صفحه اصلی
loading...
 
 
 

دانستم آن شب...

شاعر / نويسنده : مختار عباسي

دانستم آن شب دانش دريا شدن را
مفهوم رويش، منطق افرا شدن را
در دشت آتش، زير باران منور
شب جار مي زد وعده ي فردا شدن را
در دشت خون اي كاش مي بودي ببيني
رقص جنون، بي دست و سر، بي پا شدن را
بوديم در بود و نبود خويش نابود
آموختيم، آموزه بودا شدن را
شايد كه بخل آسمان، حالا به هر حال
از دست دادم فرصت زيبا شدن را
حالا غروب و جاده اي متروك و يك مرد
سر مي دهد خوش شروه ي تنها شدن را

منبع: كتاب پيوست بهار(مجموعه شعر مقاومت استان بوشهر)، به كوشش: حيدر منصوري، ص105
مطلب بعدی »