صفحه اصلی
loading...
 
 
 

استقبال مسلحانه

گفتم بروم از دوستانم در گردان مجاور مقر احوالي بپرسم. زدم بيرون. هوا به غايت گرم بود. مثل اينكه طاعون آمده باشد يك نفر هم در محوطه نبود. صدا زدم صاحب خانه! يكي يكي سر و كله شان پيدا شد: «به به چه عجب، بابا خبر مي كردي گرا مي داديم برادران بعثي با توپ خانه آتش تهيه مي ريختند.» يكي از آن طرف: «پسر اطلاع مي داد ترابري ويژه را مي فرستاديم دنبالت!» من هم باري اينكه كم نياورده باشم گفتم: «حالا چرا زمين ها را شخم زده ايد؟» جواب دادند: «به ميمنت ورود حضرت عالي، بناست بعد از شخم بدهيم علف هم بكارند كه اين چند روز كه اينجا تشريف داريد بي آذوقه نمانيد!»

منبع: نوید شاهد
مطلب بعدی »