|
|
|
|
|||
عملیات امام مهدی عج
60/02/31- امام مهدی (عج)
مطلب بعدی »
در 16 ارديبهشتماه سال 1360 در جلسهاى با حضور شهيد تيمسار سرلشكر فلاحى و شهيد دكتر چمران و فرماندهان لشكرهاى عمل كننده و فرمانده سپاه پاسداران اهواز طرحهاى تهيه شده و آخرين وضعيت نيروهاى خودى و دشمن مورد بررسى قرار گرفت و ويژگى بارز طرحهاى تهيه شده، نحوه شركت نيروهاى مردمى در عمليات بود، زيرا با نزديكى و همكارى نيروهاى ارتشى ـ سپاهى و مردمى، نيروى رزمنده قویى به حساب مىآمد و امكانات و مقدورات هريك از اين نيروها كمبودهاى ديگرى را جبران مىكرد. خروج سوسنگرد از تيررس سلاحهای دشمن این عملیات زمينهساز خروج سوسنگرد از تيررس سلاحهای دشمن شد. عمليات امام مهدى(عج) پس از گذشت تقريباً هشت ماه از آغاز جنگ فتحالبابى براى رزمندگان اسلام شد و پس از اين عمليات، شهر سوسنگرد از تيررس سلاحهای سنگين دشمن خارج شد. عمليات امام مهدى(عج) در 31 ارديبهشتماه سال 1360 طراحی شد. براساس اين طرح بايد رزمندگان اسلام مركب از تيپ سه لشكر 92 زرهى اهواز به همراه يك گردان از سپاه پاسداران و يك گردان از گروه تيپ دو احتياط نيروى زمينى ارتش در جنوب و تيپ يك آن لشكر به پدافند در مواضع خود در جنوب غربى اهواز ادامه دهند و نيروى زرهى پس از يگانهاى پياده وارد عمل شوند. در 16 ارديبهشتماه سال 1360 در جلسهاى با حضور شهيد تيمسار سرلشكر فلاحى و شهيد دكتر چمران و فرماندهان لشكرهاى عمل كننده و فرمانده سپاه پاسداران اهواز طرحهاى تهيه شده و آخرين وضعيت نيروهاى خودى و دشمن مورد بررسى قرار گرفت و ويژگى بارز طرحهاى تهيه شده، نحوه شركت نيروهاى مردمى در عمليات بود، زيرا با نزديكى و همكارى نيروهاى ارتشى ـ سپاهى و مردمى، نيروى رزمنده قویى به حساب مىآمد و امكانات و مقدورات هريك از اين نيروها كمبودهاى ديگرى را جبران مىكرد. در 27 ارديبهشت ماه، مجددا جلسهاى تشكيل شد و طرح تهيه شده مورد بررسى نهایى قرار گرفت و مقرر شد عمليات در ساعت چهار بامداد روز 31 ارديبهشت آغاز شود. در آخرين ساعات قبل از حمله، رزمندگان اسلام با توكل به خداوند و با برخوردارى از روحيه سرشار از اميد به يارى قادر متعال براى انجام عمليات كاملا آماده بودند و در خط مقدم براى فرا رسيدن صدور فرمان حمله دقيقهشمارى مىكردند. سرانجام در ساعت مقرر، توپخانه رزمندگان اسلام آتش خود را بر مواضع دشمن گشود. غرش توپها در دل شب، شادى رزمندگان اسلام و وحشت فريب خوردگان عراقى را به دنبال داشت. آتش به مدت 30 دقيقه اجرا شد و سپس با شدتى كمتر ادامه يافت. پس از اجراى آتش در ساعت چهار بامداد روز 31 ارديبهشت 1360 رزمندگان اسلام كه تا نزديكى مواضع دشمن پيشروى كرده بودند، تكبيرگويان به سنگرهاى عراقیها هجوم بردند و افراد دشمن را غافلگير كردند. نبرد رزمندگان اسلام تا ساعت 12 همان روز با شدت تمام ادامه داشت و در آن ساعت يگانها به تحكيم مواضع خود پرداختند تا آمادگى لازم را جهت مقابله با پاتك احتمالى دشمن داشته باشند. زمين در غرب ارتفاع اللهاكبر به نحوى بود كه پس از يك دشت كوچك، با شيب ملايم از شرق و غرب مرتفعتر مىشد و زمين مناطق غربى به مناطق شرقى تسلط داشت. نظر شهيد دكتر چمران اين بود كه همان روز تپه «شحيطيه» از وجود دشمن پاك شود. تيپ 13 زرهى لشكر 92 داوطلب شد تا اين منطقه را از وجود دشمن پاك كند. اما در ساعات اوليه بعد از ظهر همان روز نيروهاى دشمن در زمينهاى غرب اللهاكبر آماده پاتك شدند، در چنين شرايطى نگهدارى تپه اللهاكبر براى رزمندگان ارزش حياتىترى از تپه شحيطيه داشت. در جنوب كرخه نيز رزمندگان اسلام دو ماه تلاش شبانهروزى كردند تا توانستند در اختفاى كامل براى رسيدن به خاكريزهاى دشمن كانالى حفر كنند. در شب اجراى عمليات رزمندگان با رعايت اختفا و پوشش كامل از اين كانال عبور كردند و به خاكريزهاى دشمن نزديك شدند، چون در اين منطقه مستقر بودند، كاملا غافلگير شدند. در ساعت چهار بامداد، رزمندگان اسلام با سردادن تكبير به سنگرهاى دشمن هجوم بردند. افراد دشمن كه كاملا غافلگير شده بودند بدون هيچ مقاومتى مجبور به تسليم شدند و خاكريزهاى مقدم دشمن به تصرف درآمد. فقط كمتر از يك ساعت از آغاز تهاجم رزمندگان اسلام مىگذشت كه اولين خاكريز دشمن سقوط كرد. ساعت حدود پنج بامداد بود كه روستاى «آلبوعفرى» در غرب سوسنگرد از اشغال دشمن خارج شد و رزمندگان اسلام مركب از ارتشى و سپاهى به خط پايان پيشروى در چهار كيلومترى غرب سوسنگرد نزديك شد. متعاقب پيروزى رزمندگان اسلام، دشمن موفقيتى به دست نياورد. در نتيجه رزمندگان اسلام موفق شدند مناطق آزاد شده را حفظ و از آنها به عنوان مبداء براى پيشرویهاى بعدى به سمت غرب و جنوب غرب بهرهبردارى كنند. پايان اين عمليات كه به مدت شش روز به طول انجاميد در روز پنج خردادماه 1360 اعلام شد. در عمليات صدها نفر از افراد دشمن به اسارت درآمدند و 280 نفر از آنها كشته و صدها نفر زخمى شدند. همچنين تعداد زيادى از تجهيزات و وسايل آنها منهدم شد و تعدادى تانك و ساير خودروهاى زرهى همراه با 30 قبضه سلاح سنگين و تعداد زيادى سلاح سبك و تجهيزات انفرادى و اسناد و مدارك مربوط به ارتش عراق به غنيمت گرفته شد. به استناد مدارك غنیمت گرفته شده از ارتش عراق، گردان تانك الكندى، گردان مكانيزهاى از تيپ سه و گردان يكم مكانيزه از تيپ 14 عراق در اين عمليات به كلى منهدم شدند. خارج شدن شهر سوسنگرد از برد سلاحهاى سنگين دشمن يكى ديگر از نتايج اين عمليات بود. همچنين اين پيروزى سبب شد تا رزمندگان دلير اسلام به توانايیهاى خود و ضعف دشمن آگاه شوند كه اين خود سرآغازی براى نبردهایى سرنوشتساز چون ثامنالائمه و طريقالقدس بود. عمليات حضرت مهدی(عج) به منظور تصرف تپه اللهاكبر با همكاری مشترك ارتش و سپاه و با فرماندهی شهيد سرلشكر فلاحی و دكتر چمران انجام شد. در اين عمليات شش روزه علاوه بر كشته و زخمی و اسير شدن صدها نفر از نيروهای دشمن بعثی، تعداد زيادی سلاح سبك و سنگين منهدم و نيز به غنيمت گرفته شدند. پس از اين عمليات، شهر سوسنگرد از تيررس سلاحهای سنگين دشمن خارج شد. همچنين با انجام دو عمليات حضرت مهدی(عج) و امام علـی(ع) در تاريخ 31 ارديبهشت 1360، سومين عمليات محدود و غير كلاسيك در جبهه شوش توسط رزمندگان اسلام انجام كه علاوه بر چند كيلومتر پيشروی، مجموعاً در سه عمليات ياد شده اين نتايج حاصل شد. تلفات انسانی دشمن شامل 700 كشته و زخمی و نزديك به850 اسير، همچنين انهدام بيش از 70 دستگاه تانك و نفربر و به غنيمت گرفتن 20 دستگاه تانك و نفربر ديگر. گرچه عملياتی از اين نوع، در جبهههای مختلف بنا به مقتضيات و امكانات نيروهای اسلام انجام میشد و رعب و وحشت بر قلب دشمن انداخته و آرامش را از آنها سلب میكرد. اما فرماندههای بعثی اين نوع تحركات را جدی نگرفته و ادعا میكردند كه ايران هرگز قادر نخواهد بود عملياتی قاطع و سرنوشت ساز در مقابل ارتش عراق انجام دهد. پس از آنكه فرماندهان ايراني دريافتند كه با جنگهاي كلاسيك و شيوههاي شناخته شده نميتوان كاري را از پيش برد ، طرح عملياتهاي چريكي و غير كلاسيك را به اجرا گذاشتند . نخستين گام در اين راستا ،در 26 اسفند ماه 1359 و پس از دو ماه از آخرين تهاجم ناموفق ايران به قواي عراق برداشته شد . براساس طرحي به نام «امام مهدي (عج) » كه توسط شهيد حسن باقري طراحي شده بود مقرر شد تا برادران سپاه با استعداد 200 حملهور و با سلاحهاي معمولي و آر – پي - جي ،از چهار محور به نيروهاي عراقي در غرب سوسنگرد حمله كنند. حمله در ساعت 7 و30 دقيقه صبح آغاز شد . دشمن غافلگير شده و عمليات با سرعت غير قابل تصوري پيش مي رفت . با انهدام يك گردان تانك و يك گردان مكانيزه دشمن ، نيروهاي خودي به پيروزي رسيدند . اما به علت عدم تجربه كافي نيروها در اين گونه عملياتها و فقدان نيروي جايگزين براي تثبيت مواضع آزاد شده ، پس از گذشت يكي دو روز ، عراقيها به مواضع پيشين خود بازگشتند . با اين وجود ، پس از گذشت 6 ماه از جنگ و هجوم همه جانبه ارتش عراق به خاك ايران ، یکی ازنخستين پيروزي های روحيه بخشی بود که براي رزمندگان ايراني به دست آمد . سردارشهید اسحق عزيزي یکی از فرماندهان این عملیات بود و بعدها به شهادت رسيد ، توانست در حالي كه عراقيها در مجاورت ديوارهاي شهر سوسنگرد ، حضور داشتند ؛ با كندن چندين كانال ،رزمندگان را از زير خانههاي شهر عبور داده و به نقاط مشخصي ، در كنار خطوط مقدم دشمن برساند . در عمليات «تپههاي الله اكبر» كه دو ماه پس از عمليات امام مهدي (عج ) انجام شد، همين طرح با پيروزي اجرا گرديد. خط پایانی بر عملیات کلاسیک پس از شكست سومين عمليّات كلاسيك ايران، فرماندهان جنگ به اين نتيجه ميرسند كه با اين سبك نميتوان با ارتش متجاوز عراق مقابله و آن را از مناطق اشغالي بيرون راند. از اينرو بايد تاكتيك و شيوة ديگري را تجربه نمود. شيوهاي كه با روح شهادتطلبي و فرهنگ انقلاب اسلامي و توان رزمي زرمندگان همسو و هماهنگ باشد. اين در حالي است كه با عمليّات مكرر چريكي و شبيخونهاي پياپي، ماشين جنگي و نيروهاي مهاجم در تمامي محورها از غرب تا جنوب زمينگير ميشود و حتي جرأت يك قدم پيشروي را پيدا نميكند. در آخرين روزهاي اسفندماه 1359، يكي از نيروهاي سپاه حملهاي را در غرب سوسنگرد طرحريزي ميكند كه به تصويب و تأييد فرماندهان ميرسد.طبق اين طرح، حملهاي غيركلاسيك و چريكي عليه مواضع دشمن صورت ميپذيرد. گرچه بنيصدر و عدهاي از فرماندهان اين نوع حمله را انتحار و ديوانگي ميخوانند. براي اجراي حمله، كانال طويلي تا نزديكي مواضع نيروهاي عراقي حفر ميشود. تعدادي نيروي زبده، آمادة حمله ميشوند. همچنين تعدادي از خانههاي سوسنگرد كه در غرب شهر واقع بودند، از طريق تونلهايي به هم متصل ميگردند تا نيروها بتوانند به راحتي از آنها رفت و آمد كنند، بدون اينكه در ديد و تيررس دشمن قرار گيرند. سرانجام عمليّات در روز بيست و ششم اسفندماه 59 در ساعت هفت و نيم صبح در منطقه غرب سوسنگرد آغاز ميشود. رزمندگان اسلام به استعداد دويست نفر و با سلاح سبك و نيمه سنگين از چهار محور حمله را شروع ميكنند. نيروهاي دشمن كه اغلب شبها از بيم شبيخونهاي چريكي ايران در بيم و هراس بودند، هرگز نميانديشيدندكه در روز روشن مورد حمله واقع شوند ابتدا توپخانة ارتش جمهوري اسلامي ايران، به مدت ده دقيقه آتش تهيه ميريزد كه پس از آن نيروهاي رزمنده با عبور از تونلها و كانال حفر شده، خود را تا پشت خاكريزهاي دشمن ميرسانند و با يك يورش ناگهاني بر سر نيروهاي عراقي آوار ميشوند. همزمان با شليك يك گردان تانك، گردان مكانيزة دشمن مورد هدف قرار گرفته و منهدم ميشود. دشمن كه از حمله برقآساي نيروهاي ايراني به وحشت ميافتد، راهي جز فرار را در پيش خود نميبيند. فرماندهان لشكرهاي بعثي مستقر در منطقه از شنيدن خبر تهاجم رزمندگان اسلام در روز، دچار شگفتي و سردرگمي ميشوند. در اين تهاجم، تعداد صدنفر از نيروهاي عراقي كشته و مجروح و 68 نيز به اسارت درميآيند و يك گردان تانك و يك گردان مكانيزة دشمن به طور صددرصد منهدم ميشود. پس از دو روز، به علت نبود نيروهاي جايگزين و پشتيباني، نيروهاي عراق اقدام به پاتك نموده و منطقه را بازپس ميگيرند. گرچه منطقه تصرف شده، مجدداً از دست ميرود، ولي نتايج درخشان و مثبت عمليّات، قابليت و توانايي نيروهاي فداكار و شهادتطلب را به اثبات ميرساند. تاریخ عملیات: 26/12/1359 منطقه عملیاتی: غرب سوسنگرد خسارات وتلفات وارده دشمن: ـ انهدام یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه ـ 100 کشته ـ 68 اسیر نیروهای عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پشتیبانی آتش توپخانه ارتش جمهوری اسلامی ایران عمليات محدود ابتداي جنگ و نقش آن در اجراي نبردهاي آزادسازي مناطق تحول در فرماندهي مقاله حاضر به منظور آشنايي خوانندگان گرامي با تلاش و كوشش نيروهاي اسلام در مقاطع زماني قبل از نبردهاي بزرگ به تشريح اين عملياتها و بررسي نتايج حاصل از آنها پرداخته است. اشاره پس از هجوم سراسري ارتش عراق به خاك ايران و اشغال بخشهايي از آن چند عمليات كلاسيك به فرماندهي بني صدر جرا شد كه با موفقيت همراه نبود و كشور با بحراني سياسي ـ نظامي مواجه شد. در پي آن با ورود سپاه و بسيج به عرصه جنگ استراتژي نظامي تغيير كرد و با تحول در فرماندهي جنگ اجراي عمليات هاي محدود در دستور كار قرار گرفت و با هماهنگي بين سپاه و ارتش روند جنگ به گونه اي پيش رفت كه زمينه اجراي عمليات هاي بزرگ به منظور آزادسازي مناطق اشغالي فراهم شد. از آنجايي كه عملياتهاي محدود به رغم اهميت آنها كمتر مورد توجه و بررسي قرار گرفته است مقاله حاضر به منظور آشنايي خوانندگان گرامي با تلاش و كوشش نيروهاي اسلام در مقاطع زماني قبل از نبردهاي بزرگ به تشريح اين عملياتها و بررسي نتايج حاصل از آنها پرداخته است . اجراي عمليات محدود در ادامه روند جديد جنگ در مجموع 25 عمليات محدود از اسفند 1359 تا مهر1360 اجرا شد كه نقش تعيين كننده اي در سير تحولات جنگ داشت در اين عمليات ها ضمن هماهنگي نيروهاي ارتش و سپاه نيروهاي انقلابي در طرح ريزي فرماندهي و اجرا نقش محوري را برعهده داشتند. الف) مرحله اول اين عمليات ها كه از اسفند 1359 تا 21 خرداد 1360 ادامه داشت هم زمان با خلع بني صدر از فرماندهي كل قوا و اوج گيري بحران سياسي در داخل كشور بود . در اين مرحله 14 عمليات محدود در محورهاي مختلف به شرح ذيل اجرا شد : 1 ـ عمليات كلينه در منطقه دشت ذهاب در 14 اسفند 1359 ; اين عمليات به منظور آزادسازي روستاي سيدصادق و كلينه و با استعداد يك گردان اجرا شد . در اين عمليات روستاي كلينه آزاد شد و 64 تن از نيروهاي دشمن به اسارت درآمدند. 2 ـ عمليات روي ارتفاعات چغالوند در منطقه گيلان غرب در 24 اسفند 1359 ; اين عمليات براي آزادسازي ارتفاع چغالوند و با تركيب نيروهاي سپاه و ژاندارمري انجام گرفت . آزادسازي ارتفاع چغالوند و اسارت 16 تن از عراقي ها ازجمله دستاوردهاي اين عمليات بود. 3 ـ عمليات امام مهدي (عج ) در غرب منطقه سوسنگرد در 26 اسفند 1359 ; در اين عمليات نيرويي در حد يك گردان مانوري تقويت شده با استعداد 350 تن توانستند به نيروهاي دشمن كه شامل يك گردان پياده يك گروهان تانك و دو گروهان مكانيزه بودند حمله كنند و ضمن انهدام دشمن 70 تن از آنها را به اسارت درآورند. 4 ـ عمليات قوچ سلطان در منطقه مريوان در اول فروردين 1360 ; اين عمليات به منظور آزادسازي ارتفاع قوچ سلطان و روستاهاي اطراف آن و با استعداد دو گردان از سپاه و ارتش اجرا گرديد. در اين عمليات نيروهاي خودي ضمن آزادسازي ارتفاع يادشده و روستاهاي اطراف آن 87 تن از نيروهاي دشمن را به اسارت درآوردند. 5 ـ عمليات در ارتفاعات ذيل در منطقه ايلام در 14 فروردين 1360 ; اين عمليات ايذايي و هدف آن انهدام سنگر و نيروهاي دشمن بود. نيروهاي عمل كننده در اين عمليات يك دسته از سپاه ايلام بودند. 6 ـ عمليات حضرت مهدي (عج ) در منطقه غرب دزفول در 15 فروردين 1360 ; اين عمليات به منظور تصرف كانال ال (هندلي ) و تپه چشمه و با استعداد دو گروه گشتي ـ رزمي از ارتش و يك گردان از سپاه و بسيج عشاير اجرا گرديد كه تنها تپه چشمه آزاد و تلفاتي بر دشمن وارد شد. 7 ـ عمليات امام مهدي (عج ) در منطقه شوش در 25 فروردين 1360 ; اين عمليات براي تصرف بلندي هاي زغن و شليبه و با استعداد يك گروهان تقويت شده از نيروهاي سپاه و 18 تن داوطلب از لشكر 21 حمزه انجام شد كه در مراحل اوليه موفق بود ولي با افزايش فشار دشمن نيروهاي خودي به مواضع خود عقب نشيني كردند. اسارت 24 تن از عراقي ها انهدام 22 دستگاه تانك و نفربر و يك فروند هلي كوپتر بخشي از نتايج اين عمليات بود . 8 ـ عمليات بازي دراز در منطقه سرپل ذهاب از دوم تا دهم ارديبهشت 1360 ; اين عمليات براي آزادسازي ارتفاعات بازي دراز و تسلط بر مواضع دشمن در منطقه سرپل و قصرشيرين و با استعداد دو گردان از سپاه و دو گردان از ارتش اجرا گرديد . شناسايي اوليه منطقه را برادران سپاه انجام دادند . در اين نبرد قله هاي 850 900 1000 1100 از ارتفاعات بازي دراز آزاد شد و بيش از 700 تن از عراقي ها به اسارت درآمدند . در اين عمليات هلي كوپتر خلبان شهيد شيرودي پس از حماسه آفريني هاي بي نظير مورد اصابت قرار گرفت و ايشان به شهادت رسيد. 9 ـ عمليات آزادسازي تنگه حاجيان در منطقه گيلان غرب در 12 ارديبهشت 1360 ; اين عمليات 10 روز پس از عمليات بازي دراز و به منظور آزادسازي تنگه حاجيان و بازشدن جاده مواصلاتي گيلان غرب به جبهه شيشه راه و سرپل و با شركت 900 تن از نيروهاي سپاه انجام گرفت . آزادسازي تنگه حاجيان و اتصال جاده مواصلاتي جبهه هاي گيلان غرب به سرپل ذهاب و اسارت بيش از 100 تن از نيروهاي دشمن ازجمله نتايج اين عمليات بود. 10 ـ عمليات شيخ فضل الله نوري در منطقه آبادان در 25 ارديبهشت 1360 ; اين عمليات به منظور آزادسازي تپه هاي مدن و با استعداد دو گروهان 60 نفره از نيروهاي ارتش و سپاه اجرا گرديد . سپاه در طرح ريزي و اجراي اين عمليات نقش محوري را برعهده داشت . تپه هاي مدن در اين عمليات آزاد و 22 دستگاه تانك و نفربر دشمن منهدم شد و 70 تن از نيروهاي عراقي نيز به اسارت درآمدند . 11 ـ عمليات امام علي (ع ) روي تپه هاي الله اكبر در 31 ارديبهشت 1360 ; اين عمليات از سه محور شوش غرب سوسنگرد و تپه هاي الله اكبر به منظور تصرف تپه هاي الله اكبر و تپه هاي حدفاصل شليبه ـ عنكوش به صورت مشترك انجام گرفت . در اين عمليات دشمن از محور غرب سوسنگرد عقب رانده شد و 400 تن از نيروهاي عراقي به اسارت درآمدند. همچنين محور الله اكبر و تپه هاي شحيطه در شمال غربي الله اكبر آزاد شد. در اين محور علاوه بر اسارت عده اي از نيروهاي دشمن 65 دستگاه تانك و نفربر نيز به غنيمت گرفته شد . در محور شوش نيز نيروهاي خودي مواضع مورد نظر را تامين كردند و بيش از 100 از نيروهاي دشمن را به اسارت درآوردند. 12 ـ عمليات آزادسازي ارتفاع و روستاي كاوه زهرا و ارتفاع موسوك در منطقه پاوه ـ مريوان در 8 خرداد 1360 ; اين عمليات براي آزادسازي ارتفاعات مرزي هوارما و روستاي كاوه زهرا و با شركت 80 تن از نيروهاي سپاه و 80 نيروي داوطلب ارتش انجام گرفت . آزادسازي بخشي از ارتفاعات منطقه و اسارت 17 تن از دشمن از نتايج اين عمليات بود. 13 ـ عمليات ايذايي در منطقه دهلران ـ چيلات در 11 خرداد 1360 ; در اين عمليات پنج تانك و نفربر دشمن منهدم شد و بيش از 60 تن از نيروهاي عراقي به اسارت درآمدند . 14 ـ عمليات فرماندهي كل قوا در منطقه دارخوين در 21 خرداد 1360 ; اين عمليات با توجه به اوضاع سياسي كشور و همچنين به لحاظ منطقه عمليات و تاثيرات آن در شكستن محاصره آبادان از اهميت بيشتري نسبت به ساير عمليات ها برخوردار بود . در اين عمليات كه نيروهاي سپاه آن را طراحي كرده بودند 364 تن از رزمندگان با فرماندهي سپاه شركت داشتند. اجراي آتش پشتيباني نيز با نيروهاي ارتش بود. به دليل اهميت منطقه عملياتي دارخوين براي دشمن به عنوان جناح شمالي منطقه سرپل ارتش عراق 1400 تن از نيروي سپاه و 500 تن از نيروهاي مخصوص خود را همراه با 65 دستگاه تانك و نفربر در اين منطقه مستقر كرده بود. هدف اين عمليات تصرف خاكريزهاي دشمن و سه كيلومتر پيشروي به سمت جنوب (به طرف پل مارد) بود. مهمترين تلاش در اين عمليات حفر كانال براي نزديك شدن به مواضع دشمن بود كه براي اولين بار در جنگ به دست نيروهاي سپاه انجام گرفت . حفر اين كانال كه سه ماه طول كشيد در غافل گيري دشمن و موفقيت عمليات نقش موثري داشت . عمليات دارخوين در ساعت 3 30 بامداد 21 خرداد 1360 از سه محور آغاز شد . در اين عمليات نيروهاي خودي با دو تا سه كيلومتر پيشروي در منطقه حدفاصل رودخانه كارون تا جاده آبادان ـ اهواز ضمن انهدام بيش از 30 دستگاه تانك و نفربر و يك فروند هلي كوپتر دشمن موفق شدند 300 تن از متجاوزان را به اسارت درآورند . پس از عمليات دشمن طي سه روز متوالي براي بازپس گرفتن منطقه آزادشده تلاش كرد ولي نتيجه اي نگرفت . درباره ويژگي هاي اين عمليات آيت الله هاشمي رفسنجاني طي پيامي به كنگره يادواره عمليات دارخوين نوشت : « عمليات دارخوين با اين كه در مقايسه با عمليات وسيع پس از آن وسيع و طولاني نبود اما ويژگي ارزشمند آن در اين است كه نقطه پايان يك دوره ركود و زمين گيري و نقطه آغاز حركت و پيروزي هاي عظيم و حماسي نيروهاي جهادگر اسلامي مان در تاريخ دفاع مقدس است . ابتكار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در حفر كانالي به طول دو كيلومتر و با عمق يك متر و هشتاد سانتي متر در دل تاريك شب از جلوه هاي زيبا و باشكوه اين عمليات در زمان خود است . » نتايج عمليات محدود اجراي سلسله عمليات هاي محدود در منطقه جنوب و غرب كشور گرچه بر سرنوشت نهايي جنگ تاثير تعيين كننده اي نداشت اما در ايجاد اعتماد به نفس و اميد به پيروزي در نيروهاي خودي و تضعيف روحيه عراقي ها با اهميت بود. اين عمليات ها در برخي از مناطق آزمايش و مقدمه اي براي عمليات هاي بعدي بودند; علاوه بر آن در تكميل پايه هاي استراتژي جديد نظامي ـ كه پس از بن بست ايجاد شده در جنگ به وجود آمده بود ـ نقش قابل توجهي داشتند. اجراي « عمليات محدود » نتايج ديگري نيز به اين شرح دربرداشت : 1 ـ پيروزي هاي به دست آمده در اين عمليات ها علاوه بر نماياندن ضعف هاي دشمن توانايي و قابليت نيروهاي انقلابي و موثربودن استراتژي جديد را نشان داد. 2 ـ برابر مدركي كه پس از عمليات دهلاويه و دارخوين از دشمن به دست آمد ارتش عراق در بررسي شكست هاي خود درباره نيروهاي ايراني چنين اظهارنظر مي كند : الف ) نيروهاي انساني ايران سه برابر نيروي انساني عراق است لذا ايران درصدد برآمده از اين عامل استفاده كند. ب ) نيروهاي ايراني با وجود اختلافاتي كه با هم دارند همه دستورهاي آيت الله خميني را اجرا مي كنند ج ) سران نظامي ايران بين خود اختلاف نظرهاي بسياري دارند و حمله هايي كه به وسيله افراد پياده انجام مي دهند طرح شخصي است و زمان معيني ندارد و به نگهبانان دستور مي دهند بايد در تمام ساعت هاي شبانه روز هوشيار باشند. حمله هاي نيروهاي پياده ايران راه كار مشخصي نيز ندارند و از مكان معلومي حمله نمي كنند گاه از پهلو و حتي گاهي نير جبهه اي حمله مي كنند. » 3 ـ پس از آن كه در 31 ارديبهشت 1360 با كمك نيروهاي ارتش عمليات مشترك روي تپه هاي الله اكبر در محور شوش و سوسنگرد انجام گرفت روحيه ياس و نااميدي از نيروهاي نظامي و مسئولان سياسي برطرف شد. 4 ـ عمليات فرمانده كل قوا بلافاصله پس از خلع بني صدر از فرماندهي كل قوا انجام گرفت . پيش از آن بسياري بر اين باور بودند كه كشور در « گرداب عميق بي ثباتي سياسي » فرو خواهد رفت و سرنوشت نظام انقلاب با توجه به حضور نيروهاي دشمن در خاك ايران تعيين خواهد شد. از سوي ديگر بني صدر با تبليغات گسترده خود اين تصور را ايجاد كرده بود كه تنها او قادر به ادامه و مهار جنگ و به كارگيري نيروهاي نظامي است لذا بسياري از منابع غربي احتمال حمايت نيروهاي نظامي از بني صدر را مورد بررسي قرار دادند. بنابراين با پيروزي عمليات فرمانده كل قوا كه در آن براي نخستين بار نيروهاي خودي با 3 5 كيلومتر پيشروي 250 تن از نيروهاي دشمن را به اسارت درآوردند تصورات موجود در هم شكست و امكان عبور از مرحله بحران سياسي با اين پيروزي نظامي فراهم شد. 5 ـ سپاه در مرحله جديد به موازات كسب نقش تعيين كننده در جنگ با افزايش حضور نيروهاي رزمي سپاه و نيروهاي مردمي ـ كه طبق مصوبه مجلس در سپاه ادغام شده بودند ـ در صحنه نبرد مواجه شد در چنين وضعيتي سپاه با استفاده از توانمندي ها و قابليت هايي كه كسب كرده بود از خرداد تا مهر 1360 در مجموع هفت عمليات محدود را به موازات گسترش بحران سياسي در داخل كشور طرح ريزي و اجرا كرد. |
|||||
|