|
|
|
|
|||
اگر به خودت رحم نمی کنی
دوستاني بودن ك وقتي گرسنه شان مي شد يا پس از مدتي بي غذايي يا كم غذاي به غذايي مي رسيدند سر از پا نمي شناختند. كاري به اين نداشتند كه كسي آنها را نگاه مي كند يا ممكن است چيزي به ايشان بگويد، با همه وجود مي خوردند. درست مثل بچه ها كه در خوردن و آشاميدن آدب و اندازه نمي شناسند. خودشان را شش دانگ مي زدندبه سفره و محتوياتش و «مردان تيكه» كه همه جا حضور داشتند و اتفاقاً اين جور بچه هادر تيررسان هم مي نشستند. رو به شخص مي كردند و با قيافه و لحني بسيار طبيعي و دل سوزانه مي گفتند: «پسر رحم به جوانيت كن اگر به خودت رحم نمي كني به آن پدر و مادر پير و از كار افتاده ات رحم كن» و طرف بدون آنكه حتي سرش را برگرداند و بگويد به كه مي گويي همچنان صميمانه به پر كردن باك خود ادمه مي داد.
مطلب بعدی »
منبع: نوید شاهد |
|||||
|