون
با سلام به امام ودرود بر شهدای اسلام و معلولین ومجروحین وخانواده های شهدا و یتیمان اسلام
بنده حدود یکسال نماز شکسته بدهکار هستم وبه علت جواب غلط شنیدن راجع به محل کار و شرایط آن و بعلت بستری بودن در ماه مبارک رمضان حدود یکماه روزه بدهی دارم.
مقداری از بدهیها قبلاً نوشته ام و عده ای را شاید فراموش کرده باشم امید است که دوستان و آشنایان در صورت طلب داشتن به برادر حاج آقا رضا علوفه 31979 اصفهان خیابان مسجد لنبان فروشگاه جنرال لوکس مراجعه تا از سهم شرکت اینجانب پرداخت گردد. ضمناً خود آقای علوفه نیز غیر از چکهای بابت منزل مبلغ 5000 تومان نیز جداگانه داده اند و حدود 300 تومان به آقا جواد زاده طلبکار می باشند. (البته طبق نظر خود شان)
بدهی به معدنکارانی که انها را احیاناً و مستقیماً بیجا جریمه کردم (پرداخت گردد) ضمن عذرخواهی مقداری پول تلفن بدهکار هستم.
در صورت تمایل ماشین ژیان را به حسین آقا بدهید تا بامید الله بعضی کارها روبراه شود.
به آقای مهندس زارع بوسیله آقای مهندس طباطبائی بگوئید در صورت تقسیم بندی قسمت بره سهمیه اینجانب را نیز در نظر بگیرید و پرداخت نمائید.
در این سفر آخر بسیار خوشحال شدم که با حالت قبولی بیشتر مادرم روبرو شدم.
خون این بنده از کدام خون شهدا رنگین تر است. از نظر بنده اینجانب اصلاً قابل مقایسه با هیچکدام از رزمندگان نیستم. با توجه به محدود بودن وسایل حمل و نقل بنده را در محل اتمام حیات دنیا دفن نمائید. در صورت تمایل که در صورت رفتن بسوی خدا و پیدایی قسمتی یا همه از جسد بنده را در قسمت گمنام تکیه شهدا به خاک بسپارید.
به چند دلیل تصمیم گرفتم که دوباره به این جبهه بیایم با اینکه می دا نستم و می دانم آنجا جبهه بزرگی است .
1- دلیل اینکه پس از برگشت از جبهه (بار اول) فکر کردم می دانم جهان صورت ساده جنگی زندگی را از هر نظر (فکری- قدمی - قلمی- جسمی) بدون ریا از هر جهت ادامه دهم ولی غرور داشت کم کم بنده را فرا می گرفت از این بابت هفته ها و روزهای اخیر هر چه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی در مورد جنگ برداشت می کردم با خود احساس غیر آدم بودن را می نمودم که اگر با این طرز فکر کسی جنگ برود جای او مستقیماً در عذاب الهی است.
2- در گذشته در آخرین لحظات درگیری یکی از فرماندهان (برادر صفوی) به بنده دسترسی داد که بنده طوری دیگر عمل نمودم که بعدها فهمیدم که نباید این دستور را ذره ای تغییر دهم و این بعدها تاکنون به نتیجه نرسیده که بتوانم جبران کنم.
3-در بابت اینکه موقعیت حساس و نهائی پیروزی نزدیک است با اینکه برادران روحانی و غیرروحانی جهت همکاران معدن صحبتها کردند که لازم است افرادی به جبهه اعزام گردند ولی بعلت فرهنگ استعماری در آن مناطق کشورمان بجز چند تن (اندک) جواب به این پرسش داده نشد ( با اینکه از نظر گاهی کمک نبردند به جبهه ها) که با خود گفتم اگر در سطح منطقه یک نفر از نیمه مسئولان کشته شود شاید اثر رفتن او چند برابر از بودنش موثر باشد و چنانچه فرد متعهدی باشد و شهید شود مسلماً اثر آن بمراتب بیشتر خواهد شد. و با رفتن بنده می دانم افراد بیشتری از همکاران بدانجا خواهد آمد.
4- حقوقی که بنده دریافت کردم شاید بیش از دو برابر مقداری بود که کار می کردم در این چند ساله از می د انستم با این پولهای بیت المال مسلمین با بنده چه میشود اگر چه ادامه هم بدهم و چون بدون ریا فکرم باندازه حقوق دریافتی نمی رسد.)