صفحه اصلی
loading...
 
 
 

جنگ شهرها

ممنوعیت حمله به مناطق مسكونى در حقوق بین الملل جنگ،حمایت از غیرنظامیان در حملات مسلحانه، تفكیك اهداف نظامى از غیرنظامى و تلاش براى محدود ساختن صدمات ناشى از جنگ، اساس و مبناى تدوین مقررات و قوانین مربوط به حقوق جنگ است. در نیمه دوم قرن نوزدهم، حمایت از افراد غیرنظامى در برابر خطرهاى ناشى از حمله هاى مسلحانه به عنوان یك قاعده عرفى مورد پذیرش قرار گرفته و مورد قبول همه كشورها قرار گرفت.گفت وگوهاى صلح لاهه در سال هاى 1899 و 1907 و همه اقدام هایى كه در ژنو در فاصله سال هاى 1864 تا 1977 صورت گرفتند، براساس این اصل حقوق عرفى بوده اند.



ویرانی حاصل از سقوط خرمشهركى از صحنه هاى دردناك و در عین حال نمونه بارز نقض حقوق بشرى از سوى رژیم بعثى عراق، حمله هاى مكرر آن به مناطق مسكونى ایران است كه «جنگ شهرها» نامیده شده است. پس از ناكامى نظامى، سیاسى و روانى عراق در جبهه هاى جنگ، سردمداران این رژیم با هدف كسب امتیازات و تحمیل شرایط خود به «جنگ شهرها» مبادرت ورزیدند.





ممنوعیت حمله به مناطق مسكونى در حقوق بین الملل جنگ،حمایت از غیرنظامیان در حملات مسلحانه، تفكیك اهداف نظامى از غیرنظامى و تلاش براى محدود ساختن صدمات ناشى از جنگ، اساس و مبناى تدوین مقررات و قوانین مربوط به حقوق جنگ است. در نیمه دوم قرن نوزدهم، حمایت از افراد غیرنظامى در برابر خطرهاى ناشى از حمله هاى مسلحانه به عنوان یك قاعده عرفى مورد پذیرش قرار گرفته و مورد قبول همه كشورها قرار گرفت.گفت وگوهاى صلح لاهه در سال هاى 1899 و 1907 و همه اقدام هایى كه در ژنو در فاصله سال هاى 1864 تا 1977 صورت گرفتند، براساس این اصل حقوق عرفى بوده اند.
بیش ترین حملات عراقى ها در این مدت به باختران صورت گرفت. از جمله در حمله روز هفتم آبان 1365 كه باختران و اسلام آباد زیر آتش بمب، راكت و مسلسل هواپیماهاى دشمن قرار گرفت، 120 تن شهید و 580 تن مجروح شدند.



آغاز جنگ شهرها

در حالى كه ایران براى تعیین سرنوشت جنگ اجراى عملیات نظامى را در زمین دنبال مى كرد، عراق براى مقابله با این وضع حمله به جزیره خارك و مناطق غیرنظامى را برنامه ریزى كرده بود. در نتیجه، پس از فتح خرمشهر، عراق حمله به شهرها را از سر گرفت و به موازات آن حمله به خارك را آغاز كرد. حمله عراق به شهرها بویژه حمله موشكى به دزفول و حمله خمپاره اى به شهر اهواز و دیگر مناطق مسكونى در دوره اول جنگ به صورت متناوب انجام مى شد، ولى با آغاز عملیات رمضان حمله به مناطق مسكونى و افراد غیرنظامى به شكل جدید و گسترده اى از سر گرفته شد. به عبارتى دیگر حمله هوایى دشمن كه در پى طراحى عملیات سرنوشت ساز رمضان و همچنین شكست دشمن درعملیات كربلاى یك، 2 و 3 در تیر و شهریورماه افزایش یافته بود، ادامه یافت و در ماه هاى شهریور، مهر و آبان ،1365 مناطق صنعتى، كارگرى، اقتصادى و نفتى و نیز شهرها و مناطق مسكونى و مناطق عملیاتى زیر شدیدترین حمله هاى هوایى و بمباران قرار گرفتند. در حقیقت عراق از این كار 2 هدف را دنبال مى كرد؛ یكى هدف كوتاه مدت كه جلوگیرى از اجراى عملیات سرنوشت ساز بود، دیگرى هدف بلندمدت كه انهدام منابع ارزى و درآمد كشور و همچنین به ستوه آوردن مردم و برانگیختن مخالفت آنان با جنگ و در نتیجه تسلیم جمهورى اسلامى و پذیرش آتش بس به نحوى كه مطلوب رژیم عراق باشد، بود. افزایش حمله هوایى عراق و دسترسى به نقاطى كه قبل از این در توان عراق نبود، علاوه بر این كه به دلیل واگذارى تجهیزات و هواپیماهاى پیشرفته اى بود كه شوروى و فرانسه در اختیار عراق گذاشته بودند، مرهون همكارى كارشناسان آمریكایى بود.
ویرانی های خرمشهر

بیش ترین حملات عراقى ها در این مدت به باختران صورت گرفت. از جمله در حمله روز هفتم آبان 1365 كه باختران و اسلام آباد زیر آتش بمب، راكت و مسلسل هواپیماهاى دشمن قرار گرفت، 120 تن شهید و 580 تن مجروح شدند. همچنین در این مدت تأسیسات نفتى خارك و نقاط مسكونى و صنعتى اصفهان، اراك، تهران، سردشت، خرم آباد، تبریز، لرستان، شیراز، آغاجارى، هفت تپه، گیلانغرب، آبادان، پتروشیمى بندر امام(ره)، راه آهن اندیمشك و سدهاى دز و شهید عباس پور زیر حمله هاى شدید هوایى دشمن قرار گرفت.
در حقیقت ایران در طول جنگ تحمیلى در برابر حملات رژیم عراق به مناطق مسكونى از خود صبر زیادى نشان داد و از آغاز تجاوز عراق تا اواخر سال ???? از توسل به عمل متقابل كه به موجب مقررات بین الملل حتى مشروع است، خوددارى كرد.



تشدید جنگ شهرها از سوى عراق

حمله هوایى و موشكى عراق به شهرها و مناطق مسكونى ایران كه از نخستین روزهاى تجاوز آغاز شد و با شدت ادامه یافت، در خردادماه 1363 وارد مرحله جدیدى شد. در این تاریخ رژیم بعثى عراق با صدور اعلامیه اى به ساكنان شهرهاى جنوبى و مركزى ایران اخطار كرد كه این شهرها را مورد حمله هوایى قرار مى دهد.

جمهورى اسلامى ایران در برابر اعمال ضدانسانى رژیم متجاوز عراق، همواره پایبندى خود را به موازین بین المللى اعلام داشته و برمبناى مواضع اصولى خود كه برگرفته از تعالیم اسلامى و آرمان هاى بشردوستانه و اصول اخلاقى است، قواعد حقوق بین الملل جنگ را به مورد اجرا گذاشت. اما با اقدام عراق در اخطار به ساكنان شهرهاى جنوبى و مركزى ایران و پس از شدت گرفتن حمله هاى عراق به این مناطق مسكونى و در نتیجه افزایش تلفات غیرنظامى، ایران پس از رعایت نشدن قواعد بشردوستانه حقوق بین الملل از سوى رژیم عراق، به ناچار به گلوله باران مناطق مرزى مبادرت ورزید. البته، ایران پیش از توسل به عمل متقابل؛ در تاریخ 15 خردادماه ،1363 به افراد و ساكنان مناطق مرزى و مناطق مجاور تأسیسات نظامى ایران براى ترك نواحى مرزى به طور مكرر اخطار و هشدار داد. در حقیقت ایران در طول جنگ تحمیلى در برابر حملات رژیم عراق به مناطق مسكونى از خود صبر زیادى نشان داد و از آغاز تجاوز عراق تا اواخر سال 1363 از توسل به عمل متقابل كه به موجب مقررات بین الملل حتى مشروع است، خوددارى كرد.
اهواز و ویرانی ها



ایران و مقابله به مثل در جنگ شهرها

سیاست مقابله به مثل ایران در جنگ شهرها، پس از تحمل فشار اولیه حمله به شهرها صورت گرفت؛ زیرا ایران به نقطه اى رسید كه این موضوع موجب ضعف در جبهه ها مى شد. از این رو این سیاست ابتدا در شهرهاى مرزى عراق انجام شد و حمله هاى هواپیماهاى عراق به تهران در اسفند ،1363 به تغییر رویه ایران منجر شد.

گرچه حمله هاى عراق به شهرهاى ایران بویژه شهرهاى مرزى از ابتداى جنگ انجام مى شد، اما حمله به تهران اوضاع را پیچیده تر كرد و نظم زندگى حاكم بر تهران را برهم زد. به همین دلیل در آن زمان هاشمى رفسنجانى با تلخى از جنگ شهرها یاد كرد.

برهمین اساس، نخستین موشك ایران در تاریخ 23 اسفندماه 1363 و همزمان با عملیات بدر و در حالى كه عراق موج جدیدى از حملات به شهرها و تهران را از سر گرفته بود، به بانك «رافدین» در بغداد اصابت كرد.

عراقى ها از این حمله غافلگیر شدند و یك مقام بلندپایه عراق در مكالمه تلفنى با یك خبرنگار آمریكایى حمله موشكى ایران به بغداد را تكذیب كرد و گفت: «خرابكاران ایرانى یك بمب در داخل ساختمان بانك كار گذاشته بودند كه به ساختمان آسیب رساند ولى كسى را مجروح نكرد».

حتى سخنگوى وزارت خارجه آمریكا در واشنگتن نیز گفت: ما چنین برداشت مى كنیم كه انفجار بغداد انفجارى داخلى بوده است و نه یك بمباران. مطبوعات كویت نیز نوشتند: پرتاب موشك به بغداد فقط یك ادعاست.

حمله موشكى ایران به شهرهاى بغداد، بصره و العماره هرچند محدود بود، اما موازنه جدیدى را در جنگ شهرها برقرار كرد كه عراق آن را پیش بینى نمى كرد و به نظر مى رسید ادامه این وضع با طولانى شدن زمان و افزایش حجم حمله هاى ایران به شهرهاى عراق، آن كشور را از حمله به شهرها باز خواهد داشت در غیر این صورت، عراق باید عامل جدیدى را در جنگ شهرها وارد معادله كند.
رژیم بعثى، در دى ماه 1365 براى چندمین بار جنگ شهرها را آغاز و حمله به مناطق مسكونى و غیر نظامى ایران را به وحشیانه ترین وجهى دنبال كرد كه در پى آن، مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها و ... مورد حمله كور بمب و موشك قرار گرفتند و حتى اماكن مذهبى نیز مصون نماندند

عكس العمل سازمان هاى بین المللى و توافق 12 ژوئن

پس از این اقدام ایران (مقابله به مثل)، دبیر كل وقت سازمان ملل متحد در پیامى از دولت هاى ایران و عراق درخواست كرد تا از حمله به مناطق مسكونى در خاك یكدیگر خوددارى كنند.

ایران براى سیاست خود مبنى بر خود دارى از گسترش جنگ در مناطق غیر نظامى و براى رعایت حقوق انسان دوستانه، به تقاضاى دبیر كل وقت پاسخ مثبت داد و رژیم عراق نیز بر اثر فشار افكار عمومى جهان در ظاهر موافقت خود را اعلام كرد و بدین ترتیب توافق «12ژوئن» 1984 م (23خرداد 1363) شكل گرفت. به دنبال این توافق بنابر تقاضاى دبیر كل شوراى امنیت سازمان ملل قرار شد تا هیأت هاى ناظر آن سازمان براى نظارت بر اجراى مفاد این توافق در تهران و بغداد مستقر شوند. اما پس از مدتى، رژیم عراق با استناد به دلایل غیر معقول بارها توافق 12 ژوئن را نادیده گرفت.

سازمان ملل متحد پس از اطلاع از این اقدام، هیأت ناظر خود مستقر در تهران را به بازدید از مناطق مورد حمله فرستاد و او نیز در گزارش خود به شوراى امنیت این موارد را مورد تأیید قرار داد.

اما رژیم عراق براى انحراف افكار عمومى و كاستن از فشارهاى بین المللى به دروغ مدعى حمله هاى مشابه ایران به مناطق مسكونى آن كشور شد.

عراق، سیاست غیر انسانى حمله به مناطق مسكونى را به منظور وادار ساختن ایران به قبول شرایط تحمیلى آن كشور، همواره تكرار كرد.

رژیم بعثى، در دى ماه 1365 براى چندمین بار جنگ شهرها را آغاز و حمله به مناطق مسكونى و غیر نظامى ایران را به وحشیانه ترین وجهى دنبال كرد كه در پى آن، مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها و ... مورد حمله كور بمب و موشك قرار گرفتند و حتى اماكن مذهبى نیز مصون نماندند.

آخرین و حساس ترین جنگ شهرها، حمله موشكى عراق به تهران و شهرهاى مركزى ایران بود. در این اقدام از تاریخ دهم اسفندماه سال 1366 موشكباران تهران آغاز شد و تا 11 اردیبهشت 1367 ادامه یافت.

در این مدت عراق متجاوز از 170 موشك میانبرد استفاده كرد و تلفات جانى و آسیب هاى مالى زیادى را وارد كرد. در این مرحله نیز، ایران بار دیگر براى توقف حمله هاى عراق به اقدام متقابل روى آورد و از موشك هاى میانبرد برضد آن كشور استفاده كرد.
ویرانی

مقابله به مثل یا اصل تقابل در تاریخ جنگ همواره یكى از عوامل مؤثر بوده كه دشمن را از حمله به مناطق مسكونى و مردم غیر نظامى بازداشته است. با وجود این ایران همواره خواستار اقدام بین المللى براى توقف حمله به مناطق مسكونى بود و در همه مراحل جنگ شهرها، بارها در مجامع بین المللى و همچنین در مراسم نماز جمعه تهران، اعلام كرد كه از حمله به شهرهاى عراق به عنوان عمل متقابل اكراه داشته و از هرگونه تلاشى براى اجراى توافق 12 ژوئن حمایت مى كند و در صورت خوددارى عراق از انجام آن، از اقدام متقابل خوددارى خواهد كرد.

البته عراق براى پایان دادن به جنگ شهرها، شروطى را مطرح كرد كه بسیار نامربوط و متزلزل بودند و راه از سرگیرى آن را براى خود باز مى گذاشت.

در شرایط پیشنهادى عراق براى پایان دادن به حمله ها، مسأله بمباران شهرها به همه جنگ مرتبط شده و هیچ گونه تمایزى بین این گونه اعمال غیر قانونى و انسانى با اقدام دفاع مشروع در جبهه هاى نبرد، مشاهده نمى شد.

حمیرا حیدریان

روزنامه ایران



62/11/22- جنگ شهرها

وقتی دشمنان عاجز از رورویی با رزمندگان اسلام می شوند!
از اولین روز حمله دشمنان به مرزهای جمهوری اسلامی ایران، حمله هوایی وتوپخانه ای به شهر های نزدیک مرز مورد توجه آنان بود .در این میان حملات ناجوانمردانه موشکی به دزفول قهرمان ،نسبت به شهرهای دیگر از حجم وگستره ی بیشتری برخوردار بود.
با آغاز عملیات تحریرالقدس در 22/11/62 دشمنان که از رویا رویی با رزمندگان اسلام در جبهه عاجز می مانند، به صورت گسترده به بمباران وموشک باران شهرهای ایران می پردازند تا به خیال باطل خود خللی در اراده مردم ایران ایجاد نمایند و بین آنها ورزمندگان اسلام که در جبهه ها مشغول پیشروی هستند فاصله ایجاد نمایند.

این نقشه شوم هم با آغاز عملیات مقابله به مثل ایران ناکام می ماند ودر نهایت دنیا به اقتدار ایران اسلامی اعتراف می کند.

آغاز عمليات مقابله به مثل
در حالي كه مردم و مسؤولان كشور خود را براي برپايي مراسم پنجمين سالگرد يوم‌الله بهمن آماده مي‌كنند، صدام عفلقي زمينه را براي بمباران و موشكباران شهرهاي ايران فراهم مي‌كند و براي اين مقصود با تبليغات دروغين ادعا مي‌كند به خاطر گلوله‌باران شهرهاي مرزي عراق از سوي ايران، هفت شهر ايران مورد حملة موشكي و هوايي قرار خواهند گرفت.
در پاسخ به اين تبليغات و جنگ رواني دشمن، حضرت آيت الله خامنه‌اي (رئيس جمهوري وقت ايران) در مراسم نماز جمعة تهران اعلام مي‌دارد:
«... بيايند و ببينند شهرها را تا يقين كنند كه ما هيچگونه تعرضي به اين شهرها نكرديم، اما اگر تهديدي را كه عراقيها كرده‌اند، ديوانگي كنند و آن تهديد را عملي كنند، من در اين پايگاه مقدس نماز جمعه قاطعاً اعلام مي‌کنم كه ملت ما اين دفعه انتقام سختي از جنايتكاران خواهد گرفت.»
تيمسار ظهيرنژاد، رئيس ستاد مشترك وقت ارتش جمهوری اسلامی ايران نيز به دنبال سخنان رئيس جمهوري و نخست وزير مي‌گويد:
«در صورت كوچكترين حركتي از سوي رژيم عراق در بمباران شهرهاي ميهن اسلامي، تمام تأسيسات و مراكز صنعتي حكومت كافر بعثي را ويران مي‌كنيم.»
سرهنگ هوشنگ صديق فرماندة نيروي هوايي وقت ارتش نيز مي‌گويد:
«خلبانان شجاع اسلام آمادگي انجام هرگونه عمليات نظامي عليه دشمن انقلاب اسلامي را دارند.»
صدام حسين با عكس‌العمل مسؤولان جمهوري اسلامي ايران بر گستاخي خود مي‌افزايد و تهديد مي‌كند يازده شهر ايران را مورد حمله قرار خواهد داد. با اين تهديدات، خشمي مقدس ايران اسلامي را فرا مي‌گيرد و از طرف مسؤولان و رزمندگان اسلام و مجلس شوراي اسلامي تقاضا مي‌شود كه همة آحاد ملت آمادة مقابله با توطئه جديد دشمن باشند تا با پشتيباني قاطع ملت، جواب دندان شكني به رژيم بغداد داده شود.
براي نخستين بار، رئيس جمهور اسلامي ايران به تقاضاي مردم مبني بر انجام عمليات مقابله به مثل پاسخ مي‌دهد و اين اقدام با پيام مهم رئيس جمهور ايران، خطاب به مردم عراق از طريق صدا و سيماي جمهوري اسلامي اعلام مي‌شود:
پيام هشدار رئيس مجلس شورای اسلامي ايران
به مردم بصره، خانقين و مندلي عراق در 17 بهمن 1362
بسم الله الرحمن الرحيم
«اكنون بيش از چهل ماه است كه شهرها و مراكز غيرنظامي ما به طور ناجوانمردانه به وسيلة عوامل رژيم عراق كوبيده مي‌شود و ما تاكنون فقط در ميدانهاي جنگ به اين حملات پاسخ گفته‌ايم: اما مقابله به مثل نكرده‌ايم. اخيراً‌ صدام تهديد كرده است كه چندين شهر ايران را خواهد زد و مرتباً به تهديد خود ادامه مي‌دهد. من اعلام مي‌كنم كه ما از اين به بعد مقابله به مثل خواهيم كرد و اگر اين تهديدها عملي بشود ما شهرهاي بصره، خانقين و مندلي را خواهيم زد.
من از همة مردم اين شهرها عذرخواهي مي‌كنم و از آنها درخواست مي‌كنم سريعاً اين شهرها را تخليه كنند. براي مردم ما تحمل 4600 شهيد و 22 هزار مجروح در طول چهل ماه در بمباران شهرها رقم زياد و غيرقابل تحملي است و مردم، بيش از اين نمي‌تواند كشتارهايي را كه ناجوانمردانه بر آنها تحميل مي‌شود، تحمل كنند. من مجدداً از همه برادران و خواهراني كه در سه شهر بصره، خانقين و مندلي سكونت دارند، درخواست مي‌كنم كه اين شهرها را تخليه كنند و در صورتي كه صدام به اين تهديد خود عمل كند، ما يقيناً اين شهرها را خواهيم زد.»

حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني
رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي:
«توپهاي ما در سراسر مرز آماده‌باش هستند تا به تجاوز دشمن با گلوله باران شهرهاي عراق پاسخ دهند.
نصيحتها، اخطارها و همه چيزهايي كه در گذشته گفتيم به گوش صداميان عفلقي نرفت و معلوم شد كه اينها هيچ زباني را غير از زبان زور و تهديد كه زبان خودشان است، نمي‌فهمند. بارها به دنيا گفتيم كه توپهاي ارتش و سپاه جمهوري اسلامي ايران در سراسر مرزها دهها شهر كوچك و بزرگ عراق را مستقيماً در تيررسي خود دارد و نمي‌زند. بارها از دنيا دعوت كرديم كه بيايند و نتايج جنايتهاي عفلقي‌ها را در مراكز غيرنظامي ببينند و سازمان ملل فرستادگاني فرستاد و ديدند و گزارش تهيه كردند و به دنيا هم آن مطالب را گفتند، اما هيچ ترتيب اثري ندادند.»
دكتر ولايتي وزير امور خارجه:
«... از كشورهاي جهان مي‌خواهيم اتباع خود را از شهرهاي مرزي عراق خارج كنند.»
سخنگوي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق هم با صدور دستورالعملي خطاب به مردم عراق اعلام مي‌كند:
«رژيم بعثي عراق مسؤول هرگونه تلفات مردم شهرهاي بصره و خانقين و مندلي خواهد بود.»
حجه الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني طي سخناني در نماز جمعه، پس از روشن كردن مردم از چگونگي عمليات مقابله به مثل، اعلام مي‌كند كه غير از سه شهر ياد شده، (بصره، خانقين و مندلي) شهرهاي زيادي از جمله العماره، علي غربي، شانه دري، سيدصادق و روستاها و قصبات فراوان در برد و آتش توپخانه ايران است.
در روز 22 بهمن در حالي كه مردم دزفول آمادة برپايي جشن سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي هستند، در ساعت 23/4 و 30/5 بامداد و 06/11 (قبل از ظهر) 5 فروند موشك زمين به زمين دشمن در نقاط مختلف شهر منفجر مي‌شود و مردم مظلوم و بي‌گناه دزفول را به خاك و خون مي‌كشد. در اين حملة موشكي دشمن، هشت تن به شهادت مي‌رسند و بيش از 100 نفر مجروح مي‌شوند و يكصد خانه ويران و به 400 خانه و مغازه و اتومبيل و بيمارستان و... آسيب وارد مي‌شود.
به دنبال اين موشك باران دشمن، حضرت امام خميني(ره) مي‌فرمايند:
«ديوانگي صدام با علم به اين بوده كه بي‌جواب نمي‌ماند.»

ستاد تبليغات جنگ نيز در اطلاعيه‌اي اظهار مي‌دارد:
بسم الله الرحمن الرحيم
فمن اعتدي عليكم فاعتدوا عليه بمثل مااعتدي عليكم
مردم عراق! مسلمانان جهان! آزادگان دنيا! سرانجام صدام مزدور دستور اربابان خود را اجرا نمود و انتقام شكستهاي پي در پي آمريكا و صهيونيزم را در لبنان، از مردم قهرمان و مقاوم دزفول گرفت. در سپيده‌دم ديروز و در سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، دشمن 5 موشك به دزفول هميشه سرافراز پرتاب كرد كه يكي از آنها به بيمارستان اصابت كرد و گروهي از مجروحين بيمارستان و اهالي شهر را شهيد و مجروح كرد.
اهالي بصره، مندلي و خانقين! اينك نوبت آن رسيده تا به صدام كافر انتقام الهي و قدرت انتقام نيروهاي اسلام نشان داده بشود. ما از شما مردم شهرهاي بصره، مندلي و خانقين مي‌خواهيم تا همچنان به تخلية شهر ادامه بدهيد؛ زيرا تا ساعاتي ديگر پاسخ جنايات صدام داده خواهد شد.
مردم شهرهاي بصره، مندلي و خانقين! اگر مزدوران بعثي عراق از خروج شما و مهاجرت به شهرهاي ديگر جلوگيري مي‌كنند به ايران مهاجرت كنيد و بدانيد از شما استقبال خواهد شد.
اين اطلاعيه هشدار ماست و جمهوري اسلامي ايران تمام مسؤوليت اقدامي را كه عراق آغازكنندة آن بوده است، متوجه حكام بغداد مي‌داند.
«ستاد تبليغات جبهه و جنگ»

از ساعت 8 شب 22 بهمن، به منظور هشدار به مردم بصره و مندلي توپخانه‌هاي ايران اقدام به پرتاب گلوله‌هاي منور به اين شهرها مي‌كنند. در پي آن، از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با زبان عربي به مردم اين شهرها گفته مي‌شود كه از ساعت 7 بامداد به طور حتم گلوله باران بي‌وقفه آغاز و از مردم خواسته مي‌شود كه هرچه سريعتر شهر را تخليه و به نواحي امن پناه ببرند.
سرانجام در ساعت 7 صبح 23 بهمن، در پاسخ به 118 حملة موشكي و هوايي و حملة اخير به دزفول قهرمان، آتش توپخانه‌هاي ايران روي شهرهاي ياد شده گشوده مي‌شود. مردم وحشت زدة اين شهرها در حالي كه به شدت از فرار آنان ممانعت به عمل مي‌آيد، راه فرار را در پيش مي‌گيرند. آتش گستردة ايران باعث اختلال شديد در نوار مرزي و سيل فراريان به هر طرف سرازير مي‌شوند.
مدارس، تجارتخانه‌ها و مؤسسات دولتي تعطيل مي‌شوند و شهر دچار هرج و مرج مي‌گردد. ارتش بعثي كه مردم بصره را دائم تشويق به ماندن مي‌كردند، خود زودتر از همه، خانواده‌هايشان را به خارج از شهر انتقال مي‌دهند.
ساختمان راديو و تلويزيون بصره هدف چند گلوله قرار مي‌گيرد و كار آن دچار اختلال مي‌شود. با ادامة گلوله باران بصره باقيماندة مردم، براي نجات جان خود با دادن پول و جواهر به سربازان بعثي از شهر مي‌گريزند و به غرب و جنوب بصره و يا اماكن متبركه كربلا و نجف پناه مي‌برند.
با ادامة گلوله باران، مقر حزب بعث، ساختمان سازمان امنيت و منازل افسران عراقي در بخش طوسيه و منطقة عشار به شدت در هم كوبيده مي‌شوند و با اصابت چند گلوله به چند پمپ بنزين، آتش‌سوزي مهيبي رخ مي‌دهد و دود غليظي آسمان شهر را فرا مي‌گيرد.
در حالي كه بصره و حومة آن به شدت گرفتار آتش مقابله به مثل ايران است، راديو بغداد ادعا مي‌كند كه اوضاع شهر عادي است. رژيم بعثي عراق نيز به دنبال جنايتهاي قبلي خود، شهرهاي مسجد سليمان، انديمشك و بهبهان را با حملات موشكي و اسلام‌آباد، گيلانغرب و ايلام را با حملات هوايي و شهرهاي خرمشهر و آبادان را با توپخانه مورد تهاجم قرار مي‌دهد.
در پي افزايش جنايات دشمن، جمهوري اسلامي ايران طي پيامي از مردم عراق مي‌خواهد براي در امان ماندن از آتش مقابله به مثل ايران به شهرهاي امن كربلا، نجف و كاظمين پناه ببرند، زيرا ايران اسلامي مجبور است براي بازداشتن عراق از جنايات خود، شهرهاي ديگر عراق را مورد حمله قرار دهد.

رئيس جمهوري اسلامي ايران اعلام مي‌دارد:
«ما همانطور كه شروع كنندگان جنگ را پشيمان كرديم، مقابله به مثل را در كوبيدن شهرهاي عراق آنقدر ادامه خواهيم داد تا آغاز كنندگان بمباران شهرها را نيز پشيمان كنيم. ما مقابله به مثل را از سه شهر شروع كرديم، اما در اين سه شهر متوقف نخواهيم شد.»
با افزايش آتش توپخانة ايران هتل شرايتون بصره كه در مالكيت آمريكائيان قرار دارد، هدف قرار مي‌گيرد و در پي آن در چند حملة شجاعانه برون مرزي، خلبانان شجاع نيروي هوايي موفق مي‌شوند با عبور از ديوار دفاعي عراق، شهرهاي بعقوبه ، العماره ، كوت والعماره را درهم كوبند. با نفوذ جنگنده‌هاي ايران به نقاط عمقي خاك دشمن، مردم عراق دچار وحشت مي‌شوند و براي اولين بار خود را در خط مقدم جنگ احساس مي‌كنند.
رژيم بعثي عراق مثل هميشه در تبليغات خود آسمان عراق را نفوذناپذير اعلام مي‌كند و دانسته تلاش مي‌كند حملة‌ اخير نيروي هوايي ارتش اسلام را يك حادثه معرفي كند كه بلافاصله شهر علي غربي نيز هدف حملة هوايي ايران قرار مي‌گيرد.
با اجراي آتش بي‌امان توپخانه‌هاي ايران روي شهرهاي مرزي عراق، دروغگويي صدام عفلقي بيش از پيش آشكار مي‌شود و همگان پي مي‌برند كه امنيت اين شهرها نه به خاطر قدرت صدام، بلكه به دليل خويشتنداري رزمندگان اسلام و پايبندي آنها به ارزش‌هاي اسلامي و انساني است.
صدام حسين به مردم عراق قول مي‌دهد كه بزودي آتش ايران را خاموش و امنيت شهرها را برقرار خواهد كرد و براي اثبات اين ادعاي خود از حملات شديد هوايي و آتش ضدآتش(خاموش کردن توپخانه )بهره مي‌گيرد كه با عكس‌العمل تاكتيكي جابجايي توپخانة ايران روبرو مي‌شود و در اين اقدامها نه تنها توفيقي حاصل نمي‌كند، بلكه با خالي شدن شهرهاي عراق – كه در كنار شهرها و نواحي مسكوني پناه گرفته‌اند – هدايت شده و خسارات سنگيني به آتشبارهاي بعثيان وارد شود.
زماني كه خبرنگاران خارجي از مسؤولان بعث دلايل عدم موفقيت عراق را در خاموش كردن آتش ايران، علي رغم وعده‌هاي داده شده، جويا مي‌شوند، آنها بناچار اعتراف مي‌كنند كه ايران بطور دائم در حال تغيير مواضع توپخانه‌هاي خود است و در اين راه بيشتر از توپ خودكششي بهره مي‌گيرد.
صدام حسين پس از مشاهدة قدرت آتش رزمندگان اسلام به چاره‌جويي مي‌افتد و تلاش مي‌كند به زعم خود آبرومندانه آتش خودافروخته را خاموش كند و در اين باره با توسل به مسعود رجوي رئيس سازمان منافقين، ادعا مي‌كند بنا به درخواست رجوي تصميم گرفته است حملات خود را به مناطق مسكوني خاتمه بخشد.
عراق در اواخر بهمن ماه سال 62، اين تاكتيك را به اجرا درمي‌آورد و در مقابل آن، جمهوري اسلامي ايران هم بلافاصله گلوله باران شهرهاي عراق را متوقف مي‌كند. در اين ميان از بصره و ديگر شهرهاي عراق خبر مي‌رسد كه بر اثر ضربات ايران، خسارات سنگيني متوجه اين شهرها شده است و بسياري از خبرگزاريها خبر مي‌دهند كه ايران نشان داد كه مايل به جنگ شهرها نبوده است، وگرنه مي‌توانست همچون صدام از اوايل جنگ دست به اين عمل بزند. رسانه‌هاي غربي اعلام مي‌دارند كه بر اثر فرار مردم شهرهاي مرزي عراق، فشار سنگيني متوجه مسؤولان بعث شده و آنها را از كردة خود پشيمان كرده است و اين رژيم نخواهد توانست در مقابل حركت جديد ايران دوام آورد.
با آغاز عمليات والفجر 6 و هجوم بي‌ امان رزمندگان اسلام، رژيم عراق بار ديگر وسوسه مي‌شود كه بخت خود را بيازمايد و براي جلوگيري از حملات ايران در جبهه‌هاي نبرد، حملات خود را به مناطق مسكوني آغاز و در پي آن اعلام مي‌كند كه چون در ايران نيروها در حال بسيج شدن هستند، ما زدن شهرهاي ايران را شروع مي‌‌كنيم. در جواب عراق، مهندس ميرحسين موسوي (نخست وزير وقت) اعلام مي‌كند:
«اگر صدام دوباره شهرهاي ما را بزند، پاسخ دندان شكني به او خواهيم داد.»
با شروع عمليات افتخارآفرين خيبر، رژيم بعثي عراق به تلاش مي‌افتد تا با تهديد، حمله ايران را متوقف كند كه در اين كار نافرجام مي‌ماند و براي تلافي، شهرهاي بروجرد و خرم‌آباد را موشك باران مي‌كند. به دنبال آن شهرهاي مهاباد و كوهدشت و پل دختر مورد حملة هوايي قرار مي‌دهد و بدين ترتيب بار ديگر، جنگ شهرها آغاز مي‌شود.
بلافاصله از طرف جمهوري اسلامي ايران به مردم عراق هشدار داده مي‌شود و عمليات مقابله به مثل دوباره با قدرت و قاطعيت تمام دنبال مي‌شود. همزمان با آتش توپخانه‌ها، هشت شهر عراق توسط نيروي هوايي ايران بمباران و عراق ، بار ديگر در جنگ شهرها مجبور به عقب‌نشيني مي‌شود.



شهدای جنگ شهرها و کاربرد سلاح های شیمیایی توسط دشمن
رژیم بعثی عراق در راس آن صدام حسين، دیکتاتور معدوم عراق قبل از آنكه از سلاح‌هاي كشتار جمعي عليه مردم كشور خود استفاده كند، از آن عليه نيروهاي ايراني در جبهه‌ها استفاده كرد .



پس از فتح خرمشهر در سال 1361، به تدريج موازنه جنگ به سود ايران تغيير يافت. متعاقب عمليات‌هاي بزرگ خيبر و بدر كه در اثر آن بخش‌هايي از خاك عراق به تصرف نيروهاي ايران درآمد، رژيم بعثي عراق استفاده از سلاح‌هاي شيميايي‌ را عليه نيروهاي ايراني آغاز كرد.
يكي از نقاط بسيار قابل تأمل اين است كه شركت‌هاي اروپايي و آمريكايي دولت عراق را در تجهيز و استفاده از سلاح‌هاي شيميايي ياري مي‌كردند.
455 شركت انگليسي، آلماني، آمريكايي، بلژيكي، ايتاليايي، برزيلي، هلندي و هندي بدون توجه به اصول بشردوستانه، عراق را به سلاح‌هاي شيميايي مجهز كردند و در مقابل استفاده عراق از اين سلاح‌ها نيز طبيعي بود كه سكوت نمايند. حيرت‌آورتر آنكه 24 شركت آمريكايي دو سوم تجهيزات موردنظر عراق را در اين زمينه آماده مي‌كردند.
پس از آنكه عراق از سلاح‌هاي شيميايي استفاده كرد، ايران تعداد زيادي از مجروحين شيميايي را عملاً به كشورهاي مختلف اروپايي اعزام كرد تا به اين وسيله مصاديق بارز استفاده عراق از چنين سلاح‌هايي را به دنيا نشان دهد. سازمان صليب سرخ جهاني با كشف نخستين نمونه استفاه از سلاح‌هاي شيميايي اعلام كرد: با اينكه عراق پروتكل ژنو را براي عدم استفاده از سلاح‌هاي كشتار جمعي امضا كرده اما با سرپيچي از قوانين، جان افراد و وضعيت محيط زيست و منطقه را با استفاه از سلاح شيميايي به خطر انداخته است.

دکتر علي‌اكبر ولايتي وزيرخارجه وقت ايران در سال 1363 به سازمان ملل اعلام كرد: بيش از 40 نقطه در مرز مشترك ايران و عراق با بمب‌هاي شيميايي مورد حمله قرار گرفته و اين بمباران‌ها تعداد زيادي از افراد نظامي و غيرنظامي از جمله كودكان و زنان را به شهادت رسانده و بسياري دچار بيماري‌هاي پوستي، عصبي و گوارشي شده‌اند. در همين سال هيأتي از صليب سرخ جهاني وارد ايران شده و از 160 مجروح شيميايي بستري در بيمارستان‌هاي تهران بازديد كرد. كارشناسان اين گروه پس از بازگشت با تهيه گزارشي، عراق را متهم به استفاده از سلاح‌هاي كشتار جمعي كردند و بر اين استفاده گواه دادند. در همان سال بود كه يك گروه از تلويزيون انگليس در جزيره مجنون، فيلمي را در اين زمينه تهيه كرد و در انگليس به نمايش درآمد اما هيچ اقدامي عليه عراق صورت نگرفت.
استفاده صدام از سلاح‌هاي شيميايي تنها به جبهه‌هاي جنگ محدود نشد بلكه غيرنظاميان نيز قرباني اين نوع سلاح مرگبار شدند. عراق از گازهاي كشنده عليه مردم عادي سردشت استفاده كرد. مردم بومي اين منطقه كه براي حفاظت در مقابل تسليحات شيميايي آموزش نديده بودند، به پناهگاه‌ها پناه بردند. حال آنكه عراق در اين منطقه از گاز خردل استفاده كرد كه به دليل سنگيني گاز در پايين فضا مي‌ماند و بسياري از افراد غيرنظامي در اثر استشمام اين گاز به شهادت رسيدند.
به طور كلي هر وقت نيروهاي ايران، عمليات نظامي انجام مي‌دادند و قصد پيشروي در خاك عراق را داشتند، عراق از انواع سلاح‌هاي شيميايي عليه آنها استفاده مي‌كرد.
در حالي كه گزارش‌هاي بنياد جانبازان از وجود 400 هزار جانباز بازمانده از جنگ 8 ساله خبر مي‌دهد، نزديك به 120 هزار نفر از اين تعداد شيميايي هستند كه طي 400 بار حمله شيميايي عراق عليه مناطق نظامي و غيرنظامي كشور مصدوم شده‌اند. تعداد 7 هزار غيرنظامي طي 30 بار حمله شيميايي عراق در فاصله تيرماه 1366 تا مرداد 1367 در مناطق بانه، سردشت، مريوان و روستاهاي اطراف مصدوم شده‌اند. بيشتري تعداد جانبازان بر اثر گاز خردل مصدوم شده‌اند.
براساس نتايج تحقيقات پژوهشكده مهندسي و علوم پزشكي جانبازان، 11 هزار و 348 نفر دچار ضايعات پوستي، 15 هزار و 562 نفر دچار ضايعات چشمي و 17 هزار و 750 نفر دچار ضايعات ريوي شده‌اند كه هر گروه در تقسيم‌بندي خفيف، متوسط و شديد رده‌بندي شده‌اند و بر اين مبنا 37 هزار و 300 نفر با ضايعات درجه خفيف، 7 هزار و 264 نفر با ضايعات درجه متوسط و 1096 نفر با ضايعات درجه شديد پوستي، چشمي و ريوي شناسايي شده‌اند. از جمعيت كل جانبازان شيميايي، 30 هزار نفر در مواجهه با عامل شيميايي اعصاب صدمه ديده‌اند.
تحقيقات موردي پژوهشكده مذكور نشان مي‌دهد كه ميانگين سن جانبازان شيميايي شهيد شده، 49 سال بوده است. اين پژوهشكده اعلام كرده است در حالي كه نتايج مطالعات جهاني از تأثير عارض عامل شيميايي خردل گوگردي بر افراد حاكي از آن بوده كه شايع‌ترين عارضه، عوارضي چشمي است اما مطالعات در بين جانبازان شيميايي ايران نشان مي‌دهد كه اكثر آنها دچار عوارض ريوي شده‌اند و دو سال پيش مشخص شد كه عراق در جنگ با ايران، عامل شيميايي خردل گوگردي را با ماده سيليكات تركيب كرده و نوع جديدي از اين عامل شيميايي به نام «خردل كثيف» (Dusty mustard) ساخته است كه بر اثر تركيب جديد، عامل شيميايي خردل گوگردي به ذرات بسيار ريزي تبديل مي‌شود كه اين ذرات به عمق ريه نفوذ مي‌كند و اتصالات بافتي آن هم بيشتر مي‌شود و به دليل آنكه بسياري از رزمندگان ايران از ماسك استفاده نمي‌كردند يا ماسك‌ها از سيستم حفاظتي و فیلتر مناسبي برخوردار نبوده‌اند، شدت عوارض ريوي افزايش يافته است .
مصدومين شيميايي طي چند سال گذشته همچنان با جراحات جسمي و روحي از كاربرد اين سلاح‌ها، در سخت‌ترين شرايط به سر مي‌برند. در حالي كه هم‌اكنون آثاري از كشته‌شدگان در حلبچه وجود ندارد، جانبازان شيميايي ايران بزرگترين سند جنايات صدام و رژيم او هستند كه وجود آنها باعث محكوميت صدام خواهد شد. البته اگر اين مورد در يك محاكمه عادلانه مطرح شود.

جنگ شهرها
اگرچه تجاوز عراق به ايران در 31 شهريور 1359، نقض حقوق بين‌الملل و صلح جهاني محسوب مي‌شود اما مصونيت شهرها و اماكن غيرنظامي حتي در صورت وقوع جنگ در تمامي قوانين بين‌المللي مورد تأييد قرار گرفته است.
حمله نيروهاي عراقي به شهرهاي ايران در همان روزهاي نخستين جنگ آغاز شد. در روز 31 شهريور 1359 بسياري از شهرهاي مرزي استان‌هاي كرمانشاه، ايلام، خوزستان و كردستان همزمان با آغاز تهاجم زميني نيروهاي عراق، بمباران و گلوله‌باران شدند. در 6 ماه آغازين جنگ (1359) 413 بار به شهرهاي ايران حمله شد. اين تعداد حملات در سال‌هاي بعدي به شرح زير است:
571 بار 1360،
476 بار 1361،
260 بار 1362،
246 بار 1363،
790 بار 1364،
962 بار 1365،
745 بار 1366
و 5 ماه پاياني جنگ (1367) 306 بار.
در كل 4 هزار و 769 بار شهرهاي ايران توسط هواپيماهاي عراقي بمباران يا موشكباران و گلوله‌باران شدند.
از آغاز تا پايان جنگ شهرها بالغ بر 127 شهر (به علاوه جزاير جنوبي كشور) مورد تهاجم قرار گرفتند. در بين اين شهرها آبادان با بيش از يك هزار و 17 بار، بيش از همه مورد تهاجم واقع شد كه در واقع اين تعداد معادل 3/21 درصد از كل مجموع حملات به كليه شهرهاي كشور است. شهر اهواز با 316 بار حمله و 6/6 درصد از كل حملات به شهرها در درجه دوم قرار گرفته و سپس دزفول 241 تهاجم يا 1/5 درصد از كل حملات را تحمل نموده است. برخي ديگر از شهرهاي ايران به ترتيب زير هدف حملات هوايي قرار گرفتند.
اراك 57 بار،
اروميه 77 بار،
اسلام‌آباد غرب 112 بار،
اصفهان 19 بار،
انديمشك 52 بار،
بانه 76 بار،
بروجرد 51 بار،
بوشهر 42 بار،
پاوه 35 بار،
پيرانشهر 78 بار،
تبريز 76 بار،
تهران 92 بار،
خرم‌آباد 140 بار،
خرمشهر 128 بار،
جزاير مختلف خليج‌فارس 195 بار،
زنجان 32 بار،
سرپل ذهاب 67 بار،
سردشت 99 بار،
سنندج 61 بار،
قم 67 بار،
گيلانغرب 83 بار،
مريوان 117 بار،
همدان 109 بار،
ايلام 177 بار،
مياندوآب 10 بار،
نهاوند 44 بار و … .

تعداد شهدا و مجروحين برخي از شهرها در اثر حملات هوايي به شرح زير است:
آبادان 5073،
اراك 895 نفر،
اروميه 1827 نفر،
اسلام‌آباد غرب 1203 نفر،
اصفهان 1650 نفر،
انديمشك 2484 نفر،
اهواز 8253 نفر،
بانه 1270 نفر،
بروجرد 1922 نفر،
بهبهان 1535 نفر،
پاوه 696 نفر،
پيرانشهر 1026 نفر،
تبريز 905 نفر،
تهران 2597 نفر،
خرم‌آباد 2354 نفر،
دزفول 5326 نفر،
سردشت 1444 نفر،
سنندج 1446 نفر،
شيراز 858 نفر،
قم 1841 نفر،
كرمانشاه 6080 نفر،
گيلانغرب 725 نفر،
مريوان 1269 نفر،
مسجدسليمان 1803 نفر،
ميانه 768 نفر و
ايلام 3334 نفر.
به طور كلي 76 هزار و 873 نفر در اثر حملات هوايي عراق به شهرهاي مختلف به شهادت رسيده و يا مجروح شدند.
در حملات هوايي، مراكز مسكوني، صنعتي، حمل و نقل، دولتي – سياسي، خدماتي – درماني، آموزشي، مراكز ارتباطات رسانه‌اي، مراكز كشاورزي و دامداري، مراكز مذهبي و فرهنگي هدف قرار مي‌گرفتند.
63درصد حملات هوايي توسط هواپيما، 9/4 درصد توسط موشك، 9/31 درصد توسط توپخانه انجام مي‌شد.
براساس حقوق بين‌الملل،اقدامات غیر انسانی رژیم بعثی عراق در آن سالها مي‌بايستي بي‌درنگ در سال 1359 توسط شوراي امنيت سازمان ملل پيگيري و صدام به عنوان نقض‌كننده صلح بين‌الملل تنبيه مي‌شد. اما حتي پس از صدور قطعنامه 598 و اعلام خاوير پرز دكوئيار دبيركل وقت سازمان ملل مبني بر متجاوز بودن دولت عراق، پرونده اين تجاوز عملاً تا سقوط صدام و دستگيري و محاكمه و اعدام وي مسكوت

ماند.

جنگ شهرهاو نیروی موشکی رو به رشد ایران

از زمان آغاز جنگ ایران و عراق در اکتبر سال 1980 میلادی موشک های زمین به زمین بطور فزاینده ای نقش مهمی را ایفا می کردند. در آغاز جنگ این فقط عراقی ها بودند که موشکهای بالستکی را در اختیار داشتند . با اینحال تا سال 1985 میلادی ، ایرانیها بدانها دست یافته بودند ،
و از آن زمان تا کنون گسترش نیروهای موشکی زمین به زمین خود را به صورت اولویت ملی در آورده اند حاصل این امر توانایی آنان به شلیک 418 فروند موشک بطرف عراق در طی سه سال گذشته بود که 325 فروند آنان فقط در سال 1988 شلیک شده بود. در این گزارش موشکی ، وست کاروس و جوزف . س . برمودز نگاهی به موقعیت موشکی در ایران ، تکامل ، صنعت و تاکتیک های آنان می پردازد.
ایرانی ها جهت فراهم نمودن موشکهای بالستیکی برای نیروهای نظامی خود دست به اجرای سه برنامه جداگانه ای زده اند و احتمالا مهمترین آنها (موشک) ایران-130 است که جنگ افزاری با برد یکصد وسی کیلومتر می باشد که در ایران توسعه و تحول یافته و در دست ساخت می باشد. این موشک در اوائل سال جاری بطور آزمایشی شلیک شد.
چندین سال است که آنان(ایرانیان) از دو سیستم دیگر نیز استفاده می کنند که از دیگر کشورهای خارجی بدست آورده اند ، که شامل اسکاد-بی و عقاب می باشد.
نیروهای موشکی ایران بین نیروهای منظم ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تقسیم شده اند . سپاه پاسداران یک نیروی نظامی موازی با ارتش است که دارای یگانهایی از نیروی زمینی ، دریایی و هوایی خود بوده که توسط انقلابیون اسلامی در سال 1978 بوجود آمده اند.
نیرویهای منظم نظامی (ارتش) توسط یک وزارت دفاع مجزا پشتی بانی می شوند ،که هیچ کنترل عملیاتی بر روی نیروهای رزمی ندارد ، اما مسئول لجستیک و پشتی بانی است. وزارت سپاه نیز از موقعیتی مشابه برخوردار است.
وزارت دفاع صنایع نظامی خود را تحت نظارت سازمان صنایع دفاع (ساصد) سازمان داده است. ساصد دارای چندین کارخانه نظامی و تاسیسات تحقیق و توسعه می باشد. که در گیر تولید موشکهای بالستیکی هستند.
وزارت سپاه و صنایع دفاعی آن نیز در توسعه و تولید موشکهای زمین به زمین نقشی را بر عهده دارد. گروه صنایع ویژه ظاهرا مسئول تولید کلاهک و فیوز موشکهاست ، و کارخانه موشکهای سپاه در گیر تولید موشکهاست .
بر طبق گفته ایرانیان ، بیش از یکصد تاسیسات مجزا دست اندر کار تولید موشکها میباشند ، گمان می رود که چندین هزار نفر در استخدام صنایع موشکی باشند.
به هنگام فرار شاه از کشور به سال 1979 مجتمع مهمات سازی نیز در شرق تهران پارچین وجود داشت . ایرانیها توانسته اند که کارشناسانی را در زمینه مکانیک جامدات و سیالات ، علوم پلی مری ، متالوژی ، الکترونیک و علوم کامپیوتر، مهندسی برق و مهندسی صنایع و طراحی استخدام نمایند.
مرز دقیق مسئولیت ها بین کارخانجات موشک سازی ساصد و سپاه پاسداران در این مرحله مبهم است. احتمالا تاسیساتی از هر دو سازمان با یکدیگر بر روی پروژه ها کار می کنند . تاسیسات ساصد ظاهرا جهت توسعه مو شکهای جدید دارای مسئولیت اصلی می باشند.
آنان موشک جدید ایران-130 را طراحی کرده اند ، و هم این موشک و هم موشک اسکاد-بی را می سازند .کارخانه موشکی سپاه احتمالا در ابتدا به عنوان تاسیسات پشتی بانی برای موشکهای وارداتی اسکاد-بی عمل می کرده است ، اما اکنون بدون تردید در گیر تولید اسکاد-بی و دیگر سیستم هاست .
کنترل عملیاتی موشکها در سراسر نیروی نظامی ایران تقسیم شده است. سپاه پاسداران هم سکوی پرتاب اسکاد-بی و هم عقاب را در اختیار دارد . موشکهای اسکاد-بی به واحد موشکی نیروی هوایی سپاه پاسداران داده شده اند و موشکهای عقاب توسط واحد موشکی نیروی زمینی سپاه پاسداران نگهداری می شود.
نیروهای نظامی منظم دارای یک واحد موشکی عقاب هستند ، و نیروی هوایی منظم دارای واحد موشکی مجهز به ایران-130 می باشد. سپاه پاسداران به محض رسیدن به تولید کامل ، ممکن است ایران-130 را دریافت دارد .
در طی سه سال گذشته ، ایرانیها نیروی موشکی خود را به صورت بخش تدریجا مهمی در تلاش خود در جنگ علیه عراق در آورده اند . آنان موشکهایی را از خارج بدست آورده اند و تکنولوژی وکمک فنی را از چین و احتمالا جای دیگر تامین کرده اند و تولید موشکها را که شامل حداقل یکی از طرحهای ایرانی است آغاز کرده اند.
تاپایان سال پیش ، ایرانیان در مراحل پیشرفته توسعه و گسترش ایران-130 بودند.
از نقطه نظر ایرانیان ، این موشک جدید مرحله یا گامی حساس در کوشش آنها جهت ایجاد و توسعه یک نیروی موشکی قدرتمند محسوب می شود.
هزینه بالای به دست آورد سیستمها از خارج ، و دشواریهای مربوط به دوز زدن و پشت سر گذاشتن تحریم ها تسلیحاتی ، آنان را مشتاق ساخته بر روی سیستمهایی تکیه کنند که توسط تکنیسین های خودشان ساخته شده باشد .
بنظر می رسدکه ایران-130 جنگ افزاری است که در حال حاضر در جای دیگری به کار انداخته نشده است.ایرانیان مدعی هستند که این موشک در داخل بدون هیچ کمک خارجی طراحی شده است،اما دلایلی برای این باور وجود دارد که برخی از مهارتها و کارشناسی از جای دیگری تامین شده است.
اولین اطلاع درست در مورد موشکهای جدید در طی مصاحبه مطبوعاتی (جناب آقای ) رفسنجانی در اواخر مارس انجام شد، پدیدار گردید. وی ادعا نمود که ایران در شرف آغاز تولید موشک جدیدی با برد 130 کیلومتر می باشد. قرار شد روزی 20 فروند از این موشکها تولید گردد.
چند روز بعد ، وزیر دفاع ایران ادعا نمود که سازمان صنایع دفاع ، موشکی را با برد یکصدوسی کیلومتر مورد شلیک آزمایشی قرار داده است. وی اضافه کرد که این موشک مراحل توسعه خود را به اتمام رسانده و قرار است که طبق برنامه تا بیستم آوریل وارد مرحله تولید شود.
در طی جنگ شهرها ، تعداد کمی از موشکهای ایران-130 به طرف العماره شلیک شدند . گزارشات صادره از جانب ستاد تبلیغات جنگ در تهران حاکی از آن است که اولین موشک ایران-130 در تاریخ 19 مارس به طرف شهر العماره عراق شلیک و چهار موشک دیگر در ماه آوریل به طرف آن شهر پرتاب شدند.
واحد آتش بار تحت نام واحد موشکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی معرفی شد. برخلاف موشکهای اسکاد-بی که توسط واحد موشکی نیروی هوایی سپاه پاسداران اداره می شوند ، ظاهرا ایران-130 به نیروی هوایی ارتش احاله شده است.
در حال حاضر هیچ شرح فنی از موشک ایرن-130 موجود نیست، اما جمع بندی ها می تواند صورت گیرد .این موشک احتمالا توسط یک راکت با سوخت جامد به جلو رانده می شود، چرا که تولید موتورهای با سوخت مایع پیچیده بوده و نیاز مند به عملیات حفظ و نگهداری قابل ملاحظه ای در صحنه می باشد.
ایران-130 دارای برد کافی و لاجرم نیاز مند داشتن نوعی هدایت می باشد و احتمالا به یک سیستم هدایت اینرسی (ژیروسکپی) ساده متکی است. قسمت اینرسی احتمالا مبتنی بر قطعاتی است که برای کاربرد های غیر نظامی در نظر گرفته شده اند و در بازار آزاد موجود میباشند.
اگرچه بعید است که دارای دقت بالایی باشد، امابرای منظورهای ایران این امر یک نقص محسوب نمی شود. از سال 1985 ، موشک اسکاد-بی تکیه گاه اصلی نیروهای موشکی ایران بوده است.
در طی سال گذشته حدود 120 فروند مو شک اسکاد-بی توسط واحدهای موشکی نیروی هوایی سپاه پاسداران شلیک شده است. احتمالا نیروی نظامی ایران ، حتی بعد از وارد شدن ایران-130 به خط تولید ، به اتکای شدید بر روی موشک اسکاد بی ادامه خواهد داد . این امر در تلاش ایرانیان به منظور آغاز کردن تولید اسکاد-بی منعکس است.
ایرانیان با سیستم اسکاد- بی به اندازه کافی آشنایی داشتنتد و اولین فروند موشک اسکاد-بی خود را در تاریخ 12 مارس 1985 به طرف عراق شلیک کردند.حملات موشکی عموما شامل یک موشک بود . تنها در دو موقع بود که آنان در یک زمان دو موشک شلیک کردند.. به جز سه موشکی که به کرکوک اصابت کردند همگی به سمت بغداد شلیک شده بود.
در سال 1987 ، ایرانیان 18 فروند موشک اسکاد-بی دیگر شلیک کردند،که رغم کامل موشکهای پرتاب شده علیه عراق را به چهل فروند رساند.این امر احتمالا موجودی موشکهایشان را به پایان رسانید.در ژوئن 1987، ایران و کره شمالی به توافقی جهت تامین اسکاد-بی های اضافی رسیدند.این نکته به طور عموم مورد توافق است که کره شمالی به عنوان بخشی از یک قرارداد تسلیحاتی به ارزش 500 ملیون دلار ، تقریبا حدود یکصد فروند اسکاد بی در اختیار ایران قرار داد و این موشکها در اوایل سال 1988 به ایران تحویل داده شده است .
در طی جنگ شهرها بسال 1988، که از 29 فوریه آغاز و 52 روز ادامه داشت ، ایرانیان حدود 77 فروند موشک اسکاد بی را بسوی شهرهای عراق شلیک کردند . موجودی بیشتر موشکها ، و تجربه به دست آمده در سالیان گذشته ، برای ایرانیان این امکان را فراهم آورد تا بر شدت حملات خود بیافزایند .
ایرانیان در طی یک روز تا پنج فروند موشک را شلیک می کردند. در یک مورد آنان سه فروند را در کمتر از 30 دقیقه پرتاب نمودند ، که حاصل به کار گیری حداقل سه سکوی پرتاب است .
شصت ویک فروند از موشکهای شلیک شده در طی جنگ شهرها بسو
مطلب بعدی »