" بسم الله الرحن الرحیم "
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و یار و یاور رزمندگان .
پدر و مادر عزیزم و گرامیم اکنون که این وصیت نامه را مینویسم پیش از چند ساعت به شروع عملیاتباقی نمانده و خواستم تا چند کلمه ای با شما صحبت کنم پدر جان از اینکه نتوانستم جبران زحمات شما باشم و در پیری عصای دست شما باشم مرا خیلی خیلی ببخشید چون امام فرمودند که رفتن به جبهه یک امر واجب است و از سوی دیگر اسلام و مملکت اسلامی ما از سوی ابر قدرتها مورد هجوم قرار گرفته است وآنها قصد دارند که اسلام ما را و امام ما را از این بت شکن قرن را از سر راه خود بردارند لذا من جبهه را بر همه چیز خود ترجیح دادم و به جبهه رفتم .
مادرم : اگر در طول زندگیم به شما حرفی زدم و باعث ناراحتی شما شدم خواهش می کنم که مرا ببخش و برایم دعا کنی تا من هم با سرورم محشور شوم و به سایر دوستان بپیوندم .
مادرم می دانم که چه زجرها و سختیها برای من کشیدی و آرزو داشتی که شب عروسی مرا ببخشی ولی مادر جان به خدا قسم حجله گاه من همین جاست همین سنگر ها همین جبهه هاست .
مبادا در روز شهادت من اشک بریزی شادی کن مادرم و خوشحال باش که توانستی در دامن پر مهر خود چنین فرزندی را تربیت کنی خلاصه برای زحماتی که برای من کشیدی ازشما تشکر می کنم و از دور صورت شما را می بوسم و خداحافظ دارم .
برادران و خواهرانم : شما مرا ببخشید و مرا حلال کنید اگر به شما حرفی زدم و یا کاری کردم که باعث ناراحتی شما شده باشد مرا از صمیم قلب ببخشید و برادرانم محمد و حسن امیدوارم که شما دنباله روی راه من باشید و اسلحه خونین مرا از روی زمین بردارید و راهم را ادامه دهید و شما خواهران و فرزندان خود را حیسن گونه و زینب گونه تربیت کنید به امید پیروزی
" والسلام"